| هایپر مدیا | مرکز جامع خدمات رسانه ها / نگارش روزنامه |
|
|
|
اندازه فونت |
|
پرینت |
|
برش مطبوعاتی |
|
لینک خبر | جابجایی متن |
|
نظرات بینندگان |
سخن استوار و منطق عاشورایی بزرگترین سلاح ما/ دکترعلیرضا زاکانی
محرم 1433 هجری قمری و همزمانی آن با اتفاقات آذر 1390، تداعیگر اوج بندگی و ایثار عاشوراییان و اقتدای آنان به سید و سالار خویش، حضرت اباعبدالله الحسین (علیهالسلام) است که با نگاه دل، اینک نیز بعد از واقعه جانسوز عاشورا، قافله پیامآورانش در راه شام - در اوج ددمنشی یزیدیان - براي انجام تکلیف، طی طریق میکنند. امروز بعد از 13 قرن نیز رهروان راه سیدالشهدا (علیهالسلام) در بسیج با تأسی به مولایشان بهدنبال نشر فرهنگ عاشورا که فرهنگ بندگی خداست هستند، فرهنگ و تفکری که به تعبیر زیبای روح خدا، اگر بر کشوری طنینانداز شود، چشم طمع دشمنان از آن کشور برگرفته خواهد شد. همه ساله محرم و صفر فرصت اندیشیدن در رسالت حسینیان و زینبیان زمانه، قیام و صبر و مقاومت رهروان راه شهیدان و ایستادگی در برابر همه شکمپرستان و زورگویان جهان است که به خط سرخ شهادت و سیر در طریق بندگی، طراوت و رونقی دوباره میبخشد و توشه راه سالکان بهسوی محبوب را فراهم میآورد و بهواسطه آن نیز حیات اسلام استمرار مییابد. امید است ما نیز از رهروان مسیر نور و قبولشدگان مکتب عاشورا باشیم. انشاءالله.
در چند هفته گذشته شاهد عمق بصیرت وآگاهی و اوجگیری روح سلطهستیزی مردم قهرمان ایران اسلامی، بهویژه مسئولان و جوانان این مرزو بوم در اعتراض به سیاستهای نابخردانه و گستاخانه سردمداران کفتار پیر انگلیس بودیم، تا جاییکه با مصوبه بهجای مجلس شورای اسلامی و حمایتهای فرهیختگان و نخبگان کشور، سطح روابط ما با استعمار پیر، کاهش یافته و مقدمهای شد که در صورت ادامه سیاستهای خصمانه و عمروعاصگونه آنان، تنبیهات سختتری در انتظارشان باشد و در ادامه نیز تجلی خشم مقدس و کینه برآمده از عمق فهم و شعور جوانان دانشجو نسبت به اوج دشمنی و خیانتهای این استعمارگر کهنهکار شرایطی را رقم زد که ضروریست پیرامون آنها نکاتی اشاره شود.
1- با مروری هرچند گذرا به صفحات تاریخ به نقش ویژه انگلیس در اعمال سیاستهای استعمارگرایانه در اقصی نقاط جهان، بهویژه در خاورمیانه خواهیم رسید، نقشی که در آن بسیاری از جنایات رخداده در کشورهای اسلامی را طراحی، زمینهسازی و تمشیت کرده است. نقش انگلیس بهعنوان استعمار پیر در سراسر جهان و بهخصوص در تجزیه کشورهای اسلامی و گماردن حکام مستبد بر سرنوشت ملتها و غارت منابع معنوی و مادی آنها از یکسو و نشاندن رژیم جعلی صهیونیستی و تجهیز و تلاش همهجانبه برای مسلط کردن آن بر سرنوشت مسلمانان و حمایتهای بیحد و حصر از خونخواریهای این غده سرطانی از دیگر سو، معلوم و آشکار است. بهطور خاص نیز نقش استعمار پیر در ایران عزیزمان، در دوران سلطنت قاجار و بهخصوص طراحی و کمک به انحراف قیام مشروطه و ایجاد حکومت منحط پهلوی و پشتیبانی از همه جنایتهای رخ داده در این سرزمین تا انقلاب اسلامی و مخالفت و مقابله با قیام الهی ملت مسلمان ایران، آنقدر واضح و روشن است که سردمداران و میراثداران استعمارگر انگلیس برای هرکدام از آنها اگر هزاران بار محاکمه و مجازات شوند، کم است؛ چه رسد به اینکه در سایه رحم و گذشت ملت قهرمان ایران به کاهش رابطه بهعنوان اولین گام بسنده شود. لذا این روباه پیر بهتر است در مسیر طی کرده خویش تجدیدنظر کرده و دست از خباثت و شیطنت بردارد و بهجای پیشگامی در ادامه سیاستهای مداخلهجویانه و سلطهگرانه در سایر کشورها، به ویرانه خود پرداخته که اینگونه مجبور نباشد به سرکوب جوانان و مردم گرسنه و معترض به بیعدالتی در انگلیس بپردازد، دیگر دوره به اصطلاح بریتانیای کبیر گذشته است و به هر حال این گرگصفت باید تاوان درندگیها و جنایتهای خود را پرداخت کند، نه اینکه طلبکار و مدعی باشد. البته این سرنوشت درس خوبی نیز برای سایر کشورهای اروپایی و غیراروپایی است آنها که اندک رمقی را در کالبد خود حس کرده و ممکن است فکر ادامه راه طی شده توسط سران درمانده انگلیس و برادر بزرگ آنها آمریکا و فرزند نامشروعشان اسراییل باشند، این کشورها میباید از سرنوشت سیاه کنونی این مثلث شوم عبرت گیرند و از دنبالهروی کورکورانه از سردمداران نظام سلطه دست بردارند.
