|
78
79
|
| هایپر مدیا | مرکز جامع خدمات رسانه ها / نگارش روزنامه |
|
|
|
اندازه فونت |
|
پرینت |
|
برش مطبوعاتی |
|
لینک خبر | جابجایی متن |
|
نظرات بینندگان |
نگاهی به فیلمهای ورزشی و ورزشکاران بازیگر
شکستخوردهها/ مهدی محمدی
چه پیش از انقلاب و چه پس از آن، هرگاه اهالی سینما بهسمت ساخت فیلمهایی با مضمون ورزشی رفتند و یا به فکر استفاده از ستارههای ورزشی در آثار خود افتادند، بیشک هدف اکثر آنها بهرهبرداری از شهرت این ورزشکاران در راستای موفقیت در گیشه بوده، اما به گواه کارشناسان به ندرت موفقیتی در این زمینه حاصل شده و تقریبا اکثر تجربههای ورزشی در سینما با شکست مواجه شده است.
منتقدان بر این باورند که اهالی سینما به گمان اینکه میتوانند با حضور ستارههای ورزش، هواداران آنها را بهسمت سالنهای سینما بکشانند، پای آنها را به فیلمهای خود باز میکنند؛ اما تجربه ثابت کرده است که نه تنها اهالی سینما استقبال خوبی از این اتفاق نکردهاند، بلکه طرفداران ورزش نیز ترجیح میدهند ورزشکاران موردعلاقه خود را در ورزشگاهها و در حال انجام ورزش تماشا کنند، نه روی پرده نقرهای.
شهرام خرازیها، عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران، در این رابطه میگوید: «هر ظرفی یک مظروفی دارد و با توجه به این مسأله میتوان گفت ورزش در ظرف سینما نمیگنجد. تجربه نشان داده است چه در سینمای ایران و چه سینمای جهان، اصولا فیلمهایی که بر مبنای یک ورزش خاص شکل گرفت، زیاد با اقبال مواجه نبوده است. چنین تجربههایی البته در جهان موفقتر از ایران بوده و این تعداد در کل سینمای تاریخ ایران حتی به تعداد انگشتان یک دست هم نمیرسد. در سینمای خارجی هم موارد خیلی موفق کمتر به چشم میخورد، ولی بودهاند فیلمهای موفق تجاری مثل سری فیلمهای راکی که بر اساس بوکس ساخته شد.»
در سینمای جهان میتوان به فیلمهای نسبتا موفق در این زمینه اشاره کرد. فیلمهایی مثل «راکی» به کارگردانی جان جی اویلدسن (بوکس)، «پرنده اسکاتلندی» به کارگردانی داگلاس مکینون (دوچرخه سواری)، «تنهایی یک دونده ماراتن» به کارگردانی تونی ریچاردسن (دوی ماراتن)، «عزیز میلیون دلاری» به کارگردانی کلینت ایستوود (بوکس)، «گاو خشمگین» به کارگردانی مارتین اسکورسیزی (بوکس)، «رقابت سرد» به کارگردانی جان ترتلتاب (لوژسواری)، «جری مگوایر» به کارگردانی کامرون کرو (بوکس)، «هوسیرز» به کارگردانی دیوید انسپو (بسکتبال)، «کدیشک» به کارگردانی هارولد رمیس (گلف)، «مالیات زمین» به کارگردانی آشوتونش گوواریکار (کریکت)، «میدان رویاها» به کارگردانی فیل آلدن رابینسن (بسکتبال)، «مشت زن» به کارگردانی دیوید او. راسل (بوکس)، «ارابههای آتش» به کارگردانی هیو هادسن (دوومیدانی)، «بیلیاردباز» به کارگردانی رابرت راسن (بیلیارد)، «مارادونا» ساخته مارکو ریسی (فوتبال)، «سفیدپوستان نمیتوانند بپرند» به کارگردانی ران شلتن (بسکتبال) و البته فیلم به یاد ماندنی «فرار بهسوی پیروزی» ساخته جان هستون با حضور ستارگان تاریخ فوتبال چون پله، بابی مور، آردیلس در کنار هنرپیشههای سرشناسی مانند سیلوستر استالونه، مایکل کین و...
