هفته نامه خبري تحليلي پنجره - شهريور دوم - 58
شماره مجله 58
  پر امتیازترین مطالب
5 غلبه عدالت در مسلماني جلال  
5 شاگرد مدرسه جلال  
4.8 نعمت بزرگي به نام جلال  
4.6 مشكل آل احمد را من حل كردم  
4 من اين‎كاره نبودم!  
  پر بیننده ترین مطالب
125 غلبه عدالت در مسلماني جلال  
110 نعمت بزرگي به نام جلال  
107 شاگرد مدرسه جلال  
93 مشكل آل احمد را من حل كردم  
80 مردم‎شناسي تاريخي 28 مرداد  
  آرشيو دسته بندي محتواي مجله
ستون یک یادداشت سیاست
اقتصاد فرهنگ جامعه
هنر و ادبیات تاریخ گفتگو
  آمار سایت

امروز : 1730

ديروز : 2563

كاربران فعال : 82

  امتياز :  
روايت آيتالله محمدعلي جاودان از استادش
دوستانت را دعا كن


خصوصيات ممتاز استاد و پير بزرگ ما آيت‎ا... حق‎شناس بسيار زياد است، اما اگر بخواهم به چند خصوصيت بارز در وجود ايشان اشاره كنم، بايد بگويم كه انجام حوائج مردم براي ايشان مهم‎ترين مشغوليت بود. عبادات مستحب خودشان را براي كار مردم و حاجت آنان، تعطيل يا مختصر مي‎كردند. البته اين‎گونه كارهاي‎شان پنهان بود و حتي ما هم كه تا حدي نزديك به ايشان رفت و آمد مي‎كرديم، خبر نداشتيم.
يك بار چند سال پيش با يكي از دوستان در حرم مطهر حضرت رضا(عليه السلام) بوديم. آن دوست با تلفن همراه به منزل آيت‎ا... حق‎شناس تلفن كرد و گفت كه الان مقابل ضريح مطهر هستم چه كنم؟ فرمودند: «دوستانت را دعا كن.» و گويي اين يك ورد بود بر زبان ايشان.
در تمام دوران سخت جنگ و موشك باران‎ها، با اين‎كه تهران خالي شده بود، حتي يك بار هم تهران را ترك نكردند و هميشه به مسجد مي‎آمدند. دائما هم نگران مردم بودند. چند بار براي رفع اين بلاها، يك چله تمام، زيارت عاشورا خواندند و شرايط و آداب سخت آن را عمل كردند و هر بار با پايان دوران زيارت، حمله‎هاي هوايي و موشكي قطع مي‎شد. براي پايان يافتن جنگ يك دوره 40 روزه ديگر اين زيارت را خواندند و دو ماه به پايان جنگ فرمودند: «تا دو ماه ديگر جنگ تمام است»، دو ماه بعد نيز جنگ پايان يافت.
خصوصيت ديگر ايشان، عشق به مردم بود كه واقعا به آن اعتقاد داشتند. آيت‎ا... حق‎شناس مي‎فرمودند: «اين‎ها خلق خدا هستند. خداوند خلقش را دوست دارد، پس ما هم بايد آن‎ها را دوست بداريم، چون كسي كه كسي را دوست دارد، آثار او را هم دوست مي‎دارد.»
ايشان در اوايل جواني از يك تعليم غيبي دستور يافته بودند كه به‎عنوان دستور سلوك، سه كار را به هيچ وجه رها نكنند؛ نماز جماعت، نماز شب و درس. بنابر‎اين آيت‎ا... حق‎شناس به هيچ قيمت اين سه را از دست نمي‎دادند. نماز جماعت ايشان تنها در صورتي تعطيل مي‎شد كه از پا افتاده باشند. به ياد دارم من و چند نفر از دوستان در سال 70 در محضر ايشان به عمره مشرف شديم. معمول اين است كه عصر از مدينه حركت مي‎كنند. در راه، نماز جماعت را به امامت ايشان خوانديم. شب‎هنگام به مكه رسيديم و بعد از مقدمات براي انجام اعمال عمره به مسجدالحرام رفتيم. اين اعمال دو تا سه ساعت طول مي‎كشد. ديروقت شد، اما چند ساعت به صبح مانده بود. ايشان بيدار ماندند تا نماز شب و نماز جماعت صبح از دست نرود. در همين سفر، هر روز صبح در اتاق آيت ا... حق شناس به خدمت‎شان مي‎رسيديم تا نماز صبح را به امامت ايشان بخوانيم. وارد اتاق كه مي‎شديم، ايشان را مي‎ديديم كه بعد از خواندن نماز شب و انجام اعمال ديگر، مشغول تلاوت قرآن هستند.
