| هایپر مدیا | مرکز جامع خدمات رسانه ها / نگارش روزنامه |
|
|
|
اندازه فونت |
|
پرینت |
|
برش مطبوعاتی |
|
لینک خبر | جابجایی متن |
|
نظرات بینندگان |
سينماي كودك و نوجوان درگفتوگو با احمد میرعلایی دبیر بیست و پنجمین جشنواره فیلم کودک
شرایط تغییر کرده ما تغییر نکردهایم/ محمد صابری
بالأخره پنج شش فیلمنامه که هست؛ همانها چرا به خروجی قابلدفاعی نمیانجامد؟
الان همانها در پروسه تولید هستند. ما امروز برای جشنوار سال آینده هم فیلم در دست ساخت داریم. همین امروز چندین فیلم کودک کلید خورده؛ از لحاظ کمی تعداد را بالا بردیم تا درصد آثار قابل دفاع از میان آنها بیشتر شود. الحمدلله در جشنواره همین دوره هم خواهید دید که فیلمهای موفقی اکران خواهند شد که با مخاطب میتوانند ارتباط برقرار کنند. این حاصل همین پروسه است اگر اینگونه نبود ما چطور میتوانستیم امسال 15 فیلم کودک در بخش اصلی جشنواره داشته باشیم...؟
البته درباره اینکه چند تا از فیلمهای جشنواره امسال دغدغه کودک و نوجوان داشتند هم تردیدهایی وجود دارد؛ مثلا فیلم «مصائب چارلی» اساسا با دغدغه سینما مقابل دوربین رفته و یا در فیلم «از پاریس تا پاریس» دغدغه دفاع مقدس در اولویت کارگردان بوده است. جشنواره کودک باید محل رقابت فیلمهایی باشد که دغدغه کودک داشته باشند.
در جشنوارههای موضوعی دنیا تمام فیلمها آثاری هستند که دغدغه موضوع محوری جشنواره را دارند. در جشنواره کودک هم درصدی از آثار همین وضعیت را دارند. در فیلم «پاریس تا پاریس» درست است که موضوع محوری دفاع مقدس است، اما با رویکرد توجه به یک کودک این داستان روایت میشود و یا فیلم «مصائب چارلی» از زاویه نگاه یک کودک داستان را روایت میکند...
با این دیدگاه که فیلمی مانند «جدایی نادر از سیمین» هم بهواسطه حضور یک نوجوان میتوانست در جشنواره کودک حضور داشته باشد!
نخیر چون در آن فیلم رویکرد کارگردان بحث تأثیرگذاری روی کودک نیست...
بالأخره نوجوان در فیلم نقشی محوری دارد...
درست اما این میزان محوریت نسبت به فیلمی مانند «مصائب چارلی» خیلی کم رنگ است. اتفاقا این بحثها بر سر فیلم «جدایی نادر...» برای حضور در جشنواره بیست و پنجم وجود داشت، اما هیأت انتخاب آن را نپذیرفتند. واقعا تلاش ما این بوده که رویکردی جدی به سینمای کودک داشته باشیم و اینطور نباشد که هر فیلمی را که کودکی از میان آن عبور کرده باشد، بهعنوان فیلم کودک انتخاب کنیم. ما بهدنبال فیلم تأثیرگذار بودهایم و با این رویکرد اتفاقا فیلمی مانند «جدایی نادر...» امکان حضور داشت، اما موضوعش برای مخاطبان کودک قابل درک نبود و در حوصله یک مخاطب کودک نمیگنجید...
