بررسي آراي 5 كشور عضو دائم شوراي امنيت كه داراي حقوتو هستند اين واقعيت را آشكار مي كند كه هرگونه اقدامي از طريق شوراي امنيت عليه اعضاي دائم صورتي غيرممكن به خود يافته است و هر گاه يكي از اين اعضا اقدامي تجاوزكارانه و يا نقض صلح كرده، كشور فوق با استفاده از حقوتو از هرگونه تصميمگيري شوراي امنيت عليه آن كشور ممانعت به عمل آورده است.
شاهد مثال ديگري كه اين موضوع را ملموستر مي كند برنامه صلحآميز هسته اي ايران و عملكردي كه شوراي امنيت با صدور قطعنامه هاي پيدرپي در قبال آن اتخاذ كرده، است. با ادامه اين روند نكته اي كه رخ مي كند زورگويي جهاني در سايه سوءاستفاده از ابزارهاي قانوني است.
سياست خارجي دولت ها تحت تأثير متغيرهاي گوناگون شكل مي گيرد و در اين راستا واحدهاي سياسي اهداف و منافع تعيين شده، جهتگيري ها و استراتژي هاي گوناگون را انتخاب مي كنند. در فضاي بينالملل جمهوري اسلامي به پشتوانه پايداري مردم استراتژي ايستادگي را در برابر زورگويي برگزيده و اين خود عاملي مهم در افشاء نمودن روندي نامطلوب در سطح بين الملل است كه سبب آگاهي ديگر ملل نسبت به آن مي شود.
آمريكا و تهديدات مكررش براي حمله نظامي به ايران و از سوي ديگر اشغال كشورهايي مانند افغانستان و عراق در سال هاي اخير اين سئوال را به ذهن متبادر مي كند كه آيا سياست هاي كنوني حركتي براي محفوظ داشتن نسل هاي آينده از بلاي جنگ و يا تدوين منشوري جديد براي در بند كشيدن نسل هاي آينده با بلاي جنگ است.
نكته قابل تأمل در اين ميان شرايط داخلي، منطقه اي و بين المللي است كه بايد ديد چنين مجوزي براي حمله اي ديگر صادر مي كند يا خير، اما درگيري آمريكا با كشوري مانند ايران كه در منطقه داراي تأثيري فراوان است، مطمئنا مي تواند منافع آمريكا را در تمامي نقاط جهان درگير كند و اين موضوعي است كه ژنرال مايك مولن رييس ستاد ارتش آمريكا به آن معترف است كه آمريكا قدرت مقابله نظامي با ايران را دارد، اما حمله نظامي به اين كشور مي تواند خاورميانه را بهشدت بيثبات كند و عواقب ناخواسته اي به دنبال داشته باشد.
با اين اوصاف فاصله ميان تهديد و اجراي آن در شرايط حاضر براي اين كشور قابل تصور نيست ولي در عين حال استراتژي ايستادگي و مقاومت پادزهر تهديدات است و تهديد را در مرتبه پوشال نگاه مي دارد و اجازه گرفتن رنگ واقعيت به آن را نمي دهد.
اسراييل با داشتن فاصله جغرافيايي طولاني از مرزهاي ايران رژيمي است كه همسو با آمريكا بارها حمله به تأسيسات هسته اي ايران را مطرح كرده است اما آن چه در عالم واقع بايد به آن نظر داشت امكاني است كه اين رژيم در عالم واقع براي حمله به ايران ندارد زيرا از يك سو مسافت زياد سبب مي شود براي رسيدن به ايران اجازه كشورهاي همجوار را براي استفاده از آسمان آنها بگيرد، ولي اين موضوع را نبايد از نظر دور داشت كه دامنه نفوذ و قدرت دفاعي ايران امكان صدور چنين مجوزي را در اختيار اسراييل قرار نمي دهد و از سوي ديگر بايد گفت كه ورود به آسمان ايران براي حمله به تأسيسات هسته اي لازمه اش طي مسافتي طولاني در خاك ايران است كه اين خود عاملي مهم براي تبديل پروژه تهديد و حمله رژيمصهيونيستي به ايران بهعنوان رويايي دست نيافتني است.
در اين ميان نزديكي اخير كشور روسيه با آمريكا در دادن راي مثبت به قطعنامه عليه ايران و اظهارات رييسجمهوري اين كشور در دستيابي ايران به سلاح هسته اي طي يكسال آينده موضوع ديگري است كه توجه به آن از سوي مسئولين سياست خارجي داراي اهميت است.
تحليل گران روسي بيطرفي و عدم جانبداري در جنگ احتمالي را استراتژي اصلي روسيه مي دانند، اما با اين وجود اتخاذ سياست يك بام و دو هواي اين كشور لزوم بازبيني در روابط را لازم مي كند.
آمادگي براي مواجهه با هرگونه شرايط غير قابل تصور در جهت حفاظت از انقلاب اسلامي جزء برنامه هاي اصلي مسئولين نظام است از اين رو ما در اين شماره هفته نامه پنجره با طرح مسئله حمله احتمالي و واكنش ايران نسبت به آن، تهديدهايي كه در طول سي سال گذشته جامعه عمل به خود نپوشيده را آورده و از منظري ديگر هزينههايي كه به تبع حمله، براي كشورهاي متخاصم بوجود مي آيد را بيان كرده ايم تا در اين راستا غيرواقعي بودن تهديدات عليه ايران را نمايان و دغدغه اي هم براي آمادگي بيشتر در داخل ايجاد كنيم