| هایپر مدیا | مرکز جامع خدمات رسانه ها / نگارش روزنامه |
|
|
|
اندازه فونت |
|
پرینت |
|
برش مطبوعاتی |
|
لینک خبر | جابجایی متن |
|
نظرات بینندگان |
واقعه 17 شهریور
سايه روشن / محمد سجاد نجفي
خانم هوشمند از حاضرین در واقعه 17 شهریور و جمعه خونین اینگونه میگوید: «اصلا هیچکس نمیتوانست کمک کند. اگر بگویم که در آن روزها کمک کردیم، دروغ گفتهام. چشمها به علت گاز اشکآور خوب نمیدیدند. نگذاشتند زخمیها و شهدا را بلند کنیم. ما فقط توانستیم مردمی را که در حال فرار بودند، به خانهها یا مغازهها راه بدهیم. خود گاردیها کامیون آوردند و زخمیها و جنازهها را در کامیونها انداختند. هیچکس ندید که آنها را کجا بردند. درهای کارخانه برق را هم بسته بودند. مردم به این درها چنگ میزدند و میگفتند در را باز کنید. جای دستهای خونین روی در باقی مانده بود...»
همچنین روزنامه جمهوری اسلامی در سالروز 17 شهریور در سال 63 نوشته: «تعداد سرباز را دیدم که زخمیها و کشتهها را از سطح خیابانها و پیادهروها جمع میکردند و مانند آشغال در یک کامیون زباله شهرداری میریختند.»
نصرتالله انصاری یکتا که در آن زمان در بیمارستان بهادری (مردم فعلی) رفت و آمد داشت میگوید: «وضعیت زخمیهایی که به بیمارستان میآوردند طوری نبود که بمیرند، ولی صبح جسدهایشان را بیرون آوردند. وقت دقت میکردی گلوله به پا یا کتف کسی خورده بود، اما جنازهاش را میبردند. مأموران ساواک با تزریق یک آمپول در بیمارستان او را به شهادت میرساندند. طبق آمار رسمی روزنامههای رژیم پهلوی 102 نفر کشته شدند، اما شاهدان عینی حدود 2 هزار نفر را تخمین میزدند که به شهادت رسیدهاند.»
25 شهریور، پایان کار رضا شاه
هنوز چند روزی از ورود قوای متفقین به ایران نگذشته بود که رضا شاه، با اعلامیهای به متن زیر سلطنت را به فرزند جوانش واگذار کرد: «نظر به اینکه من همه قوای خود را مصروف امور کشور کرده و ناتوان شدهام، حس میکنم وقت آن رسیده که بنیه جوانتر به کارهای کشور بپردازد. بنابراین امور سلطنت را به ولیعهد و جانشین خود تفویض کردم.»
دکتر سیفپور پایان کار رضاخان را اینگونه نقل میکند: «وقتی رضا شاه از تهران خارج شد، به اصفهان آمد. کنسول وقت انگلیس در اصفهان مستر گولت بود. به او گفت که شما از اصفهان نمیتوانید بروید، مگر اینکه کلیه املاک و دارایی خود را، که در آن موقع بیش از 60 میلیون تومان پول نقد در بانک داشت، واگذار کنید و از ایران خارج شوید.
پس از خروج رضاخان از ایران، فروغی به مجلس رفت و استعفانامه شاه را خواند وی بدون آنکه منتظر نظرات مجلسیها بماند، سریعا گفت: «بله خوشوقتم که اگرچه اعلیحضرت استعفا دادهاند، [اما] فرزند لایق ایشان ولیعهد را از امروز برای سلطنت ایران اعلام میکنیم و همین امروز برای مراسم سوگند در مجلس حاضر خواهند شد.»
روزنامه هفته
آقای منتظری پیگیری پرونده امام موسی صدر را بهنفع نظام اسلامی نمیداند...
