| هایپر مدیا | مرکز جامع خدمات رسانه ها / نگارش روزنامه |
|
|
|
اندازه فونت |
|
پرینت |
|
برش مطبوعاتی |
|
لینک خبر | جابجایی متن |
|
نظرات بینندگان |
گفتوگو با دکتر محمد دهقان عضو هیأت رییسه مجلس شورای اسلامی
سواری بداخلاقان برامواج سیاست/ علی رجبی
دکتر محمد دهقان از جمله نمایندگانی است که در بحثهای مجلس و ارائه طرحهای کارشناسی حضوری فعال دارد. در این گفتوگو که سعی کردیم نگاهی کارشناسانه به مسأله بداخلاقیهای سیاسی داشته باشیم؛ ایشان تأکید داشتند که مطلقانگاری باعث میشود بداخلاقی در فضای سیاسی کشور بیشتر شود. این عضو کمیسیون حقوقی مجلس اعتقاد دارد برای ایجاد وحدت نباید تمام گروهها منطبق بر هم باشند بلكه با اغماض میتوان گروههای معتقد را با یکدیگر همگرا کرد. وی نقش شورای نگهبان و رسانهها را در مقابله با بداخلاقیها نقش بزرگی میداند و اعتقاد دارد که برای ایحاد تقوای سیاسی در کشور، باید کار فرهنگی گستردهای انجام بگیرد. متن گفتوگوی ما با دکتر محمد دهقان؛ نماینده مردم چناران و طرقبه در دورههای هفتم و هشتم مجلس شورای اسلامی را در ادامه میخوانید:
همانطور که مستحضرید اعتقاد ما این است که «سیاست ما عین دیانت ماست.» با این حال شاهدیم که در فاصله چند ماه به انتخابات، جامعه متأثر از بیاخلاقی برخی از سیاسیون دچار بعضی ناهنجاریها شده بهطوریکه رهبر انقلاب در دیداری که با نمایندگان مجلس داشتند، همگان را به لزوم اجرای تقوای جمعی دعوت کردند. چرا بزرگان دینی ما این همه بر روی رعایت اخلاق در سیاست تأکید دارند؟
نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران برای تحقق عدالت شکل گرفته است. طبیعی است که وقتی این همه مجاهدت برای تشکیل نظام سیاسی در طول سالهای آغازین نهضت و در سالهای منتهی به انقلاب و همچنین در هشت سال دفاع مقدس انجام شد، خونهای زیادی برای تأسیس نظامی سیاسی برپایه اسلام ناب محمدی که یکی از شاخصههای آن اخلاقمداری است بر زمین ریخته، بزرگان نیز بر لزوم رعایت اخلاق فردی و تقوای جمعی تأکید مكرر داشته باشند. انتخابات در کشور ما در واقع بستری است که هم مشارکت اجتماعی و هم رشد و پیشرفت کشور را بهدنبال دارد. اگر قرار باشد در هر انتخاباتی ما با بیتقوایی، نفاق و دو دستگی در بین مردم ایجاد کنیم و اخلاق را در پایه رقابت انتخاباتی ذبح کنیم، اصلا با هدف نظام سیاسی ما سازگار نیست. لذا روشن است که هم رهبری نظام اسلامی و هم کلیه معتقدین به ارزشهای دینی بر اخلاق سیاسی و هم تقوای جمعی تأکید کنند و انتخابات را فضایی برای تضارب افکار و اندیشهها و پیشرفت بیشتر کشور و رشد اجتماعی که در اثر مشارکت مردم صورت میگیرد، مورد توجه قرار بدهند.
چه اتفاقی در فضای سیاسی کشور رخ داده که این تضارب افکار به تقابل منجر شده است؟
متأسفانه بعضی مواقع افراد یا جریانهایی هستند که فکر میکنند برای اثبات خودشان باید دیگران را نفی کنند یا برای آنکه حرف و منطق خود را به کرسی بنشانند، با بیتقوایی کامل باید از روی دیگران عبور کرده و آنها را تخریب کنند. باید به این دوستان متذکر شد که رقابت انتخاباتی برای تخریب دیگران نیست، بلکه برای این است که هرکس برنامهها، ویژگیهای شخصیتی و دیدگاههای خود را بیان کند. به قول معروف متاع خود را فریاد بزند و مردم این دیدگاه را متوجه شوند و هر کالای سیاسی بهتری که تشخیص دادند را برگزینند. انتخابات برای اتحاد است؛ نه اینکه یک نامزد نامزد دیگری را بکوبد و از روی نعش دیگران عبور کند که خودش به پست و مقامی برسد.
