| هایپر مدیا | مرکز جامع خدمات رسانه ها / نگارش روزنامه |
|
|
|
اندازه فونت |
|
پرینت |
|
برش مطبوعاتی |
|
لینک خبر | جابجایی متن |
|
نظرات بینندگان |
از 13 آبان 58 تا 8 آذر 90
جنگ سفارتخانهها/ سيدعباس فاطمي
هر انسانی برای انجام تکالیف دینی خود نیازمند علم است. یا خود باید عالم به تکالیف و احکام باشد و یا در این امور باید از فرد مجتهد و صاحبنظر تقلید کند. بهعبارتی برای عمل به احکام فردی، انسان نیازمند به داشتن علم کافی برای درک درستی عمل است. چنین فردی را مجتهد گویند؛ یعنی کسیکه قدرت تشخیص و استنباط راه درست از نادرست را با استفاده از معارف دینی و احکام الهی دارد. در غیر اینصورت انسان باید مقلد باشد. یعنی از مجتهد دیگری که صاحب اجتهاد است تقلید کند.
این مهم در عمل به اعمال اجتماعی، نیازمند درک وسیعتر و جامعتری از تأثیرات اعمال احکام دینی فردی است، بهعبارت دیگر داشتن فهم کافی از درستی، صلاح و مصلحت عمل. چراکه انسان در انجام اعمال فردی تنها به خود و یا حداقل چند نفر لطمه و خسارت میزند، ولی در اعمال اجتماعی، اقتصادی و سیاسی - بهویژه در امور بینالملل و سیاست خارجی و امثالهم؛ هر اتفاقاتی که تأثیرگذار بر سرنوشت و آینده یک ملت باشد و جامعهای را تحت تأثیر قرار دهد، نیازمند تقلید از بزرگان نظام و کشور است.
سهشنبه هشتم آذرماه جاری رویدادی بهوقوع پیوست که قطعا از نوع اعمال اجتماعی و سیاسی و بینالمللی بود. البته این اقدام تقریبا مورد حمایت قاطع هیچ حزب و گروهی قرار نگرفت و حتی از سوی برخی تلویحا با انتقاد روبهرو شد. اما در این میان عدهای تصرف سفارت انگلیس را مشابه عمل دانشجویان پیرو خط امام دانستند و برخی دیگر آن را عملی نسنجیده و غیرضرور و حتی مخرب برای نظام و انقلاب بهحساب آوردند.
سؤال اینجاست چهکسی درست میگوید؟
در موارد مشابه، درستی عمل از نادرستی آن را چگونه باید فهمید؟
سلامت عمل و درستی اقدام در امور اجتماعی، چه ویژگیهایی باید داشته باشد؟
پاسخ به این سؤال یک جمله بیش نیست. در نظام اسلامی چشم و گوش مردم باید متمرکز بر دیدگاه و نظرات امام و ولی امر باشد. در جوامع غیراسلامی، نداشتن رهبر و جلودار در حوادث مستحدثه مردم را دچار تردید و دو دلی میکند.
این امر در کشورهای با ساختار حزبی متفاوت است. در احزاب مدیران و رهبران با تجربه بر اساس داشتن تحلیل و حساب و کتابهای سود و زیان یک تصمیم به میدان میآیند و طرفداران و سمپاتهای حزبی هم به دنبالهروی از رهبران حزبی میپردازند.
از طرفی وقتی در یک جریان حزبی، اقدامی تصویب شود، این با تجربهها هستند که تدبیر میکنند و جوانان و گروههای صنفی و... در حزب برنامههای مصوب را مو به مو به اجرا درمیآورند.
واقعیت این است که امروزه در جامعه اسلامی ما افراد با تجربه و پخته شده در کوران حوادث انقلاب و دفاع مقدس، دیگر شور انقلابی جوانان را ندارند و در دوران میانسالی بهسر میبرند و اساسا از آنان جز محافظهکاری و حرکتهای رفرمی نباید انتظار داشت. از طرفی افراد جوان جامعه هم که شور بالای اقدامات انقلابی را دارند، تجربه کافی برای انجام اعمال سنجیده را ندارند و از همه مهمتر صبوری توقف، تأمل و بررسی درستی یا نادرستی کارها را ندارند.
این در حالی است که آنچه که موجب پیروزی و استمرار حیات طیبه انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی (رحمتاللهعلیه) و مقام معظم رهبری مدظلهالعالی شده است، ناشی از ترکیب شور جوانان انقلابی، با تجربه بزرگان و روشنفکران مؤمن و آگاه بوده. هر کجا این عناصر در هم آمیخته شدند و سپس مورد استفاده صحیح قرار گرفتند، نتایج ارزشمندی بهدست آمده و هرجا که این امر تحقق نیافته نتایج تلخ و ناگواری بهدست آمده است.