2- اقدام دانشجویان در اعتراض به سیاستهای سلطهطلبانه ایادی نظام سلطه، از جمله دولت مکار انگلیس جای تقدیر و تشکر دارد. به گواهی تاریخ هرکجا بیداری و هوشیاری ما همراه با انگیزهای الهی و بالا برای حضور در میدانهای مقابله با زورگویان جهان بوده، نتیجهای جز هزیمت و شکست دشمنانمان نداشته است، از اینرو اصل حضور و اعلام انزجار از مستکبران امری واجب و ضروریست که بهواسطه آن باید از جوانان دانشجوی معترض تشکر کرد. اما در کنار این حضور، میدانداری درست و شناخت دقیق از داشتههای نظام اسلامی و اقتدار ما برای بهرخ کشیدن تواناییهایمان، لازم و واجب است؛ چراکه احتمال دارد حضور مبنایی ما با اقدامی نادرست، توسط بخشی از عناصر احساسی و یا خدای ناکرده تحریک شده توسط نامحرمان که از تبعات صحنه تقابل نادرست سود میبرند، هزینههای سنگینی را برای نظام اسلامی فراهم کرده و آب به آسیاب دشمنان این مرز و بوم که دشمنان اسلام عزیز هستند بریزد. بنده بهعنوان کمترین فعال جنبش دانشجویی در سالهای گذشته، همیشه به دوستان دانشجو میگفتم که حضور فعال، گسترده و به موقع در کنار منطق مستحکم و سخن استوار و پولادین ما از هر تهاجمی مؤثرتر است؛ لذا در تمام حضورهای خویش اصرار به سخنرانیهای صریح، قاطع و افشاگرانه داشتیم و از هرگونه تعرض و حتی بهرهگیری از نمادهایی که در سایر کشورها از جمله کشورهای غربی برای اعلام انزجار از مستکبران است، پرهیز میکردیم. بهنظر تجربه تلخ ورود به سفارت انگلیس، میبایست عزیزان فعال در عرصه دانشجویی را به تأمل واداشته و در اصلاح این رویه نادرست یاری رساند. توجیه اقدام نادرست صورت گرفته و بدتر از آن مقایسه با اقدام آگاهانه و شجاعانه دانشجویان پیرو خط امام در سال 1358 در فتح لانه جاسوسی آمریکا، قیاسی معالفارق بوده که پرداختن به آن همچنان ما را در ادامه حرکت صورت گرفته به بیراهه خواهد کشاند، پس باید اصل حضور و اعتراض هزاران دانشجو را بزرگ داشت و تقدیر کرد و به اقدام چند ده نفر در ورود به سفارت انگلیس خورده گرفت و از آن تبری جست.
3- مصوبه بهجا و درست مجلس شورای اسلامی، نیاز به عزمی جدی در اجرای گام به گام ایجاد محدودیت در برابر پیگیری سیاستهای ضدبشری مسئولان نالایق انگلیس دارد و بالطبع در صورت ادامه این سیاستها از سوی سران این کشور، قطع ارتباط با روباه مکار و پیگیری ایجاد محدودیت در سایر کشورها با آنها که به لطف الهی در خیزش بیداری اسلامی و جنبش 99 درصدی مستضعفان کشورهای غربی زمینه آن فراهم آمده، خط تلاشی است که میبایست از سوی دستاندرکاران امر سیاست خارجی دنبال شود، گرچه نوع مواجهه وزارت خارجه با موضوع هجوم خودجوش دانشجویان به سفارت انگلیس و باغ قلهک محل ابهام و تأسف دارد؛ چراکه مگر برای همین اقدام ولی از نوع سازماندهی شده آن توسط سردمداران این کشور در سال 1359 در انگلیس که منجر به شهادت عزیزان حاضر در سفارت ایران شد، دولت انگلیس اینگونه عذرخواهی کرد که امروز وزیر خارجه کشور از موضع پایین صحبت مینماید و یا وزارتخانه اینگونه منفعلانه اطلاعیه میدهد، اگر سیاست درست اسلامی احترام به سایر کشورها نبود و اقتدار نظام اسلامی و اهتمام مسئولان آن در حفظ مشی ایجاد نهایت امنیت و آسایش برای کارگزاران سایر کشورها در ایران اسلامی نبود، تاکنون سفارت انگلیس برای جنایتهای سردمداران این کشور، بارها مورد هجوم قرار میگرفت؛ ولی صبر انقلابی و بصیرت جوانان و مقاومت و پایداری مسئولان در حفظ حریم مهمانان سایر کشورها در ایران، مانع این امر شد، پس بایست با درک درست صحنه خودجوش رخ داده، این اتفاق را نتیجه طبیعی سیاستهای یکجانبه و مداخلهجویانه سلطهگران بهویژه استعمار پیر دانست و ضمن گوشزد کردن موضوع، بهواسطه آن طلب اصلاح این سیاستها و اقدامات ناشایست زورگویان جهان را داشت، نه اینگونه احساس بدهکاری کرده که بهواسطه آن اینقدر نیاز به عذرخواهی احساس شود!
