| هایپر مدیا | مرکز جامع خدمات رسانه ها / نگارش روزنامه |
|
|
|
اندازه فونت |
|
پرینت |
|
برش مطبوعاتی |
|
لینک خبر | جابجایی متن |
|
نظرات بینندگان |
دغدغه سینماگران در آستانه روز ملی سینما
سمفونی ایکاشها/ اميد صبوري
ورق زدن تقویم و رسیدن به 21 شهریور، نه فقط برای مردمان کوچه و خیابان که گویی برای اهالی سینما هم دیگر معنای خاصی ندارد، حتی اگر در گوشهای از صفحه مربوط به اینروز در تقویم درج شده باشد؛ «روز ملی سینما». هم بهانه ما و هم اصلیترین گزینههای ما برای این گزارش از همان ابتدا مشخص بود، چراکه صلاحیت هیچ گروه و دستهای برای سخن گفتن از «سینما» بیش از اهالی آن نیست، با این حال زمانی که فهرست نامها را پیش رو گذاشتیم و بدون هیچ اولویتبندی و بهصورت کاملا رندوم نامهایی را برگزیدیم و تماس گرفتیم به نتایج جالبی رسیدیم؛ عدهای محافظهکاری پیشه میکردند که «ما را چه به دغدغه داشتن!» و عدهای دیگر با شوخی و خنده درخواست میکردند که «ما را معاف بفرمایید(!)» همه اما در یک مورد همکلام بودند و آن اینکه «ایکاش سینمای ما آنگونه که امروز هست، نمیبود.» با تمام اینها تلاش ما چندان هم بینتیجه نبود و از میان تماسهای متعدد آنها که همراه ما شدند حرفهای شنیدنی و قابل تأملی داشتند. آنچه در ادامه خواهید خواند پاسخ این سینماگران است به یک پرسش واحد؛ «بزرگترین دغدغه شما در آستانه روز ملی سینما چیست؟»
عباس رافعی
(تهیهکننده و کارگردان)
مهمترین دغدغه من برای آینده سینمای ایران این است که ایکاش بگذارند سینمای ایران آینده داشته باشد! هیچ توقعی هم در اینباره از مدیران و مسئولان ندارم و تنها از ایشان تقاضا میکنم که هیچ کمکی به سینمای ایران نکنند، چراکه این کمکها توقع ایجاد میکند و این توقعات کمکم باعث خدشهدار شدن آینده سینمای ایران خواهد شد. خواهش میکنم مدیران نه کمکی به سینما بکنند و نه در ازای آن توقعات بیش از اندازه داشته باشند؛ بگذارید سینمای ایران راه خود را ادامه بدهد.
محمد احمدی
(تهیهکننده و کارگردان)
آنچه در اولویت، دغدغههای من برای آینده سینمای ایران قرار دارد، برخورد سلیقهای مدیران است؛ از مسائل نظارتی گرفته تا کیفیت برخورد با فیلمسازان با دیدگاههای مختلف، نباید بهگونهای باشد که اگر مدیری، مسئولیتی را قبول کرد، بخواهد همه چیز را از صفر شروع کند. مدیریت نباید خطوط قرمز را براساس سلیقه خود بازتعریف کند. بر همین مبنا هم باید برخورد یکسانی با هنرمندان داشته باشد و خطکشیهای سیاسی ملاک را این جنس ارتباطات قرار ندهد. در صورت تعریف صحیح چهارچوبها میتوان این برخوردهای سلیقهای را به حداقل رساند.
عزتالله انتظامی
(پیشکسوت بازیگری)
من مدتهاست از فضای سینمای ایران دور هستم و به فعالیتهای خیریه اشتغال دارم. بهواقع از شرایط امروز سینمای ایران بیاطلاعم و نمیتوانم بگویم امروز و آینده سینمای ایران چگونه هست و خواهد بود، تنها شنیدهام عدهای با عدهای دیگر درگیر هستد، همین! مدتی بهدلیل بیماری در منزل بستری بودم و هر از گاهی تنها فرصت میکردم سری به موزه سینما بزنم. به همین دلیل هم هیچ اطلاع روشنی از شرایط امروز و روند کلی حرکت سینمای ایران ندارم.
سعید سعدی (تهیهکننده)
بزرگترین مسأله امروز سینمای ایران تعامل اهالی سینما با یکدیگر است. اگر در این زمینه تحولی رخ دهد، سینمای ما از وضعیتی که امروز دارد قطعا خارج میشود. این هم مربوط به سینماگران است و هم مدیران؛ به تعبیری کلیت سینمای ایران باید به فکر بهبود این تعامل باشد. هر دو سوی این تعامل باید اصلاح روابط را در دستور کار خود قرار دهند، چراکه تعامل هیچگاه بهصورت یکسویه محقق نمیشود و لازم است هر دو سو خواستار و البته به فکر بهبود باشند.