عقلانی این است که مسألهای که شما فرمودید، بین دو جناح که هدف غیرمشترک و اصول غیرمشترک دارند، صدق کند. چرا در داخل جریان اصولگرایی، وحدت کلمه بر پایه اصول بهسختی در حال شکلگیری است و بعضی گروههای سیاسی نیز به بهانه مختلف دچار بیاخلاقی هستند؟
البته بهنظر من تفاوتی نمیکند. هر مجموعه و هر شخصیتی که به این مسأله اعتقاد نداشته باشد و مشی را بر این قرار دهد که با استفاده از ابزارهای ناپسند به قدرت برسد، خود به خود دچار انحراف سیاسی میشود و گرفتار بداخلاقی انتخاباتی میشود. ممکن است تحت عنوان مقدسی هم باشد. بنابراین منحصر به اکثریت و اقلیت و اصولگرا و اصلاحطلب نیست. بیاخلاقی برمیگردد به هواهای نفسانی که افراد درگیر آن هستند و مطلق انگاری که روش سیاسیشان شده است. برای اینگونه افراد پیروزی اخلاقی مهم نیست بلکه اصل پیروزی انتخاباتی، با هر وسیله است؛ این قبیل افراد ممکن است در همهجا باشند. متأسفانه سیاسیون کشورمان در سالهای اخیر دچار یک بلیه بیاخلاقی شدهاند. در سالهای اخیر به تدریج جریانی سیاسی در کشور شکل گرفت که رویکرد رفتاریاش در انتخاباتهاي گذشته بر پایه تخریب دیگران بوده است. در انتخابات ریاستجمهوری گذشته هم بهنظرم این آفت را داشتیم. نمیخواهم بگویم فتنهای که سال 88 بهوجود آمد، ناشی از این بیاخلاقیها بود، اما قطعا بیاخلاقیهای سیاسی، جایگاه انتخابات را پایین آورد و برخی از این بیاخلاقیهای سیاسی بهانهای به دست مخالفین نظام هم داد. بعد از آن هم متأسفانه دیدیم جریانی سیاسی که بعدها بهعنوان جریان انحرافی مشهور شد، همه را تخریب میکند تا خودش را اثبات کند. این گروه در لباس اصولگرایی جلو آمد و تمام شخصیتهایی را که در این کشور بهعنوان مراجع اجتماعی از آنها یاد میشود به زشتترین اشکال مورد هجمه قرار داد. البته منکر نقصان آن مجموعهها و شخصیتها نیستم و نفی نمیکنیم که افراد و شخصیتها دارای اشکالاتی بودند، اما له کردن افراد و تخریب شخصیتها و افراد برجسته کشور در عرصه انتخابات ریاستجمهوری گذشته، قبل و پس از آن بهنظر من بدون برنامهریزی قبلی نبوده و با برنامه اتفاق افتاد.
مصداقی برای اینروش گروه موسوم به جریان انحرافی و یا هر جریان سیاسی دیگر سراغ دارید؟
بله. نمونهاش کاری بود که نشریهای بیهویت و بدون ریشه در این کشور انجام داد و آمد یک شخصیت سیاسی مورد انتقاد را در روی جلد قرار داد و اکثر شخصیتهای نظام را زیرمجموعه آن فرد نشان داد و آنها را با بهرهبرداری سیاسی از موضوع فتنه؛ له کرد و کوشید بر موج احساسات ضدفتنه مردم سوار شود. این رفتاری که این آقایان کردند و امروز هم در لباس جریان انحرافی و نامهای دیگر ادامه دارد، بهنظر من ناشی از چند اشکال است. یکی این است که اینها تفکری بسته دارند. در درون فرق اسلامی در بعضی فرق داریم که اگر کسی یک گناه مرتکب شد دیگر کافر است، اینها میگویند اگر طرف در عرصه سیاسی یک اشتباه کرد، باید حذف شود. باید به این آقایان متذکر شد که سیاست رهبری جذب حداکثری و دفع حداقلی است. اینطوری که این آقایان برخورد حذفی میکنند، دیگر کسی باقی نمیماند. در ثانی اگر حکم شود که جریانات و افراد سیاسی در صورت ارتکاب به یک اشتباه، حذف شوند، در ابتدا باید این آقایان خودشان را هم حذف کنند و با این حساب بهزودی کسی برای نظام باقی نمیماند؛ چون بالأخره هرکسی در عرصه سیاسی اشتباهاتی داشته است و با پیشگرفتن این سیاست غلط، كشور از ظرفیتهای افرادی که در دایره نظام هستند، اما یک جایی هم اشتباه کردهاند، محروم میشود.