ترکیب باتجربههای پخته شده در حوادث و مبارزات با جوانان آرمانخواه و تعالیطلب فهیم، همواره برکات و خیرات فراوان برای انقلاب اسلامی بههمراه داشته است. اگر انقلاب در روزهای اولیه به درخواستهای گروهکهای به ظاهر انقلابی - که بعدها انحراف و خیانت آنها و وابستگیشان به دشمنان شرقی و غربی اثبات شد - ارتش را منحل کرده بود، چه اتفاقی در ایران میافتاد. این امام راحل بود که درخواستهای بهحق جوانان را مدیریت کرده و به شکل اصولی باعث تغییرات صحیح میشدند.
این مدیریت حکیمانه بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی بود که انقلاب را در مواجهه با انبوه توطئههای سیاسی، روانی، نظامی و اطلاعاتی دشمنان تا بن دندان مسلح و مجهز به انواع سازمانها و ابزارهای جاسوسی و اطلاعاتی موفق بیرون آورد.
توفیقاتی همچون ایستادگی در برابر دشمنان چند ملیتی متجاوز که در لباس ارتش بعث عراق به ایران عزیز، حمله کردند، طراحی شعارهای اساسی توسط امام راحل، مبنی بر ایستادگی در برابر دشمنان تا رفع فتنه (و اینکه اگر جنگ 20 سال هم طول بکشد ما ایستادهایم و...)، پایداری بر شعارها تا آنجا که دشمنان متوجه شدند شعارهای امام راحل و رهبران جمهوری اسلامی بدون پشتوانه نیست و ایران بر سیاستهای اعلام شده تا آخرین نفر میایستد و نهایتا تسلیم شدن آنها در برابر خواستههای بر حق ایران اسلامی و تصویب قطعنامه نصف و نیمه 598 و بند مورد تأکید ایران (تعیین متجاوز) علیرغم میل باطنی شورای امنیت سازمان ملل متحد.
با این مقدمه بر آنیم تا با ترسیم ابعاد دو واقعه 13 آبان 58 و هشتم آذر 90، به تبیین نقاط اشتراک و افتراق دو رویداد پرداخته ارزیابی خود را ارائه کنیم.
13آبان 1358
رویدادهای منتهی به تصرف لانه جاسوسی آمریکا در روز 13 آبان بسیار فراوان و پرداختن به تکتک آنها در این مجال نمیگنجد. درست است که انقلاب اسلامی در بهمن 1357 با جانفشانی مردم و تحت رهبریهای داهیانه حضرت امام خمینی با کمترین هزینه ممکن - که چند برابر آن در انقلابهای مشابه طبیعی مینمود - به پیروزی رسید. اما این انقلاب هرگز نتوانست تا روز تصرف لانه جاسوسی شیطان بزرگ، لحظهای آرام و قرار داشته باشد. هنوز مردم و رهبران انقلاب درگیر خنثیسازی توطئههای بقایای رژیم پهلوی و تثبیت انقلاب بودند. که توطئههای خارجی از بیرون مرزها آغاز شد. درگیری در استانهای کردستان، آذربایجان غربی، خوزستان، سیستان و بلوچستان و فارس و ترکمنصحرا و... توسط موساد و استخبارات حزب بعث عراق تحت رهبری سازمان اطلاعاتی سیا و رهبران آمریکا از روزهای اولیه پیروزی انقلاب آغاز و چند سال ادامه یافت.
در داخل کشور نظام نوپای اسلامی بهدنبال آرامشبخشی به مردم و ایجاد نهادهای جدید و کم کردن وابستگیهای سیاسی و اقتصادی به خارج و کاهش فقر و افزایش رفاه عمومی بود. دستور امام برای افزایش سطح زیر کشت گندم برای کاهش وابستگی به محصول استراتژیک گندم و توسعه خدمترسانی به مناطق محروم از طریق تأسیس جهاد سازندگی بود. در مقابل گروههای منحرف و وابسته به قدرتهای سلطهگر که با انقلاب از ایران اخراج شده بودند، اقدام به آتش زدن کشتزارهای گندم میکردند.