آيت‎ا... حق‎شناس در سال‎هايي كه در تهران به تعليم و تربيت مردم و طلاب مشغول بودند، مي‎كوشيدند كه دوستان و شاگردان و اطرافيان خويش را به انجام دستورات شرعي و اخلاقي ترغيب كنند؛ لذا هر يك از شاگردان، به ميزان مقدار نزديكي با ايشان، ضوابط ديني و اخلاقي را بيشتر مراعات مي‎كرد و در زندگي و كار منظم‎تر و ديندارتر بود.
خصوصيت ديگر استادمان، احترام خاصي بود كه ايشان نسبت به خانم ها داشتند. اگر مي‎دانستند كسي نسبت به همسرش بدرفتاري مي‎كند، نسبت به او بسيار خشم مي‎گرفتند. نسبت به همسر بزرگوار خودشان نيز نهايت ادب و احترام را داشتند و مي‎فرمودند: «من كمال خود را در خدمت به همسرم مي‎دانم و خود را موظف مي‎دانم كه آن چه ايشان مي‎خواهد، فراهم كنم.» و بسيار كم اتفاق مي‎افتاد كه بدون ايشان به مسافرت بروند.
خصوصيت بارز ديگر آيت‎ا... حق‎شناس اين بود كه ايشان نسبت به گناه غيبت، سخت حساس بودند. البته اين خصيصه همه علماي اخلاق و اهل سير و سلوك است. آن‎ها معتقدند كه به واسطه غيبت، همه اعمال آدمي بر باد مي‎رود. شنيده بودم كه گويا آيت‎ا... حق‎شناس در اوايل جواني از كسي غيبت مي‎شنوند. امكان اين را هم نمي‎يابند كه از او دفاع كنند. ايشان ناگزير شدند كه از غيبت شده حلاليت بطلبند. به نزد آن فرد مي‎روند. او حاضر نمي‎شود كه حلال كند. خودشان فرمودند: «به گريه افتادم و حاضر بودم كه دست و پاي او را ببوسم تا اين‎كه مرا حلال كند. وقتي او اين‎قدر اصرار و تواضع مرا ديد، از من گذشت كرد.»
به هر حال خيلي از بزرگان گفته اند كه استاد ما اهل سلوك بود و هيچ‎گاه مراقبه نفس را ترك نكرد. اين در‎حالي بود كه او در نزد مردم يك روحاني ساده و معمولي به نظر مي‎رسيد، چون هيچ‎گاه كارهاي غريب از او ديده نمي‎شد. آيت‎ا... حق‎شناس مانند همه درس مي‎خواند، مباحثه مي‎كرد، نماز جماعت مي‎خواند، براي مردم موعظه مي‎كرد، تفسير مي‎گفت، احكام شرعي تعليم مي‎داد، مشكلات مردم را حل مي‎كرد، براي جوانان عقد ازدواج مي‎خواند و... نزديكان او هيچ چيز غريبي در رفتار و اعمال او نديده بودند. همه سير و سلوك آيت‎ا... حق‎شناس از يك طرف به صبر در بلايا، امراض و مشكلات و از طرف ديگر در خدمت به خلق خدا بود
0/5 ستاره ها (0)


نام
نام خانوادگي
پست الكترونيكي
متن

به نام پدر(ويژه نامه شماره 57)
يك زندگي بحث ‎برانگيز(ويژه نامه شماره 56)
حزب‎الله از نگاهي ديگر(ويژه نامه شماره 55)
بنده بزرگان بودن حق‎شناسي است(ويژه نامه شماره 52)
فلسفه به روايت فلسفه(ويژه نامه شماره 51)
براي تمام فصل ها(ويژه نامه شماره 50)
پيوندها
پاتوق كتاب