| هایپر مدیا | مرکز جامع خدمات رسانه ها / نگارش روزنامه |
|
|
|
اندازه فونت |
|
پرینت |
|
برش مطبوعاتی |
|
لینک خبر | جابجایی متن |
|
نظرات بینندگان |
گفتوگو با علي ثمری، دبیر سابق هیأت عالی گزینش کشور
عاقبت فرقه انحرافی نابودی است/ علی رجبی- سیدطاهر سیاح
حجتالاسلام علی ثمری از آن دسته روحانیونی است که قبل از مطرح شدن بهعنوان یک چهره سیاسی، یک منبری شناخته شده برای مردم تهران است. آنهایی که در مراسمهای مذهبی مسجد ارک و حسینیه لباسفروشهای تهران شرکت کردهاند با خطابههای تند ایشان، آشنا هستند. علی ثمری بنا بر نزدیکی خانوادگی با محمود احمدینژاد از جمله حامیان او در سال 84 بود که همراه با او به دولت راه یافت. دبیر شورای فرهنگی دولت، امام جماعت مسجد نهاد ریاستجمهوری و دبیر شورای عالی گزینش مهمترین وظایفی بود که وی در مدت حضورش در دولت بر عده گرفت. او یکی از کسانی است که بهدلیل انتقادهای صریح از گروه انحرافی از دولت کنار گذاشته شد. ایشان در طول مصاحبه دقت زیادی داشتند که نام افراد ذکر نشود و بعضی از سؤالات ما درباره گروه انحرافی را نیز بدون پاسخ گذاشتند. آنچه در ادامه میخوانید حاصل گفتوگوی دو ساعته ما با حجتالاسلام ثمری، امام جماعت فعلی مسجد انصارالحسین (علیهالسلام):
به ابتدای دولت نهم برویم. چگونه شد که حاج آقا ثمری که همه او را بهعنوان یک منبری معروف در تهران میشناختند، سر از دولت درآورد؟
آشنایی من با آقای احمدینژاد ربطی به انتخابات ندارد. ما با ایشان رفیق قدیمی بودیم. پدر ایشان جزو نمازگزاران ثابت مسجد ما بود. من از قدیم نسبت به ایشان و خانواده ایشان ارادت داشتهام. بعد از پیروزی در انتخابات، خود آقای احمدینژاد از من خواست که با ایشان همکاری کنم. بنده هم با توجه به شعارهایی که ایشان میداد كه به حق زندهکننده شعارهای اول انقلاب و احیاکننده مرامهای امام و منویات رهبری بود، احساس تکلیف کردم که با دولت ایشان همکاری کنم.
عدهای معتقدند چیزی که امروز از آن بهعنوان جریان یا گروه انحرافی یاد میشود، یکشبه متولد نشده است، چراکه همین افراد از همان ابتدای دولت در پستهایی همچون معاونت رییسجمهوری قرار گرفته بودند. شما بهعنوان کسی که در دولت حضور داشتهاید، آیا با این نظر موافقید.
شاخص برای ما ولایت فقیه است. انتظاری که از اهل سیاست و دیانت میرود این است که بر طبق فرموده رهبری، مسائل را اصلی و فرعی کنند. نکته بعد این است که آقای مشایی نهتنها مسأله فرعی که مسألهای جزیی است و ما باید بهدنبال مسائل اصلی کشور باشیم. این افراد را نباید بهعنوان یک جریان با عقبه اجتماعی نگاه کرد، بهترین عنوانی که برای اینها میتوان بهکار برد، فرقه است. نکته سومی که مطرح باید بشود این است که از همان ابتدا مکررا به رییسجمهوری درباره فرقه انحرافی تذکر داده شده، اما متأسفانه از همان زمان، ایشان به نصیحت خیرخواهانه دوستان، اطرافیان و حتی خانواده خودشان عمل نکردند. من از همان ابتدا با توجه به تکلیف شرعی خود و بهعنوان فردی که مسئولیت فرهنگی نهاد را بر عهده داشتم و امام جماعت مسجد نهاد هم بودم، حداقل هفتهای سه یا چهار بار برای اعضا دولت صحبت کردهام. مطالب و موارد متعددی از قرآن، احادیث و روایات را بر طبق سخن حضرت علی (علیهالسلام) که فرمودهاند «النصیحت لائمه المسلمین»، خدمت اعضای دولت بازگو میساختم. اما طبیعت قدرت و ریاست این است که حالت طغیان و سرکشی را در انسان ایجاد میکند. خدا نیز در قرآن فرموده است که «إن الانسان لیطغی ان راه استغنی»؛ یعنی سنتی الهی است که اگر انسانی احساس کند دستش به دهانش میرسد، دوستان بد برای خود اتخاذ کند و از مدار خدایی فاصله بگیرد، طغیان خواهد کرد.