همچنین نظام برای نهادینهسازی خواستهای مردم در مرداد 58، مجلس تدوین قانون اساسی را تشکیل داد. نمایندگان مردم در مجلس خبرگان قانون اساسی با آرای بالا به مجلس راه یافتند، رأی نماینده اول تهران بالای 2 میلیون نفر بود که رأی بالایی در زمان خود محسوب میشد. این مجلس که در چند ماه کار موفق به تصویب اولیه مواد قانون اساسی شده بود، بهدلیل توجه به اصل ولایت فقیه مورد بیمهری دولتمردان دولت موقت قرار گرفته و زمزمههایی برای انحلال آن - آنهم در آستانه نهایی شدن قانون اساسی - در مطبوعات و محافل مطرح میشد. یکی از دلایل مخالفت با مجلس مزبور عدم پایبندی به پیشنویس اولیهای بود که دولت موقت ارائه کرده بود.
در دستگاه سیاست خارجی کشور نیز تفکر انقلابی وجود نداشت. خبرهایی مبنی بر نشست و برخاست برخی از اعضای دولت موقت با نمایندگان آمریکا در اینجا و آنجا مطرح میشد و در موارد زیادی نیز گزارشهای تأسفبار از اداره سفارتخانههای ایران در خارج منتشر میشد که کماکان بر اساس رفتارهای طاغوتی اداره میشد و هیچ تغییری در آنها رخ نداده بود. این امر تا تیرماه سال 59 ادامه پیدا کرد، بهطوری که امام در سخنرانی عمومی از وضعیت اسفبار سفارتخانههای ایران و حیف و میل و از بین رفتن اموال عمومی و آرمانهای انقلابی اظهار ناراحتی کردند و از نمایندگان مجلس اول خواستند به این امور نظارت کنند.
هر روز بیش از روز قبل دستهای جنایتکار آمریکا، انگلیس و دیگر قدرتهای سلطهگر در حوادث مختلف کشور نمایان میشد.
کار به آنجا رسید که حضرت امام در یک سخنرانی عمومی در تاریخ چهارم آبان 58، با اشاره به اعتصابات و حرکتهای براندازانه در نقاط مختلف کشور در خوزستان، ترکمنصحرا، کردستان، سیستان و بلوچستان و... فرمودند:
«ریشه انتقاد برمیگردد به اینکه اگر این درست بشود، برخلاف امپریالیسم [است]! برخلاف مقاصد آنهاست. ریشه این است، لکن در لفظ، جور دیگر جلوه میدهد.» (صحیفه امام، ج10، ص 360)
در ادامه این سخنان، حضرت امام رابطه ایران و غرب را بهنفع ایران ندانسته و وابستگی به غرب را مانع اصلی پیشرفت و استقلال ایران عنوان کردند:
«جوانهای ما هم گرفتار این وابستگی به غرب را دارند. ما باید همه دست به دست هم بدهیم و این گرفتاری را بیرون کنیم. غرب را فراموش کنید.» (صحیفه امام، ج10، ص 360)
در ادامه حضرت امام (رحمتاللهعلیه) راه اصلاح شرق را در فراموش کردن غرب دانسته و رابطه میان ایران و غرب و شرق را رابطه بره و گرگ دانستند و فرمودند:
«ممالک شرق باید فکر خودشان باشند، نسیان کنند غرب را. و خودشان مشغول بشوند به اصلاح حالشان. اگر ما میتوانستیم که بهکلی منقطع بشویم از اینها، اجازه میداد این مسائل که بهکلی منقطع بشویم از اینها، به صلاحمان بود. خیال نکنید که روابط ما با آمریکا و روابط ما با نمیدانم شوروی و روابط ما با اینها یک چیزی است که برای ما یک صلاحی دارد. این مثل رابطه بره با گرگ است! رابطه بره با گرگ، رابطه صلاحمندی برای بره نیست، اینها میخواهند از ما بدوشند...» (صحیفه امام، ج10، ص 362)
در برابر سیاست تهاجمی دشمنان از در رانده شده، دولت موقت سیاست حرکت گام به گام را دنبال میکرد. این سیاست گام به گام رو به جلو نبود، بلکه در بسیاری از موارد گام به گام عقبگرد میکرد.