«مصائب چارلی» امکان برقراری ارتباط با مخاطبان کودک را داشت؟
نه، آن فیلم هم در حوصله یک کودک نیست. اما این فیلم میتواند از منظر دیگری به تنوع بخشی جشنواره کمک کند که از آن جمله زبان کردی فیلم، فضای متفاوت فیلم به نسبت فیلمهای شهری و... است. بالأخره ما برای الوان کردن ویترین جشنواره به این موارد هم باید توجه کنیم. «مصائب چارلی» هم فیلمی 100 درصد مرتبط با کودک و نوجوان نیست. اما اگر میخواستیم تمام فیلمهای اینچنینی را وارد فهرست کنیم اعتبار جشنواره خدشهدار میشد. در حال حاضر شاید شما به 10درصد فیلمها بتوانید ایراد بگیرد، اما اگر تمام این فیلمها پذیرفته میشد به 60 درصد آثار ایراد میگرفتید! از این منظر من هم میپذیرم که برخی از آثار تا حدودی با فضای کودک و نوجوان فاصله دارند.
مروری بر اکراننشدههای سینمای کودک
پروانههای بیبال!/ امید صبوری
«من سینما را با ساخت فیلم کودک آغاز کردم. اما با توجه به اینکه ما در ایران چیزی به نام سینمای کودک نداریم و هر سال در آستانه جشنواره کودک چند صباحی از آن سخن میگوییم و بعد هم آن را فراموش میکنیم، نتوانستم در این حوزه ادامه مسیر دهم. وقتی فرصت اکران این فیلمها وجود ندارد، طبیعتا من هم بهعنوان کارگردان ترجیح میدهم فضای کاریام را تغییر دهم و به سینمای بزرگسال رو بیاورم.» این درددلهای یکی از کارگردانان سینمای کودک است که پس از ساخت دو فیلم در ژانر کودک و مواجهه با موانع اکران در این حوزه، عطای دغدغهها و علایقش را به لقایش بخشید و برای ادامه مسیر ناگزیر از فراموش کردن دنیای پررنگ و لعاب کودکان شد. از این دست سینماگران کم نیستند، اما شرح و تفسیر بیش از این، حکم همان «سخنگویی در چند صباح جشنواره» را مییابد و احتمالا همچون نمونههای مشابه چندان محل تأثیر نخواهد بود. پس شرح مهجوری وامیگذاریم و برگزاری بیست و پنجمین جشنواره فیلم کودک را بهانهای میگیریم برای بازخوانی فهرست برخی از فیلمهای ناکام سینمای کودک در سالهای اخیر؛ فیلمهایی که با دغدغه ساخته شد و در پنج دوره اخیر جشنواره کودک قدر دیده و شاهد پرواز پروانهها بودهاند، اما هنوز خود در آرزوی پرواز در آسمان اکراناند و فرصت رویارویی با مخاطب را نیافتهاند.
دوره بیست و چهارم (1389)
جشنواره فیلمهای کودک و نوجوان از نظر توفیق فیلمهای برگزیده یکی از بهترین دورههای این رویداد محسوب میشود چه اینکه در یک سال گذشته فیلمهایی چون «دختران» (قاسم جعفری)، «شکارچی شنبه» (پرویز شیخطادی)، «خوابهای دنبالهدار» (پوران درخشنده) و «راز دشت تاران» (هاتف علیمردانی - محمد لطفعلی) که در جشنواره قدر دیده و پروانههای زرین را صید کرده بودند؛ موفق به ورود به چرخه اکران (هرچند محدود) شدند. اما بازهم فهرست برگزیدگان خالی از ناکام نبود. «خانه امن است» ساخته ناصر رفائی که پروانه زرین بهترین فیلمنامه و بهترین کارگردانی را از جشنواره بیست و چهارم کسب کرد در کنار دو فیلم «علفزار» ساخته محمدعلی طالبی و دارنده پروانه زرین بهترین بازیگر دختر نوجوان و نیز فیلم «راز موفقیت» به کارگردانی عباس مرادیان و دارنده دیپلم افتخار کارگردانی و دیپلم افتخار و پروانه زرین بهترین بازیگر پسر نوجوان، هنوز فرصت اکران عمومی نیافتهاند. جالب اینکه فیلم «راز موفقیت» پروانه زرین ویژه منتخب تماشاگران را هم از جشنواره از آن خود کرده بود و میتوانست با تکیه بر همین اقبال مخاطب خود را برای اکرانی موفق آماده کند. این آثار هنوز به مرحله ثبت قرار داد و اعلام زمان تقریبی اکران هم نرسیدهاند.