علاوهبر ستارگانی چون پله، بابی مور و آردیلس، ورزشکاران سرشناس دیگری نیز همچون مارادونا، اریک کانتونا، پیر لیت بارسکی، فرانتس بکن بائر، پل برایتنر، آلفردو دی استفانو، سپ مایر، جورج بست، رائول گونزالس، دیوید بکهام، ماریا شاراپووا، ایکر کاسیاس، تدی شرینگهام، سول کمپل و... حضور در فیلمهای سینمایی را تجربه کردهاند.
پرداختن به ورزش در سینمای ایران را نیز میتوان در دو مقطع زمانی قبل و بعد از انقلاب اسلامی بررسی کرد. در دوره پیش از انقلاب محمدعلی فردین، کشتیگیر مطرحی که عنوان نایب قهرمانی کشتی آزاد جهان را نیز کسب کرده بود، به پیشنهاد ناصر ملک مطیعی و با بازی در فیلم «چشمه آب حیات» وارد سینما شد و سپس به یکی از محبوبترین بازیگران تاریخ سینمای ایران تبدیل شد و به نوعی تنها ورزشکاری است که در عرصه سینما توانست جایگاه خوبی پیدا کند. رضا بیک ایمانوردی نیز نمونهای موفق در سینما بهشمار میرود. وی که به ورزش کشتی کج میپرداخت، بعدها به سینما روی آورد و در حدود 150 فیلم به بازی پرداخت. حبیبالله بلور رییس فدراسیون و سرمربی تیم ملی کشتی آزاد، ایلوش خوشابه قهرمان پرورش اندام ایران (با نقش ماندگار امیرارسلان نامدار)، عزیز اصلی دروازهبان تیم ملی، امامعلی حبیبی قهرمان کشتی در المپیک، محراب شاهرخی بازیکن تیم ملی فوتبال، حسین ملاقاسمی ملیپوش کشتی و... دیگر نمونههای ورزشی هستند که پیش از انقلاب بازی در فیلمهای سینمایی را تجربه کردند.
در این سالها فیلمهایی از قبیل «الکلی» ساخته محمدعلی جعفری، «ببر مازندران» ساخته ساموئل خاکچیان، «عمو فوتبالی» ساخته سعید مطلبی، «سرطلایی» ساخته شعاع الدین مصطفیزاده و... در ارتباط با ورزش ساخته شد. خرازیها در این زمینه میگوید: «قبل از انقلاب فیلمهای ورزشی تا حدی موفقتر بودند. عمده تأکید آنها بر ورزشهایی مثل کشتی کج بود. تجربههایی مثل فردین داشتیم که از کشتی به سینما رفت. چند چهره دیگر نیز وجود داشتند که حضور نسبتا خوبی را تجربه کردند، اما باید پذیرفت که فردین استثنا بود و اکثر تجربهها در این زمینه ناموفق بوده و بازیهای بسیار سطحی و کنترل نشده از آنها در فیلمها دیده میشد.»
پس از انقلاب نیز ساخت فیلمهای ورزشی و حضور ستارههای ورزش در سینما تداوم یافت و از نظر کمی با سیر صعودی مواجه شد، اما منتقدین متفقالقول بر این باورند که از نظر کیفی هیچ موفقیتی حاصل نشده است. در این دوره میتوان به فیلمهایی همچون «صعود» به کارگردانی فریدون جیرانی، «آخرین تلاش» ساخته سیامک اعتمادی، «تعقیب» ساخته علی عبدالعلیزاده، «گالان» ساخته امیر قویدل، «جوانمرد» ساخته جمشید آهنگرانی، «حریف دل» عبدالرضا گنجی، «یاسهای وحشی» و «شیرهای جوان» ساخته محسن محسنینسب، «فوتبالیها» ساخته سیامک خواجهوند، «هدف اصلی» ساخته قدرتالله صلح میرزایی، «آفساید» ساخته جعفر پناهی، «فوتبالیستها» ساخته علیاکبر ثقفی، «مثلث آبی» ساخته هادی صابر، «خط پایان» ساخته محمدعلی طالبی، «سرعت» ساخته محمدحسین لطیفی، «کتونی سفید» ساخته محمدابراهیم معیری، «پنالتی» ساخته انسیه شاهحسینی، «جهان پهلوان تختی» ساخته بهروز افخمی، و... اشاره کرد.