هیچ تحرکی در برابر توطئههای آمریکا برای بردن محمدرضا پهلوی به آمریکا مشاهده نمیشد. آمریکا با بردن شاه به آمریکا تصمیم به تکرار فاجعه کودتای سیاه 28 مرداد را داشت. این امر نمیتوانست بیپاسخ بماند. نهادهای حاکمیتی مثل مجلس شورای اسلامی هم هنوز شکل نگرفته بود و تنها مجلس خبرگان قانون اساسی هم تحت فشار بسیار زیادی برای انحلال قرار داشت بهنحوی که اگر غیر از حضرت امام کس دیگری زمام رهبری را بر عهده داشت، قطعا با فشار زیاد گروههای سیاسی و دولت موقت با انحلال آن موافقت میکرد. به راه انداختن عملیات روانی گسترده بر علیه انقلاب با هدف مأیوس کردن مردم از انقلاب در دستور کار سازمانهای اطلاعاتی آمریکا بود. طرح اتهام عدم رعایت حقوق بشر از سوی آمریکا - آن هم آمریکایی که در برابر قتل عام هزاران نفراز مردم در 17 شهریور 57 و روزهای دیگر انقلاب، از شاه حمایت میکرد - چیزی عجیبی بهنظر میرسید. شایعهپراکنی مبنی بر کشتهشدن صدها تن از مردم در اینجا و آنجا و اینکه پاسگاههای ژاندارمری و پلیس در اینجا و آنجا سقوط کرده و... مرتب از سوی آمریکا تکرار میشد. تا بیداری ناشی از انقلاب اسلامی در منطقه شکل نگیرد.
این اقدامات موجب شد تا امام خمینی (رحمتاللهعلیه) ساکت ننشسته و جوانان را برای حرکتهای مدافعانه از انقلاب آماده سازد. لذا در ششم آبان 58 آمریکا را دشمن شماره یک ملت ایران معرفی کرده و فرمود:
«شما میبینید که الان توطئهها باز درکار است. و آمریکا - که دشمن شماره اول بشر و ماست - باز این شخص خائن (محمدرضا پهلوی) را به بهانه اینکه مریض است برده است آمریکا...» (صحیفه امام، ج10، ص 374)
بنیانگذار کبیر انقلاب (رحمتاللهعلیه) در پیامی بهمناسبت شهادت آیتالله قاضی طباطبایی در 11 آبان 58 ترور اولین شهید محراب را ناشی از کوتاه کردن دست چپاولگران غربی دانسته و فرمودند: «عزیزان من، در انقلابی که ابرقدرتها را به عقب رانده و راه چپاولگری آنان را از کشور بزرگ بسته است این ضایعات و ضایعات بالاتر، اجتنابناپذیر است.»
(صحیفه امام، ج10، ص: 421)
آخرین اقدام امام خمینی (رحمتاللهعلیه) قبل از ظهر 13 آبان، همزمان با آغاز حرکت دانشجویان در جهت تصرف لانه جاسوسی انجام شد. ایشان خطاب به دانشآموزان قم و تهران در دبیرستان حکیم نظامی قم فرمودند:
«توطئهها را میشکنیم و این جُرْثُومههای فساد را یا اصلاح میکنیم و یا طرد. ای ملت عزیز! قوی باش که پشتیبان تو خداست.» (صحیفه امام، ج10، ص 475)
واکنش امام (رحمتاللهعلیه) به تصرف لانه جاسوسی
آمریکا، شیطان بزرگ است. این جمله اولین واکنش امام به اشغال لانه جاسوسی بود که در فردای اشغال سفارت آمریکا بیان شد. امام فرمودند: «در نظرم است که در یک روایتی است که رسول خدا که مبعوث شد، آن شیطان بزرگ فریاد کرد و شیطانها را دور خودش جمع کرد و اینکه مشکل شد کار بر ما...
... در این انقلاب، شیطان بزرگ که آمریکاست، شیاطین را با فریاد دور خودش دارد جمع میکند. و چه بچه شیطانهایی که در ایران هستند و چه شیطانهایی که در خارج هستند، جمع کرده است و هیاهو به راه انداخته است. شایعههای زیاد برای تضعیف روحیه ملت.» (صحیفه امام، ج10، ص 490 و 491)
ایشان در واکنش تأییدآمیز نسبت به اقدام دانشجویان فرمودند:
«... آمریکا توقع دارد که شاه را ببرد به آنجا مشغول توطئه، پایگاهی هم اینجا برای توطئه درست کنند، و جوانهای ما بنشینند و تماشا کنند...» ( صحیفه امام، ج10، ص 492)
«... مسأله باز انقلاب است. یک انقلابِ زیادتر از انقلاب اول خواهد شد.» (صحیفه امام، ج10، ص 494)
در ادامه مواضع قاطعانه حضرت امام، در حمایت از دانشجویان پیرو خط امام، شاهد مخالفت قاطع ایشان با سفر هیأت ویژه اعزامی کارتر رییسجمهوری وقت آمریکا («رمزی کلارک» و «ویلیام میلر») به قصد ملاقات با امام خمینی که احتمالا با هماهنگی عناصر داخلی راهی ایران شده بودند، بودیم.