دوره بیست و سوم (1388)
اگر یک سال به عقب برویم و فهرست ناکامان جشنواره بیست و سوم را مرور کنیم بیشتر با قضاوت ابتدایی درباره دوره بیست و چهارم با نگارنده هم نظر خواهید شد. فیلم سینمایی «همبازی» ساخته غلامرضا رمضانی یکی از مهمترین ناکامان جشنواره بود. با این فیلم غلامرضا رمضانی ثابت کرد که در عدم توفیق فیلمها، کارگردانی بیرقیب است. چه اینکه پس از «قفلساز»، «بازی» و «سبز کوچک» این چهارمین فیلم رمضانی محسوب میشود که بهرغم بهرهگیری از بازیگران مطرحی چون نیکی کریمی و حمید فرخنژاد هنوز موفق به اکران نشده است. این در حالی است که داستان و فضای شاد فیلم میتوانست متضمن اکران موفقی برای آن باشد. این فیلم در جشنواره کودک پروانه زرین بهترین کارگردانی را نصیب رمضانی کرد. «پرواز مرغابیها» به کارگردانی علی شاهحاتمی هم شرایطی مشابه داشت. فیلم جایزه ویژه هیأت داوران جشنواره کودک همدان را از آن خود کرد و در نخستین نمایش خارجی خود در پانزدهمین دوره جشنواره فیلم کودک اشلینگل آلمان به روی پرده رفت. این فیلم برای نمایش در بخش رقابتی بیست و چهارمین دوره جشنواره فیلم سینهکید هلند هم پذیرفته شد، اما بهرغم تمام این توفیقات داخلی و خارجی، فرصت اکران نیافته است. «کلانتری غیرانتفاعی» ساخته یدالله صمدی هم در دوره بیست و چهارم روی پرده رفت و با استقبال مخاطبان کودک مواجه شد، اما در اکران عمومی چیزی جر حسرت نصیب کارگردانش نشد. از نکات جالب توجه این فیلم حضور متفاوت امیر جعفری در آن است. «کلانتری غیرانتفاعی» که از محصولات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان است، پس از «شهرآشوب» دومین فیلم ناکام در اکران صمدی محسوب میشود. «مسیر عشق» بیژن شکرریز که نخستین تجربه این کارگردان در سینما محسوب میشود داستانی متفاوت از دیگر آثار داشت. حضور تلویزیون در مقام تهیهکننده سبب شد «مسیر عشق» پس از دو سال انتظار فیلم بیهیچ مقدمهای روانه آنتن شود تا دیگر هیچ امیدی به اکران عمومی آن نباشد. این فیلم داستان ساده و سرراست مسافرت نوجوانی به کربلاست.