هاشمی رفسنجانی و مصاحبه علیه آلسعود پس از ماجرای حج خونین
مينيمال
شیخ محمد خیابانی
یک لقمه خاردار باشید تا هیچ گلویی نتواند شما را فرو ببرد.
تنها مانده بود. فریدا وحیدا. به شیخ حسنعلی میانجی قول داد از دهانه اسلحهاش تیری در نکند. همین هم شد بهخاطر خانم بارداری که خانه بود ایستاد و فشنگهای بیمروت تنش را دریدند.
مرداد 1298، در اثنای انتخابات مجلس چهارم، متن قرارداد 1919 بین دولت ایران و انگلیس امضا شد. این پیمان را وثوقالدوله، نخستوزیر ایران، با نمایندگان انگلیس منعقد کرده بود. قرار بود اختیار کامل امور مالی، گمرکی و نظامی ایران به دست مستشاران انگلیسی بیفتد و کشور تحت الحمایه بریتانیا شود، اما خیابانی لقمه خاردار 1919 شد. قزاقها که به خانهاش ریختند، او آنجا نبود. دخترش سکته کرد. تنها مانده بود مثل مسلم. فریدا وحیدا. زیرزمین خانه شیخ همسایه شد مقتلش. هنوز نفس میکشید که اسمعیل قزاق با قداره بالای سرش رفت.
توييتهاي تاریخی
21شهريور سالگرد ترور آيتالله مدني توسط سازمان مجاهدين خلق ايران
توییتهای تاریخی جملات تا 150 کارکتری هستند که بیانگر اوضاع احوال دیروز و یا عزت امروزمان است که از دل جملات شخصیتهای سیاسی و تاریخی ایران معاصر بیرون آمده است.
نقل است که که ارتشبد قرباغی پس از دستور بازگشایی فرودگاه توسط بختیار برای فرود هواپیمای امام، با او تماس میگیرد و ضمن گلایه از او برای این کارش از او پاسخ میخواهد، بختیار در پاسخ میگوید:
«اگر آیتالله به ایران نیاید مردم آرام نخواهند شد. برای اینکه آرامش در کشور برقرار شود لازم است ایشان بیایند... مردم حالا خیال میکنند که ایشان واقعا امام است، وقتی آمد خواهند دید که خبری نیست و مثل سایر آیات است و شور و غلیان خواهد خوابید.»
اگر امام موسی به لبنان بیاید...
آیتالله مدنی در حال قرائت خطبههای نماز جمعه
سید اسدالله مدنی در سال 1292 خورشیدی در آذر شهر به دنیا آمد. سید در اوایل جوانی بود که برای ادامه تحصیلات خود در علوم دینی به نجف اشرف رفت. در سال ۱۳۴۹ به ایران بازگشت و بر اثر مخالفت با حکومت پهلوی دوم به کنگان تبعید شد. پس از پیروزی انقلاب به نمایندگی از همدان به مجلس خبرگان راه یافت و بعدا بهعنوان امام جمعه تبریز منصوب شد. مدنی سرانجام در ۲۱ شهریورماه ۱۳۶۰ در حال اقامه نماز جمعه ترور شد. مسئولیت ترور او را سازمان مجاهدین خلق ایران بر عهده گرفت. اسدالله مدنی اولین شهید محراب انقلاب اسلامی لقب گرفته است.
عکس فوتوشاپی پهلویها
عکس فوق که در دوره پهلوی اول و دوم در سطح وسیعی منتشر شده است، رضا شاه را پس از انتخاب توسط مجلسس مؤسسان، در تاریخ آذر 1304 بهعنوان شاهنشاه ایران نشان میدهد که شمشیر مرصع نشان و لباسی پادشاهی را بر تن کرده است و از گذاشتن تاج بر سر اکراه میورزد. در تصویر دیگری که تصویرسازی شده است محمد رضا پهلوی که کودکی شش ساله است با پلاکاردی در دست پادشاهی پدر را به او تبریک میگوید.