|
80
81
|
| هایپر مدیا | مرکز جامع خدمات رسانه ها / نگارش روزنامه |
|
|
|
اندازه فونت |
|
پرینت |
|
برش مطبوعاتی |
|
لینک خبر | جابجایی متن |
|
نظرات بینندگان |
وقايع اختلافيه
سينما سينما نیست/ امید مهدینژاد
مثلا مقدمه:یک بابایی قبلا گفته بود سینما سینماست. از طرف دیگر در ممالک راقیه مترقیه سینما سینما نیست. بهعبارت درستتر سینما فقط سینما نیست. سینما هنر است و صنعت است و تجارت است و سیاست است و خیلی چیزهای دیگر. از آنجا که ما نیز در مجموع چشممان بهدست اجنبیهاست و تلاش وافر داریم کارهایی را که آنها میکنند به ضایعترین شکلی تکرار کنیم، اخیرا به سینمایی که علاوهبر سینما خیلی چیزهای دیگر هم هست خیلی نزدیک شدهایم و بعید نیست بهزودی حتی به وصالش نیز نایل شویم. در همین راستا در این شماره به معرفی برخی فعالان سینمای داخلی میپردازیم. با ذکر این نکته که کلیه این افراد به همین شکل که میبینید واقعی بوده و هرگونه تشابه اسمی یا رسمی بهشدت به خودمان مربوط است.
سعید شهرآشوب
سعید شهرآشوب از فعالان فرهنگی کف بازار است. وی فعالیت فرهنگی را به طرزی انفجاری در پایگاه محل آغاز کرد. بهزودی با گروهی از همفکران دست به انتشار نشریهای داخلی زد که در آن از مفاسد و معایب بچههای محل پرده برمیداشت. سعید در این نشریه داخلی که نارنجک نام داشت سبک تازهای از نویسندگی را که تا آن روز وجود نداشت بهوجود آورد. در پی استقبال بچهمحلها از نارنجک، دامنه فعالیتهای خود را گسترش داد و به روی کیوسکهای روزنامهفروشی کشاند. در همین حین بهطور موازی به تولید اقلام فرهنگی - بصری که بر اثر چسبِ پشتِ آن قابلالصاق روی طلق موتور سیکلت را داشت - نیز دست یازید. از بقیه فعالیتهای فرهنگی و غیرفرهنگی شهرآشوب اطلاع دقیقی در دست نیست. سعید ناگهان احساس کرد تواناییهای او محدود به آنچه تاکنون از خود بروز داده نیست، و قابلیتهای فراوانی دارد که یکی از کوچکترین آنها کارگردانی فیلم سینمایی است. به این ترتیب اقدام به اخذ پروانه ساخت یک فیلم سینمایی کرد. سپس متوجه شد که برای ساخت فیلم سینمایی باید مقدماتی را طی کند که از جمله آنها آشنایی با فنون و قواعد فیلمسازی و نگاه هنری است. وی با طی دورهای فشرده موفق شد نگاه هنری خوبی کسب کند و با مشورت با اهل فن، به اصول اولیه تا ثانویه و ثالثیه فنون و قواعد فیلمسازی نیز مسلط گشت. در همین حین پروانه ساخت وی نیز آماده شد و به این ترتیب سعید اولین فیلم سینمایی - ارزشی تاریخ سینمای ایران را ساخت (لازم به ذکر مجدد است که تا پیش از آن هیچ فیلم ارزشیای در سینمای ایران ساخته نشده بود و هرکی هرچی ساخته بود، بیشرفی و بیناموسی بود). سعید برای ساخت فیلم ارزشی خود که یک فیلم فاخر بود، از جنبههای در پیت نیز بهخوبی بهره برد، چراکه اصولا آنچه مهم است پیام فیلم است و اگر پیام فیلم ارزشی باشد، میتوان از ابزار غیرارزشی نیز برای انتقال آن بهره برد و این کار مثل غنیمت گرفتن تانک از دشمن است و هر کسی جز این اعتقادی داشته باشد از معاندین است.
سعید هماکنون مشغول تهیه هشتمین فیلم ارزشی خود است که یقینا هشتمین فیلم ارزشی سینمای ایران نیز هست و به یاری خدا با خود عهد کرده است تا کور شدن کامل چشم فتنه و چشم گیشه بهطور توأمان به ساختن فیلمهای ارزشی ادامه دهد.