سؤال مهمی که در اینجا پیش میآید این است که آیا اغماض در اشتباه، موضوع فتنه را هم شامل میشود؟ آیا کسی را که سابقا در دایره اصولگرایی تعریف میشده، ولی در جریان اتفاقات فتنه ٨٨ دیر موضعگیری کرده، باید کنار گذاشت؟
ما معتقدیم، کسانی که در حادثه فتنه سکوت کردند، مرتکب اشتباه بزرگی شدند، چراکه خواسته رهبری در موضعگیری صریح بر علیه فتنه را عملی نکردند. در آن فضای غبارآلود عقل و تدبیر اقتضا میکرد که همه نیروهای نظام در برابر فتنه موضع بگیرند تا فضا روشن شود و ابهامها از بین برود. شخصیتهایی که تریبوندار نظام بودند، قطعا باید در برابر فتنه موضع میگرفتند و انتظار حقی هم بود که موضع بگیرند. اما کسانی با توجیهاتی که دارند موضع نگرفتند. نه رییس قوه مقننه و نه رییس قوه مجریه هیچکدام موضع صریحی نگرفتند. شاید مواضعی هم داشته باشند و شاید هم هرکدام دلایلی داشته باشند. شاید بنده هم این دلایل را موجه ندانم. اما زمانیکه این آقایان موضع گرفتند، نباید بگوییم شما از ساکتین هستید و حالا دیگر موضع نگیرید. فرض بر این است که در آن زمان بهزعم ما اشتباه کردند، اما زمانیکه موضع میگیرند باید تشویقشان کنیم، نه اینکه کلا حذفشان کرده و بگوییم چون در آن زمان موضع نگرفتید و یک اشتباه واضح سیاسی داشتید، باید از عرصه اجتماعی کنار گذاشته شوید.
البته عدم برخورد حذفی با نیروهای سیاسیای که در فضای کشور هستند، توجیه عقلی هم دارد.
بله. ما بحث رقابت سیاسی را در پیش داریم. در این رقابت همه گروهها بهدنبال یارگیری هستند. در جنگ نرمی که دشمن برای نظام جمهوری اسلامی ایران طراحی کرده، خلاف تئوریهای جنگی است که برخی گروهها بگویند جنگ تمام عیاری شکل گرفته که همه ضدما هستند و هیچکس را سراغ نداریم که با ما اشتراکاتی داشته باشد. اگر بخواهیم با کم کردن تعداد خودیها تضعیف روحیه کنیم، خلاف فرمولهای جنگی است. شما باید جبهه خودت را قوی و بزرگی نشان دهی. در طراحی جنگ نرم دشمن، نباید همه را بهدلیلی متهم کرد و همه را در برابر خود قرار داد و گفت ما یک گروه کوچک مظلوم هستیم. در رقابتهای انتخاباتی هم اتفاقا نباید اینروش را در پیش گرفت. اگر کسانی را که ظرفیتی دارند، توانستی در کنار خودت بنشانی، میتوانی همگرایی بیشتری در جامعه درست کنی و قطعا هم این به معنی پذیرش تمام دیدگاههای آن فرد نیست.
نظام اسلامی از ابتدا این ظرفیت را داشته که با وجود تمام اختلاف دیدگاهها، همه را در کنار یکدیگر نگه داشته و ما هم که ادعا میکنیم بهعنوان مجموعههای پیرو ولایت و نظام و از منظر نظام به مسائل مختلف نگاه میکنیم، طبیعتا باید این تحمل و ظرفیت را داشته باشیم که نیروهای مختلف اجتماعی را با وجود اختلافنظر در کنار هم نگه داریم بهویژه اینکه ما خطر جريان انحرافی و خطر جریان فتنه را داریم و نباید نسبت به اینها غافل باشیم.
بهنظر میرسد گروه دیگری درست شده که درصدد است این گروهی را که با مطلقانگاری درصدد حذف بقیه است، حذف کند. برخورد با این افراد باید چگونه باشد. آیا تلاش برای حذف افرادی که سیاست حذفی دارند، تناقض با رفتار جذبیای است که میدانیم رفتار عقلی و شرعی است؟
همانطور که گفتید این رفتار هم درست نیست. بعضی میگویند، این آقایان اصلا در مجموعه نباشند و حذف بشوند. خطر این مسأله در این نکته است که اگر این آقایان نباشند و یک لیست جداگانه بدهند، ضربه میخوریم. نباید مثل رفتاری که جریان انحرافی دارد، این افراد را هل داد بهسویی که تفرقه و تشتت آرا ایجاد شود. یکی از کارهای جریان انحرافی این بود که همه را لگد میزد که طرف سران فتنه بروند، الان هم این کارکردها دنبال میشود و میخواهند همه را لگد بزنند و همه را هل بدهند بهسمت جریان فتنه و اصلاحات و مجموعه جریان اصولگرا را تضعیف کنند و اين قطعا با تدبیر انتخاباتی و عقل سیاسی سازگار نیست.