اعتراف ميكنم كه هيچگاه توفيق حضور در جلسات وعظ حضرت حقشناس رحمتاللهعليه را پيدا نكردم و فقط از دور و نزديك، مطالب سربستهاي از خلقيات و اخلاقيات ايشان ميشنيدم.
اعتراف ميكنم كه هيچگاه نشناختمشان. هرچند بعيد ميدانم اگر پاي وعظ اين مرد بزرگ هم نشسته بودم، الان ميتوانستم ادعايي به بزرگي شناختشان داشته باشم؛ كه مردان خدا را فقط خدا ميشناسد...
بعد از رحلت حضرتش بود كه بيشتر با كرامات و نكات اخلاقي ايشان آشنا شدم. پراكنده مطالبي درباره ايشان ميخواندم و يا مواعظشان را كه از گوشه و كنار به دستم ميرسيد مرور ميكردم و يا فايلهاي صوتي و تصويريشان را ميشنيدم و ميديدم... تا همين روزها؛ تا پروندهاي كه قرار شد براي سالگرد وفات حضرت آيتالله حقشناس رحمتاللهعليه جمعآوري شود و به اين بهانه بيشتر خواندم و شنيدم. بهسراغ خواص و شاگردان ايشان رفتم و... بيشتر نفهميدم و نشناختم!
الان كه مشغول نوشتنم، مدام به اين حديث شريف حضرت اميرالمؤمنين عليه افضل صلواتالمصلين فكر ميكنم كه فرمود: «اذا مات العالم ثلم فيالاسلام ثلمه لايسدها شيء.» «زمانيكه عالمي فوت ميكند، شكاف و رخنهاي در اسلام بهوجود ميآيد كه هيچچيزي آن را پر نخواهد كرد.» اين روزها بيشتر از قبل ميتوان به عمق اين حديث نوراني پي برد. اين روزهايي كه بيشتر از هر زمان ديگري نيازمند اخلاق و اخلاقگرايي هستيم؛ اين روزهاي آخرالزماني، چه چيزي ميتواند جاي خالي بزرگ مرد اخلاق و عرفان را پركند؟
در ميان همه ندانستنهايم يكچيز را در اين مدت فهميدم: حضرت حقشناس همچون رودي زلال و پاك بر دل و جان اطرافيانش جاري بوده و هست. به همينخاطر، آنان كه با اين سرچشمه شناخت و معرفت حق تعالي حشر و نشر داشتهاند، صيقلخورده، پاك، براق و زيبا شدهاند. و خاصيت عالمان دين چنين است. آنان كه سخن از دل پاكشان برميخيزد و نه زبان سرخشان، اينگونه ميگويند و لاجرم گفتارشان بر دل مشتاق و جان علاقهمند شنونده مينشيند و تأثير ميگذارد.
اكنون كه توفيق آشنايي با نزديكان حضرت آيتالله العظمي عبدالكريم حقشناس را يافتم، ميبينم تأثير ارتباط با ايشان چنان بوده است كه پيروانش نيز چون او، لطيف و دوستداشتني شدهاند. لطافتي از جنس حضرت لطف و لطيف جل جلاله و دوستداشتني از نوع:
«ان الذين آمنوا و عملوا الصالحات سيجعل لهم الرحمن ودا»
«آنان كه ايمان آوردهاند و كردار نيكو داشتهاند، خداوند مهربان، دوست داشتن را برايشان قرار ميدهد.»
(سوره مباركه مريم، آيه 96)