رضا ایرانمنش (بازیگر)
به شخصه آینده سینمای ایران را با توجه به عدم تدبیر سیاستگذاران و تک بعدی شدن تولیدات بسیار بد میدانم. اگر بخواهم با صراحت بگویم سینمای ایران شدیدا به یک سینمای مافیایی بدل شده است و با این شرایط امید چندانی به آینده آن ندارم. تنها راه عبور از این فضا هم سپردن امور به دست هنرمندان توانمندی است که به دور از حاشیههای سیاسی دغدغه سینما دارند. این قبیل افراد که تعدادشان کم نیست، هم در عرصه سیاستگذاری و هم در عرصه اجرا باید وارد شوند.
علیرضا آقاخانی (بازیگر)
اصلیترین دغدغهام در اینروزها بهدلیل ارتباطی که با برخی فیلمنامهنویسان دارم به این حوزه باز میگردد، چراکه در ساخت فیلم به تکرار افتادهایم. در ارتباطی که با دوستان فیلمنامهنویسم دارم شاهد ایدههای بسیاری هستم که هیچگاه به ثمر نمیرسد و تنها میتوان گفت؛ حیف! فکر میکنم هم بازیگران، هم کارگردانان و هم کلیه فعالان عرصه سینما برای مخاطب کار میکنند، اما این مخاطب تا کی باید شاهد آثار تکراری و کلیشهای در صورتهای مختلف باشد؟! باید در این زمینه کاری کرد.
جمشید مشایخی
(پیشکسوت بازیگری)
ما زمانی به یک اثر، هنری میگوییم که انسان را به حقیقت برساند. با توجه به این تعریف برای بهبود وضعیت سینمای ایران لازم است ابتدا از وجود کسانی بهرهگرفت که عاشق ملت ایران باشند، دانش این حرفه را داشته و علاوهبر این دو، خداجو و خداباور باشند.
نکته دیگر اینکه وقتی یک اثر هنری سانسور میشود، این حکم اسیدی را دارد که پای یک درخت ریخته میشود و آن را میخشکاند. این درست است که هر اثری هنری نیست و اثر هنری تا تاریخ برقرار است تأثیرگذاری خود را حفظ میکند، اما برای چنین اثری سانسور حکم همان اسید را دارد. میگویند زمان سلطان محمود غزنوی 400 شاعر بودهاند که از آن میان 399 نفر مداح سلطان محمود بودند و تنها یک نفر بود که شد فردوسی بزرگ. حال اگر ما هم دغدغه خدمت بهجامعه و جوانان را داریم، باید بهسمت حقیقتگویی برویم؛ «چرخ برهم زنم ار غیر مرادم گردد/ من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک»
روحالله حجازی (کارگردان)
بزرگترین معضل امروز سینمای ایران عدم اطمینان میان سیاستگذاران و سینماگران است. معضلی که مربوط به مدیریت فعلی نیست و پیشتر هم شاهد آن بودهایم. سیاستگذاران ما باید بپذیرند که سنیماگران ما امروز به شناخت کافی از خطوط قرمز رسیدهاند. با اطمینان به سینماگران از این منظر، قطعا شاهد آثار بدیعی خواهیم بود. دغدغه دیگرم هم که بد نیست بر آن تأکید کنم سراغ نگرفتن از سینماگران است؛ اگر فیلمسازی به این نتیجه برسد که بود و نبودش چندان به حال سینمای ایران فرقی نمیکند، شرایط چندان مطلوبی نخواهد داشت.
مهدی سجادهچی (فیلمنامهنویس)
من همیشه دغدغه ثابتی داشتم درباره وضعیت فیلمنامه در سینمای ایران که امروز دیگر بهطور کامل نسبت به آن ناامید شدهام! روند تربیت فیلمنامهنویس در سینمای ایران بهطور کامل منقطع است و بر همین اساس هم نسبت به اینکه اتفاقی در این زمینه رخ دهد مأیوسم. اما چندی قبل در افکار پراکندهام درباره سینمای ایران وقتی آثار جدید را مرور میکردم حیرتزده شدم؛ نه فقط تولیدات گیشهای که حتی فیلمهای فیلمسازان صاحبنام هم چنین وضعی داشتند. در همین راستا به فکر افتادم که ایکاش مسئولانی که بودجههای سینمایی را در اختیار دارند، بیایند اندکی به فکر زیرساختها باشند؛ زیرساختهایی از جنس استودیوهای بزرگ فیلمسازی.
بابک حمیدیان (بازیگر)
بهجای بزرگترین دغدغه ترجیح میدهم از بزرگترین ترسم بگویم؛ بزرگترین ترس من در دنیای بازیگری این است که دنیای حرفهای ما تبدیل به پارکینگی شده است که دربان ندارد! سینمای ما در معرض آسیب جدی از زاویه این پارکینگ بدون دربان است. امیدوارم شرایط بهگونهای سامان بیابد که بازیگری وضعیتی بهتر از امروز داشته باشد. برای این مهم هم هر دو گروه، سینماگر و سیاستگذار، باید نقش خود را ایفا کنند هرچند که در مواردی نقش اهالی سینما پررنگتر است. کاش همه ما به سلامت از این بحران عبور کنیم.