دوره بیست و دوم (1387)
برای فیلمهای حاضر در بیست و دومین جشنواره فیلم کودک هم شرایط چندان متفاوت نبوده است. «جعبه موسیقی» ساخته فرزاد مؤتمن شاید مهمترین فیلم این دوره بود که تا به امروز هم خبری از اکران عمومی آن نیست. فیلم داستان متفاوتی درباره مرگ و زندگی دارد و حضور رامبد جوان در نقش فرشته مرگ، از ویژگیهای آن محسوب میشود. تندیس زرین بهترین فیلمنامه جشنواره کودک همدان برای همین فیلم به مسعود احمدیان رسید و قرار بود بهمنماه سال 88 اکران شود، اما نشد و پس از اعلام معاونت سینمایی مبنیبر ورود فیلمهای مانده در صف اکران به شبکه نمایشخانگی نام این فیلم هم به فهرست گمانهزنی در این زمینه پیوست، هرچند تهیهکننده آن اعلام کرد حتما میخواهد آن را اکران کند. «هامون و دریا» ساخته ابراهیم فروزش دومین فیلم مهم، اما ناکام این دوره بود. فروزش از فعالترین سینماگران سینمای کودک است که تاکنون دو فیلم «هامون و دریا» و «زمانی برای دوستداشتن» (هر دو از تولیدات کانون پوروش فکری) را هم در صف اکران دارد. «هامون دریا» تاکنون نمایندگی سینمای ایران در جشنوارههای معتبری چون کوالالامپور و توکیو را در کارنامه داشته است و از نگاه داوران جشنواره کودک همدان هم در چهار رشته کاندیدای دریافت جایزه شده بود. «زمزمه بودا» به کارگردانی حسین قاسمیجامی هم هرچند در جشنواره کاندیدای دریافت تندیس بهترین کارگردانی شناخته شد، اما بهرغم دریافت پروانه نمایش در مرداد ماه 87، هنوز فرصت اکران نیافته است. نکته جالب درباره «زمزمه بودا» اینکه کارگردانش معتقد است: «از ابتدا هم این فیلم به قصد فروش ساخته نشد.»(!) اگر فکر میکنید این ناکامیها محدود به تولیدات بخش خصوصی است، جالب است به نمونهای که تهیهکننده آن مرکز گسترش سینمای تجربی است اشاره کنیم. «مانا» شاخته علیرضا رزازیفر، بهعنوان نخستین اثر سینمایی این کارگردان، داستانی درباره بیماری ایدز آنهم در سنین کودکی و نوجوانی دارد. شاید همین داستان حساسیتبرانگیز هم اندکی اکران آن را دچار تأخیر کرده است، چه اینکه پیشتر و در شهریورماه 87 خبر آماده شدن و اکران آن تا پایان همان سال مخابره شده بود، اما هنوز هم فیلم رنگ پرده را به خود ندیده است.
دوره بیست و یکم (1386)
«تصمیم کبرا» به کارگردانی سیروس حسنپور یکی از مهمترین ناکامان این دوره بوده است. این فیلم نمایندگی سینمای ایران در چندین جشنواره بینالمللی را در کارنامه دارد و در مهمترین این حضورها توانست جایزه بهترین فیلم را از جشنواره سئول کسب کند. پروانه زرین و جایزه ویژه هیأت داوران از جشنواره فیلم کودک همدان و نیز جایزه ویژه هیأت داروان برای کارگردانی و بازیگری از جشنواره فیلم رشد، از افتخارات داخلی این فیلم محسوب میشود. در کنار این فیلم از حسنپور، غلامرضا رمضانی هم یکی از چهار فیلم کودک ناکام در اکرانش را در همین جشنواره رونمایی کرد. فیلم «قفلساز» در جشنواره بیست و یکم فیلم کودک و نوجوان، پروانه زرین بهترین فیلم و فیلمنامه را از آن خود کرد و هم زمان از جشنواره فیلم رشد جایزه ویژه هیأت داوران را کسب کرد. با اینحال فیلم کماکان از مهمترین فیلمهای اکران نشده سینمای کودک محسوب میشود. همانطور که پیشتر هم اشاره شد، رمضانی پس از این فیلم، دو فیلم کودک دیگر نیز ساخت که هنوز در صف اکران قرار دارند.