جاوید شکوفا اثر
جاوید در خانوادهای فرهنگی و هنردوست به دنیا آمد. پدرش نقاش بود و مادرش در یکی از مجلات عامهپسند داستانهای عشقی - خانوادگی - ناموسی - جنایی مینوشت. از کودکی به واسطه حضور در کوران هنر و ادبیات گرایشهایی از امپرسیونیسم و اکسپرسیونیم در وی هویدا بود. تحصیلات ابتدایی را در مدرسه محل و تحصیلات متوسطه را در هنرستان چند محله بالاتر به پایان برد و برای ادامه تحصیلات به کالج سلطنتی لیختناشتاین گریخت. در آنجا نخست رشته بازیگری، سپس رشته طراحی لباس، سپس رشته گریم، سپس در رشته موسیقی فیلم و آنگاه در رشته کارگردانی به تحصیل پرداخت. تحصیل او در دانشگاه سلطنتی با وقوع انقلاب اسلامی ایران همراه شد. جاوید، نه برای افتادن آبها از آسیاب، که برای تحکیم پایههای علمی و هنری 10 سال دیگر نیز در لیختناشتاین ماند و در این مدت به ساخت فیلمهای تبلیغاتی تجاری برای تلویزیون آن کشور اقدام کرد و البته چند نمایش تجربی را با بازی خود روی صحنه برد. سپس برای خدمت به میهن عزیزش به ایران برگشت و به محض بازگشت روی سر مدیران سینمایی وقت جای گرفت. جاوید را باید بنیانگذار مکتب آبستره عرفانی در سینمای ایران نامید. وی با ساخت فیلمهای «رنگ رؤیایی حقیقت در آبیِ رودخانه دور دست»، «انار دانه دانه» و «مفارقه زیر هشتی و حیاط خانمبزرگ» توانست تلفیقی از مفاهیم بلند عرفانی و دستآوردهای هنری مغربزمین بهوجود بیاورد که تا همین اکنون نیز ادامه دارد. وی در انتخابات طرفدار یکی از کاندیداها بود و در پی مشارکت در ساخت فیلم تبلیغاتی این کاندیدا بهسمت مشاور مدیر امور سینماها منصوب شد. جاوید شکوفا اثر اکنون به ساخت فیلمهای تبلیغاتی تجاری در تلویزیون لیختناشتاین مشغول است.
جهانگیر نیمروز
جهانگیر نیمروز از خدومترین چهرههای فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، ورزشی و البته ارزشی معاصر است. از زندگینامه او اطلاعات مستندی در دست نیست. اما همگان بر این باورند که وی قادر است در تمامی عرصههایی که به او نیاز باشد یا حتی نباشد به خدمت بپردازد و دین خود را به نظام و مردم ادا نماید. فهرستی از برخی از مشاغل، سمتها و مسئولیتهای جهانگیر نیمروز، گویای روحیه خدمت و تلاش این عنصر ساعی و کوشا میباشد:
معاونت گردان پشتیبانی در عملیات مربوطه
راننده تریلی بیابانی در جادههای کشور
گردآوری مجموعه زندگینامه سرداران شهید
بازی در پست هافبک راست ذخیره در تیم فوتبال قوش
سرپرست خط تولید در شعبه برازجان کارخانه نساجی لیف حمام
مدیر گروه صنعتی رب گوجه خوشمزه سرخابگستر
مدیر برنامهریزی در جشنواره فرهنگی هنری سیلاب
سرپرست تیم فوتبال شیلات و ماهیگیری بندر گز
عضویت در هیأت علمی دانشگاه غیردولتی واحد سفلی
دستیار گریم در فیلم سینمایی موج بیباران
مشاور مدیر امور سینمایی شهرداری شکیلآباد
مدیر فنی تیم بسکتبال صنایع چوب برقآزما
تهیهکننده سریال فاخر و ارزشی غبار بر سر راه کاروان
تدوین مجموعه شعر دیوان نیمروز.
اسکندر بالابانپور
اسکندر بالابانپور در خانوادهای زحمتکش در یکی از محلات شهرستان به دنیا آمد. از کودکی به هنر و فرهنگ علاقه داشت، به حدی که با دزیدن پول از جیب پدر زحمکتشش با دوستانش به سینما میرفت. اسکندر تاوان عشق به هنر و سینما را با نوش جان کردن ضربات جانانهای از کمربند چرمی پدرش پرداخت و در راه رسیدن به هنر پخته (در حد سوختن) و آبدیده شد. شرایط سخت خانواده برای مدتی او را از هنر و سینما دور کرد. اسکندر ناچار شد برای امرار معاش شغل پدری را ادامه دهد و کنار دست او به پاک کردن و پختن کله، پاچه، سیراب و شیردان مشغول شود. اسکندر در عین دوری از فرهنگ و هنر با خریدن فیلمهای ویدیویی و در پی آن سیدی فیلمهای مجاز و غیرمجاز، به خوبی خود را در جریان سیر تطور سینمای ایران و جهان قرار میداد. بر اثر صعود قیمت ملک، اسکندر موفق شد قطعه زمین موروثی خود را که در چند کلیومتری جنوب غرب تهران قرار داشت، به قیمت شیرینی آب کند و به این ترتیب با به دست آوردن پشتوانهای خوب و مطمئن، از بابی عالی دیگربار به عشق قدیمی خود مراجعه نماید. اسکندر تصمیم گرفت سرمایه خود را برای تولید فیلمهای باحال در ژانر عشقی و حادثهای و تعالی فرهنگ این مرز و بوم بهکار بیندازد، اما از آنجا که تهیه و تولید فیلمهای حادثهای به هزینه زیاد احتیاج داشت و نیز دارای «ریکس» بالایی بود، ژانر عشقی را بهعنوان حیطه اختصاصی خود برگزید و تاکنون موفق به ساخت 11 فیلم سینمایی شد که از آن جملهاند:
شهد عشق، عشق ضرب در سه، مستطیل عشقی، شبهای عشقآباد، عشق در چهار راه پاسداران و...
اسکندر همچنین در هشت فیلم از تولیدات «اسکندرفیلم» که مدیریت آن را بر عهده دارد، بازی کرده و علاوهبر خودش، دخترش، پسرش، بچه خواهرش، بچه برادرش، بچه باجناقش، خود باجناقش، همسایه پسرعمهاش و چندین و چند استعداد بازیگری دیگر را نیز کشف و معرفی کرده است. وی هماینک مشغول بازی در فیلم «عشق پفکی» که یک کمدی - ملودرام اسیدی است، میباشد