استمرار حمایت امام از اقدام دانشجویان و قوت قلب دادن به ملت در مواجهه با آمریکا در 16 آبان 58 انجام شد. امام در سخنانی فرمود:
«... آمریکا هم هیچ غلطی نمیتواند بکند، و جوانها هم مطمئن باشند که آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند. بیخود صحبت اینکه اگر دخالت نظامی [کند]، مگر آمریکا میتواند دخالت نظامی در این مملکت بکند؟
(صحیفه امام، ج10، ص: 517)
اما هشدار اساسی امام از مخالفت با تکرار حمله به سفارتخانهها را نباید فراموش کرد. امام خمینی (رحمتاللهعلیه) از اولین ساعت پیروزی انقلاب از مردم و مسئولین خواسته بودند به سفارتخانهها نزدیک نشوند. حالا پس از تصرف لانه جاسوسی آمریکا، دوباره به این مهم اشاره کرده میفرمایند:
«هشدار! امروز هم الان توطئه هست، برای اینکه از حسننیت جوانهای ما، از صفای سَریره (صفای باطن) جوانهای ما استفاده سوء بکنند. فرض کنید بیخ گوش آنها بخوانند که خوب انگلیس هم مثل آمریکا، چه فرقی میکند! بریزند آنجا را خراب کنند. خوب، عراق هم مثل آنجا، چه فرقی میکند، بریزند آنجا را هم بگیرند. فرانسه هم مثل آنها، که ما را معرفی بکنند که نهتنها قضیه روی موازین نیست، قضیه روی هرج و مرج است.» (صحیفه امام، ج10، ص 521 و 522)
هشتم آذر 1390
اگرچه انگلیسیها کارنامه سیاهی در برخورد با سفارتخانه ایران در لندن دارند و در چندین نوبت ما شاهد برخورد حسابشده آنها با دیپلماتهای ایران و حمله به سفارت ایران در لندن بودهایم، اما باید توجه داشت امام بعد از اقدام دانشجویان پیرو خط امام، تذکرات مشفقانه مبنی بر ممنوعیت تعدی به سفارتخانههای دیگر کشورها داشتند؛ آیا در شرایط فعلی کشور تغییری رخ داده که تاریخ حمله به سفارتخانهها تکرار شود؟
بهنظر نگارنده هیچ اتفاق تازهای رخ نداده بود تا موجب اقدام دانشجویان شود. در کشور نهادهای مسئول حاضر و ناظر بوده و از طرف رهبری بزرگوار نیز بارها هوشیاری جوانان در اقدامات انقلابی مورد تأکید قرار گرفته و بهویژه ایشان از مسئولین خواسته بودند تا با بهرهگیری از ظرفیت دیپلماسی برای رساندن صدای ملت ایران به جهانیان بهره کافی برده شود. مجلس شورای اسلامی نیز در اقدامی انقلابی مصوبهای را گذرانده بود که اگر با حادثه تصرف و وارد کردن خسارت مادی به سفارت انگلیس همراه نمیشد، بیشک شیشه عمر انگلستان در ایران، با اقدامی قانونی و در راستای مردم سالاری ترک برمیداشت. امری که شاید انگلیسیها حاضر به پذیرش مسالمتآمیز آن نمیشدند.
قطع رابطه با استعمار پیر اگرچه به خودی خود امری ارزشمند و از آرمانهای امام عظیمالشأن است، اما این اقدام میتوانست با درایت و تدبیر مسئولین و بهویژه اجرای مصوبه نمایندگان مجلس شورای اسلامی انجام شود و تبعات مختصر رفتارهای استعمار پیر محتضر را بههمراه داشته باشد. با این حال اگرچه حادثه تصرف لانه جاسوسی انگلیس در هشتم آذر، به دور از برنامهریزی و داشتن تحلیل درست انجام شد، اما در درون خود انرژی بزرگی را هویدا ساخت که نشان میداد نسل سوم و چهارم انقلاب همان شور انقلابی نسل اول را با خود دارند و برای دفاع از انقلاب در برابر متجاوزین میایستند و از هیچ تهدیدی باک ندارند. شاید این اقدام که بیتردید بدون برنامهریزی انجام شد، هم از الطاف خفیه الهی بوده باشد و باید در فهرست الطاف بیکرانه خداوندی که از قبل از انقلاب تاکنون ملت و رهبری انقلاب اسلامی را در بر گرفته اضافه شود.
اقدام دانشجویان بیشک اجرای مصوبه مجلس را سرعت بخشید. اما اگر اقدام دانشجویان انجام نمیشد، ما شاهد پیشدستی اخراجشدگان انگلیسی برای ملزم کردن اعضای سفارت ایران برای خروج 48 ساعته و تعدی سازماندهی شده عدهای از عناصر خودسر در کشورهای اروپایی نمیشدیم