دوره بیستم (1384)
اگر تا به اینجای گزارش احساس کردهاید عجولانه خردهگیری کردهایم و اگر چند سال بگذرد گره بخت این آثار در اکران گشوده خواهد شد سخت در اشتباهید؛ هرچند فضا مجال امتداد این گزارش به سالهای گذشته وجود ندارد، اما کافی است به این واقعیت دقت داشته باشید که همین فیلمهای ناکام در دوره بیستم جشنواره فیلم کودک (که در سال 1384 برگزار شده است) تا به امروز نزدیک به شش سال در انتظار این گرهگشایی بودهاند، اما هنوز فرجی حاصل نشده است. یکی از کارگردانان ناکام این دوره هم محمدعلی طالبی است. کارگردان فعالی که در جشنواره بیست و پنجم هم با فیلم «باد و مه» حضور دارد، طالبی در سال 1384 فیلم «سرخی سیب کال» را به جشنواره کودک ارائه کرده بود. این فیلم که درباره کودکآزاری و خشونت علیه کودکان است، از محصولات شبکه اول سیما بود که در جشنواره فیلم کودک هم جایزه ویژه هیأت داوران و پروانه زرین کارگردانی را برای طالبی بههمراه داشت. انیمیشن «جمشید و خورشید» ساخته بهروز یغماییان هم یکی از معدود تولیدات انیمیشنی سینمای ایران است که پس از توفیق در جشنواره کودک، از سال 1387 تا به امروز بارها وعده اکران آن رسانهای شده که آخرین این وعدهها 14 مهر 1389 بوده است، اما هنوز خبری از اکران آن نیست. صداپیشگی چهرههای سرشناسی چون چنگیز جلیلوند، پرویز پرستویی، امین حیایی، ترانه علیدوستی، حبیب رضایی، رامبد جوان و ثریا قاسمی در این انیمیشن از برگبرندههای آن برای جذب مخاطب است. فیلم تاکنون در چندین جشنواره حضور یافته و در جشنواره کودک نیز دیپلم افتخار هیأت داوران را از آن خود کرد. «چوپان دروغگو» هم فیلم دیگری از کارنامه سیروس حسنپور در فهرست ناکامان اکران است. این اثر از فیلمهای پرافتخار سینمای کودک محسوب میشود، چراکه تا به امروز در جشنوارههای مکزیک، شیکاگو، قاهره، اسپانیا و فنلاند نمایندگی سینمای ایران را عهدهدار بوده است. در جشنواره کودک اصفهان نیز دیپلم افتخار بهترین کارگردانی و پروانهزرین بهترین بازیگری را از آن خود کرد. این فیلم در برنامه ویژه «زنگ سینما» که سال 84 قرار بود در سینماها اجرا شود، جزو گزینههای اکران قرار گرفت، اما این طرح به سرانجام نرسید. بهروز شعیبی بازیگر جوانی که با بازی در نقش روحانی فیلم «طلا و مس» به چهرهای آشنا بدل شد، فیلم کودکی در کارنامه دارد که آنهم بهدلیل ناکامی در اکران سر از شبکه نمایش خانگی درآورد. «باغ آلوچه» تنها فیلم کارنامه شعیبی در مقام کارگردان است که در جشنواره بیستم فیلم کودک دیپلم افتخار بهترین بازیگر کودک را از آن خود کرد. سال 88 و در روز جهانی کودک این فیلم در بوستانهای تهران به نمایش درآمد و یک نوبت نیز روی آنتن تلویزیون رفته است
چالشهاي سينماي كودك و راهكارهاي حل آن
دیگران بیکار نخواهند نشست/ علیرضا سجادپور - مدیر کل اداره نظارت و ارزشیابی سینمای حرفهای