سرشناسترین ستاره فوتبال که پایش به سینما باز شد علی پروین بود که بههمراه پسرش (محمد)، حمید استیلی، افشین پیروانی، هاشم حیدری و محمد برزگر در فیلم فوتبالیستها نقش خود را بازی کرد که البته انتقاد کارشناسان سینما و ورزش را بهدنبال داشت. پروین که در سالهای پیش از تولید این فیلم، همانند همایون بهزادی و غلامرضا تختی پیشنهادهای متعدد برای حضور در سینما را رد کرده بود مدعی شد که در این فیلم قرار بود فقط پسرش به ایفای نقش بپردازد، ولی دستاندرکاران فیلم به این بهانه که عواید این اثر به کودکان بیسرپرست و بهزیستی تعلق دارد، توانستند او را مجاب به حضور جلوی دوربین کنند، آنهم بدون دستمزد(!) هرچند برخی معتقدند این فیلم فقط در فیلمنامه به کودکان بیسرپرست اختصاص داشته است!
حسین یاریار فوتبالیست سابق تیم بانک ملی، از معدود ورزشکارانی است که پس از انقلاب توانست در سینما چهرهای نسبتا موفق از خود ارائه داده و بازیهای نسبتا قابلقبولی در فیلمهایی مثل بلوف، مردی در آینه، چاووش، دام و شب روباه از خود به یادگار بگذارد. احمدرضا عابدزاده کاپیتان سابق تیم ملی که در عرصه فوتبال شهرت بسیار بالایی دارد، تلاش کرد در عرصه سینما نیز تواناییهای خود را به رخ بکشد، اما حضور وی در فیلم ازدواج غیابی ثابت کرد هیچ استعدادی در این زمینه ندارد! از دیگر ورزشکارانی که پس از انقلاب روی پرده نقرهای ظاهر شدند، میتوان به جواد زرینچه کاپیتان سابق استقلال، علیرضا سلیمانی قهرمانی کشتی آسیا، سعید سلطانیفر بازیکن سابق شاهین، سلمان حسام قهرمان سابق پرتاب دیسک، سیدمهدی حیدری بازیکن سابق اکباتان، علیرضا شیخ ریحانی کشتیگیر، ابراهیم قاسمپور بازیکن سابق پاس اشاره کرد. اخیرا نیز خداداد عزیزی بازیکن سابق تیمملی فوتبال در فیلمی به کارگردانی رضا عطاران جلوی دوربین رفت.
خرازیها در مورد وضعیت سینمای ایران پس از انقلاب میگوید: «در این دوران رشتههای دیگر ورزشی در سینما تجربه شدند که بهطور مشخص فوتبال برجستهتر از بقیه است. میتوان گفت که سینمای ورزشی بعد انقلاب خام و نپخته و بیشتر حاصل شتابزدگی و ذوقزدگی است. بارها دیدهایم تهیهکنندگان و کارگردانان خواستهاند از شهرت ورزشکاران به سود خود خرج کنند و با اتکا به شهرت آنها فیلمهای پرفروش بسازند، ولی بیشتر تجربهها در این زمینه به شکست انجامیده است. شهرت ورزشکاران هرگز نتوانسته است گیشه موفقی برای فیلمها داشته باشد، چون اساسا ورزشکار برای سینما ساخته نشده است. بارها دیدهایم وقتی یک چهره ورزشی به انتهای خط میرسد و دیگر در عالم ورزش خصوصا فوتبال کارایی ندارد و از دور خارج میشود، به سینما روی میآورد تا شهرتش از دست نرود، ولی این تجربهها هم موفق نبودهاند و بهنظر میرسد نتوانستهایم یک فیلم مشخص و موفق داشته باشیم که آن را الگوی سینمای ورزشی معرفی کنیم و با تکیه بر آن بگوییم میتوان در ایران فیلمی بر مبنای ورزش ساخت که به موفقیت برسد.»
در حالیکه موارد متعددی از حضور اهالی ورزش در سینما تجربه شده است، اما کمتر دیده شده که اهالی سینما حضور در ورزش حرفهای را تجربه کنند. شاید سرشناسترین بازیگری که در ورزش نگاهها را به خود جلب کرد، محمدرضا گلزار بازیگر پرکار این روزهای سینماست که مدتی در لیگ برتر والیبال بهعنوان مربی و بدنساز در کادر فنی تیم ارتعاشات صنعتی حضور مییافت. البته هنرمندان بارها ثابت کردهاند علاقه بسیاری به پوشیدن لباسهای ورزشی دارند و در همین راستا تیمهای مختلف فوتبال، فوتسال و والیبال (مردان و زنان) هنرمندان تشکیل شده است که هر ازگاهی در مسابقات خیرخواهانه شرکت میکنند. با این حال نمیتوان به نمونههای زیادی از حضور اهالی سینما در ورزش حرفهای اشاره کرد.