سیدضیاء هاشمی (تهیهکننده)
ایکاش در سینمای امروز چهرههایی مانند زندهیاد سیفالله داد میبودند تا شرایط این قدر غیرقابل تحمل نمیشد. البته باید اذعان کرد که ما به خیلی از خواستههایمان رسیدهایم و اگر هم در شکل صنعتی هنوز کمبودی داریم، که همه قابلحل است. آنچه در این سینما غیرقابلتحمل شده این است که همه با یکدیگر درگیرند و انگار هیچکس دیگری را قبول ندارد. جشنی هم که به نام سینما برگزار میشود، پر از کینه و نفرت است. اگر اینگونه نبودیم قطعا سینمای ما هم شرایط بسیار بهتری داشت.
بیژن میرباقری (کارگردان)
فکر میکنم مهمترین دغدغه امروز سینماگران فعال در سینمای ایران این است که سینمای ایران از وضعیت فعلی خارج شود. هم اکران و هم تولید در سینمای ایران در رخوت بهسر میبرد و خروج از این رخوت دغدغه اصلی ماست. این مهم مستلزم تغییر نگاه مدیریت فرهنگی کشور نسبت به سینماست. تنها بحث سیاستگذاران هم نیست. در اجرای سیاستها هم باید اصلاحاتی صورت گیرد که این بخش بیشتر بر عهده خود سینماگران است. این تغییر نگاه در دوسو میتواند شرایط بسیار مطلوبتری را برای سینمای ایران فراهم بیاورد.
سیدرضا خطیبی (كارگردان)
فکر میکنم اگر در سینمای ایران سالنهای بیشتری برای اکران در اختیار داشته باشیم و در عینحال در پروسه تولید هم از امکانات و لوازم تکنیکی بهروزتری بهرهمند باشیم فضای بهتری در پیشرو خواهیم داشت. محدودیتهای تولید در بسیاری از موارد کارگردانها و سناریستهای ما را دچار خودسانسوری میکند و نمیتوانند به راحتی هر آنچه را که در ذهن دارند، روی کاغذ و یا مقابل دوربین بیاورند. با ادامه جریان سالنسازی و حتی حرکت بهسمت تکنولوژی سهبعدی قطعا در آینده فیلمسازان ما راحتتر تفکرات خود را به تصویر خواهند کشید.
علیرضا زریندست (پیشکسوت مدیریت فیلمبرداری)
صحبت از دغدغهها در این مجال اندک بسیار سخت است، اما دغدغهای دارم که بهشدت امیدوارم در آینده نزدیک رفع شود. خیلی از مسائل اجرایی در بخش تولید و گردش مالی در سینمای ایران امروز دچار خدشه است. در تمام دنیا ما شاهدیم که عرضه و تقاضا همواره با هم نسبت مستقیم دارد و بهگونهای است که فروش یک فیلم سبب میشود که دستمزد عوامل و بازیگران آن بالا برود. اما در کشور ما وقتی بازیگری دستمزد بالا گرفته و فیلمش فروش نمیکند، بازهم درخواست دستمزدهای آنچنانی دارد و این به عقیده من اصلا قابلتوجیه نیست! حتی زمانی در سینمای ایران نیروها و عواملی مورد حمایت و هدایت بودند که بعدها هر یک حضور تأثیرگذاری در افزایش کیفیت یک اثر داشتند، امروز این نسبت هم به هم خورده است. مردم انتظار دارند یک بازیگر مشهور را هم در یک فیلم خوب ببینند، این یک اصل است. اگر بتوانیم تعادلی منطقی در این زمینه بر سینمای ایران حاکم کنیم میتوانیم بهجایی برسیم که دغدغه ساخت فیلم خوب برای یک فیلمساز اهمیت بیشتری داشته باشد تا حضور فلان بازیگر معروف در فیلم!
علیرضا رییسیان (کارگردان)
معتقدم آنچه از منظر سیاستگذاری در سینمای ایران در حال وقوع است، شروع مسیری امیدوارکننده است. مسیری که پایان آن سپردن کار مردم به خود مردم است؛ همان که اصلیترین شعار انقلاب ما هم بود. این اتفاق در عرصه سینما کمکم در حال وقوع است. از دیگر سو اما اگر وضعیت فعلی هنرمندان فعال در عرصه سینما را مدنظر قرار دهیم، فکر میکنم مهمترین دغدغه، آرزوی حداقلی از انصاف برای آن عدهای است که همواره عادت کردهاند شرایط بلاتکلیفی را برای دیگران فراهم بیاورند؛ به این معنا که همواره صورت معترض به خود میگیرند، اما در پشت پرده از رانتهای مختلف استفاده میکنند! این بدترین بلایی است که سینمای ایران تا به امروز با آن مواجه بوده است. شاید اگر مسیری که در ابتدا به آن اشاره کردم تا انتها پیموده شود و خود اهالی سینما عهدهدار همه مسئولیتهای سینما شوند، دیگر شاهد چنین پدیدهای نباشیم، چراکه من بهعنوان یک سینماگر نمیتوانم به خودم امتیاز ویژه بدهم؛ مگر اینکه لیاقتهای ویژهای داشته باشم و این عین عدالت است. اگر دولت بخواهد عدالت ایجاد کند قطعا به سرانجام نخواهد رسید.