اگر با نگاهی دلسوزانه به سینمای کودک بنگریم، بیشک به این نتیجه خواهیم رسید که اینگونه از سینما در ابعاد مختلف نیازمند تجدیدنظرهای جدیست. از بحث همیشگی تولید و اکران که بگذریم، بیش از هر چیز باید نگاه هنرمندان و فیلمسازان به محتوای سینمای کودک و آثاری که برای کودکان و نوجوانان تولید میشود، تغییر اساسی کند. محتوای سینمای کودک یا بهتر بگویم آنچه که یک فیلم کودک باید نشان دهد، بسیار مهم است. به شخصه معتقدم نشان دادن ابعاد مختلف تثبیت هویت فرهنگی، ابعاد مختلف تربیتی و اخلاقی و مسائلی که به جوانه زدن روح ایمان در کودکان و نوجوانان کمک میکند، باید در رأس محتوای فیلمهای کودک و نوجوان قرار گیرد. برخی از دیدگاههای روشنفکرنما و چپزده با طرح هرگونه موضوعات معنوی برای کودک مخالفت میکنند و میگویند که جایش نیست یا زمانش نیست، در حالیکه دقیقا این سنین، بهترین زمان برای طرح مسائلی است که فطرت انسان به آنها گرایش دارد. بیدلیل نیست که تأکید ائمه (علیهمالسلام) و پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) بر این است که بهترین زمان برای کاشتن نهال معنویت در روح انسان، زمان کودکی است. اما عجیب است چرا کسی که در این زمینه مثلا تخصص دارد، طرح این مسائل را بیجا و زود میداند؟ سؤال من این است که چه زمانی برای طرح این مسائل مناسب است و آیا این نهال باید در بستری که در بزرگسالی شکل گرفته و کمتر میتوان به آن پرداخت کاشته شود؟ توجه داشته باشید که کودک امروزی در معرض بسیاری از آموزههاست که بیشک تمام آنها صحیح نیستند و یادمان باشد که اگر ما برای ذهن بیدار و آموزنده کودک خوراکی در نظر نگیریم، دیگران بیکار نخواهند نشست و آنچه را که ناصحیح است به کودک میدهند. شک نداشته باشید که در این میان رسالت فیلمسازان و فیلمنامهنویسان ما بسیار مشکل میشود و باید با دقت نظر زیادی به این مسائل توجه کنند. تثبیت هویت فرهنگی کودک، افتخار کردن به ریشههایی که دارد، آشنا کردن کودک با اساطیر سرزمین خود، شناساندن الگوهای کهن و امروزی تاریخ کشور به کودک و در یک کلام بارورکردن هویت فرهنگی، تاریخی و دینی کودک از طریق زبان خاص خودش که همان سینما و انیمیشن است، باید در رأس تمام فعالیتهای فعالان در زمینه سینمای کودک قرار گیرد. تجربه در سینمای کودک و ساخت آثاری با مضمون الگوهای کهن، ثابت کرده که طرح این موضوعات با استقبال فراوان کودکان و نوجوانان و حتی خانوادههایشان مواجه شده است. فکر میکنم در کنار اینها پرداختن به روحیه تلاش و ارزش بخشیدن بهکار و امیدآفرینی، جلوهگری علم و ایجاد روحیه امید هم میتواند پیامهای بسیار مناسبی برای نوجوانان باشد. در حال حاضر در دنیا از تکیه بر همین روحیه معنویتجویی فطری کودک و نوجوان استفاده میشود تا جریانات نادرست را در میان آنها شیوع داده و باورهای غلط و جدیدی را به آنها بقبولاند. مطمئن باشید جریانهایی مثل جادوگری که در سالهای گذشته بهواسطه تولید یکسری از آثار مثل «هری پاتر» بهوجود آمدهاند، ریشه در همین دارد که سازندگان این فیلمها به این نتیجه رسیدهاند که جریان معنویتطلبی و بروز یک فطرت دینطلبی در دنیا، در شرف یک حرکت تازه است و نوجوانان حتما تحتتأثیر این موضوع هستند. به همین دلیل ساخت آثاری از این دست، بهترین وسیله برای آدرس غلط دادن به نوجوان محسوب میشود که با محور قرار دادن موضوعات ماورایی مادی، توانستند بیش از یک دهه بر سینمای کودک در سرتاسر دنیا حکومت کنند. ما باید اهداف فرهنگی خودمان را هدف قرار دهیم و با زبان بهروز شده برای کودکان، موضوعاتی را مطرح کنیم که در تعالی روح آنها در آینده مؤثر است. در این راه استفاده از امکانات مدرن، پرداختن به سلیقه و دغدغههای کودکان و نوجوانان امروز و خودداری از بیان دغدغههای شخصی فیلمسازان در حوزه سینمای کودک، ابزار مهمی به حساب میآید که نباید از آن غافل شویم