خرازیها معتقد است رفتن از دنیای ورزش به سینما خیلی راحتتر و رایجتر است و در خارج از کشور نیز بهنظر میرسد همین روال وجود دارد. انتظار هم نمیرود که سینماگران تبدیل به ورزشکاران حرفهای شوند، چراکه برای حضور در ورزش سن مهم است و تا باید در دوره نوجوانی ورزش کردن آغاز شود، اما سینما چنین شرایطی ندارد.
به عقیده این منتقد سینما، بسیاری از فیلمهای ورزشی تقلید و کپیبرداری از فیلمهای غربی است و این کپیبرداریها نیز نتیجه بخش نبوده و با شکست مواجه شده است. مثل کپیبرداری از فیلمهای رزمی بروسلی و جکیچان که براساس آنها آثاری مانند «فرار از اردوگاه» و «شیرهای وحشی» ساخته شد. البته یک نمونه موفق نیز در این بخش ساخته شد به اسم «یاسهای وحشی» که تا حدی میتوان روی آن مانور داد و مدعی شد که موفق بوده است. فیلمهایی نیز به تقلید از فیلمهای رمبو ساخته شدند، مانند «یاران» یا «افعی» که اولی ناموفق بود ولی دومی را میتوان فیلمی موفق بهحساب آورد هرچند که به لحاظ ساختاری مشکلاتی داشت. باید اشاره کرد که تاکنون چندین دوره جشنواره فیلمهای ورزشی در ایران برپا شده و سؤال اینجاست که آیا ما در بخش فیلمهای ورزشی به حدی رسیدهایم که جشنواره برگزار کنیم؟ خرازیهای در پاسخ به این سؤال میگوید: «اصولا این مشکل ماست که با وجود اینکه در یک زمینه خاص تعداد فیلمها برای برگزاری جشنواره اندک هستند، ولی جشنواره برگزار میکنیم و بهواسطه کوچکترین ارتباط موضوعی یک فیلم را در جشنواره میگنجانیم. اگر یک فیلم تنها دو سکانس ورزشی داشته باشد، سر از جشنواره فیلمهای ورزشی درمیآورد. متأسفانه فستیوالهای سینمایی در ایران فرمایشی برگزار میشود و ما بهدنبال این هستیم که کمیت را بالا ببریم و اهمیتی به کیفیت نمیدهیم. واقعیت این است که جشنواره فیلمهای ورزشی موضوعیت ندارد و کیفیت آن زیر سؤال است. باید پرسید دستآورد این جشنوارهها چیست و آیا میتواند باعث الگوسازی و ارتقای کیفی فیلمهای ورزشی شود؟»
در مجموع باید گفت ورزش هیچگاه چهره موفقی در سینمای ایران نداشته و عجیب است که سینماگران ما از این تجربه درس نمیگیرند و کماکان بهدنبال آزمون و خطا هستند. حقیقت این است که سینمای ما در ایرانیزه کردن سوژههای خارجی بهطور مداوم در حال شکست خوردن است و باید این واقعیت را بپذیریم که در ژانر ورزشی موفقیتی نداشتهایم، البته اگر بتوان گفت که در سینما، ژانر ورزشی نیز وجود دارد.
خرازیها در این زمینه میگوید: «میتوانیم ادعا کنیم ژانر ورزش در سینمای ایران و جهان داریم، ولی مثل سایر ژانرهای دیگر که فرموله شده نبوده و از قبل قواعد و مرزهای آن مشخص نیست. عمده این فیلمها یا به یک مسابقه میپردازند که نتیجه مسابقه برای تماشاگر اهمیت پیدا میکند که تا انتها بهدنبال نتیجه آن برود و یا اینکه زندگی یک ورزشکار مطرح میشود. اگر بخواهیم بگوییم چنین ژانری وجود دارد باید اذعان داشت که بسیار نپخته است. با این وجود تعداد فیلمها در حوزه ورزش در حدی هست که بتوان در مورد این ژانر بحث کرد.»