علاوهبر این نکته، متأسفانه بهواسطه اقبال ویژهای که مردم به دولت بهخاطر خدمات بینظیر به آن داشتند و پشتیبانی ویژه رهبری از دولت، عدهای که از آنها باید بهعنوان یک فرقه منحرف یاد کرد، طمع کردند و اتفاقاتی نظیر بحث رابطه با اسراییل، مدیریت انبیا، مکتب ایرانی و امثالهم را رقم زدند. این فرقه به این صورت عمل میکرد که با پیدا کردن خلاءهای فکری در وجود بعضی افراد دولت به بهرهگیری از آنها پرداخت و منویات خود را در کشور پیش برد. که البته به حمدلله امروز با بیداری مردم این فرقه مهار شده و به کنج انزوا رفته است.
وظیفه ما در قبال این فرقه چیست و سرنوشت آنها را چطور میبینید؟
برای مقابله با این فرقه وظیفه داریم، در زیر پرچم ولایت، شعارهای انقلاب و مطالبات امام و رهبری را پیگیری کنیم و با توجه به منویات رهبری، روشنگری را در دستور کار خود قرار دهیم. رهبری سال گذشته تأکید فراوانی بر بصیرت همراه با تحلیل قوی داشتند. پیشبینی من است که رعایت این نکات که اشاره کردم خود به خود باعث خواهد شد که این جریاناتی که تحت نام فتنه و انحراف از آنها یاد میشود، همانطور که الان در گوشه رینگ قرار دارند به کنج فراموشی نیز بروند. بهطورمشخص این فرقه نیز همچون سایر فرقههایی که در سالیان دور و نزدیک خواستند در راه انقلاب مشکل ایجاد کنند، از بین خواهند رفت طوریکه نشانی از آنها باقی نماند.
این روشنگری که فرمودید چه ابعادی دارد؟
مثال واضح روشنگری را در صحبتهای اخیر رهبری با هیأت دولت دیدیم. رهبری در این دیدار فرمودند که دولت وعدههایی داده که باید بیاید و بگوید که درباره آنها چه کرده است. رسانهها باید دولت را در همین مورد بازخواست کنند و باید بهدنبال این باشند که ببینند دولت به چه اندازه به وعدههای خود عمل کرده. دولت نیز باید ضمن گفتن وعدههای عملیاتی شده، همانطور که مقام معظم رهبری فرمودند، آن وعدههایی را که نتوانسته عملیاتی كند، را به مردم بگوید و دلیل عدم توفیق خود را نیز برای مردم شرح دهد و از آنها عذرخواهی کند. اینکه شما اهالی رسانه چنین مسائلی را مطرح کنید، مصداق صریح روشنگری است. در بحث فرهنگی هم بارها فرمودهاند که رضایت ندارند. روشنگری یعنی آنکه بیاییم در میدان و از دولت بخواهیم که پاسخ دهد که در برابر این مطالبات رهبری چه کرده است؟ چرا با اینحال که رهبری به دفعات از شبیخون فرهنگی، تهاجم فرهنگي و جنگ فرهنگی سخن گفته، بهدنبال تعطیل كردن گشت ارشاد و طرح عفاف و حجاب است؟ چرا با آنکه رهبری از لزوم کار کارشناسی و ندادن وعدههای دور از انتظار سخن گفته، اینها سخن از سه برابر شدن یارانهها میکنند؟ مگر دولت در تأمین همین پرداختها گیر نکرده؛ پس چرا قولهای بزرگتر میدهد؟ ایشان فرمودند وعدههایی که میدهید را مراقب باشید که عملی شود. اینکه امروز شما در جمع قشری از جامعه که کارگر و زحمتکش هستند میگویید یارانهها باید سه برابر شود و اصلا مبنایی برای ارائه این نظریه وجود ندارد، چیزی جز جلب توجه مردم برای انتخابات نیست؛ این را هر کسی میفهمد.
مشخصا درباره گلایه رهبری از بحث فرهنگی صحبت کردید. اما رییسجمهوری درست چند روز بعد از سخنان رهبری، از عدم اعتقاد به جنگ فرهنگی سخن گفت. روشنگری در این مورد چه جایگاهی دارد؟
نکته اصلی این است که ایشان بهعنوان یک فرد میتواند اعتقاد نداشته باشد. اما امروز در جایگاهی قرار دارد که بنا بر سوگندی که خورده، باید مجری سیاستهای نظام باشد. اگر رییسجمهوری میخواهد نقادی کند و جبهه فرهنگی را جبهه نمیداند، جایش در محیطهای علمی و آکادمیک است. تریبونهای عمومی جای تبیین و تفسیر و پیاده کردن سیاستهای کلی نظام است که این سیاستها را هم کسی جز ولایت تبیین نمیکند. این حرفها، سخنانی است خلاف فرمایشات رهبری. این حرفها، تریبونی نیست و جناب آقای رییسجمهوری اشتباه کردند که این حرف را زدند چراکه ایشان معصوم نیستند. البته عدهای دوره احمدینژاد جمع شدهاند و هر کاری ایشان انجام میدهد «سلمنا»، بهبه و چهچه میگویند.