رنگها و نیرنگها
نگاهی به ترکیب مخالفان بشار اسد
ترکیب مخالفانی که اینروزها برای سرنگونی «بشار الاسد»، رییسجمهوری سوریه، تمام قامت قد علم کردهاند، درسهای آموزندهای برای امروز و فردای ایران و جهان اسلام دارد:
1- سلفیها، اخوانیهایی که در چند سال گذشته گرایشهای پررنگ سلفی پیدا کردهاند، شبه روشنفکران، حکام مستبد عربی، جریان 14 مارس لبنان به رهبری «سعدالدین حریری» و سردمدارن حزب عدالت و توسعه ترکیه به رهبری «رجب طیب اردوغان» در مجموع خط مقدم جبههای را تشکیل میدهند که جهان غرب به رهبری ایالات متحده و رژیم صهیونیستی، نقش تدارک و پشتیبانی آن را بر عهده گرفته است. این ترکیب هرچند در ظاهر ترکیبی ناهمگون بهنظر میرسد اما ترکیب تازهای نیست. پیشتر چنین مجموعهای برای حذف سلاح حزبالله لبنان و تضعیف جایگاه قدرتمند آن، در این کشور شکل گرفته بود. این مجموعه همچنین نقش قابلملاحظهای در تقویت جنبش سبز در وقایع پساانتخاباتی ایران در سال 1388 بر عهده داشت و بهخوبی با مجموعههای همسان ایرانی پیوند خورد.
2- در این مجموعه به ظاهر ناهمگون، بهدلیل تداوم همکاری به سبب یافتن منافع مشترک، باید بهدنبال وجوه مشترکی بود؛ وجوهی که در کنار اشتراک منافع باعث پیوند خوردن آنها با یک دیگر شده است. رجوع به تجربه تاریخی جهان اسلام، بیش از هرچیز ما را بهسمت افراد و جریانهایی هدایت میکند که بهدلیل فهم سطحی از حقیقت دین و کجفهمی دینی در بزنگاههای تاریخی نقشهای شومی را برعهده گرفته و به آلت دست کسانی بدل شدهاند که در مواجهه با اسلام راستین قد علم کردهاند. بر مبنای این تجربه تاریخی است که باید گفت یکی از مهمترین وجوه مشترک این ترکیب، درک سطحی از اسلام و کج فهمی دینی است؛ درکی که در اسلام شبهروشنفکری، اردوغانی و 14 مارسی تلاش میکند تا قرائتی مدرن و منطبق با منطق لیبرال سرمایهداری ارائه کند، در اسلام سلفی با ماندن در قشریت به مخالفت با فهم راستین از دین برخیزد و در اسلام سلطنتی به عاملی برای توجیه اقدامات منفعتطلبانه تبدیل شود.
3- منفعت مشترک این ترکیب، نوعی دفع خطر است؛ خطری که برای چند دهه در جهان اسلام و حتی جهان، منافع بسیاری را مورد تهدید قرار داده است. این خطر، شکلگیری جبهه بیداری و پایداری اسلامی به رهبری ایران در جهان است؛ جبههای که تلاش میکند با قرائت «سیدروح الله خمینی» و با تکیه بر فهم اجتهادی اصولی از دین، جهان را به بیداری و پایداری فرا خواند. درست از همینروست که مخالفان سوری بشار اسد، جرم اصلی وی را همراهی با این جریان دانسته و قطع روابط با ایران و حزبالله لبنان را از اولویتهای کاری خود در صورت موفقیت برشمردهاند. خطر جبهه بهویژه در ماههای اخیر و پس از انقلابهای آخرالزمانی در جهان عربی نشان داده که سخت خانمانبرانداز است و در صورت عدم مقابله یا عدم موفقیت در به انحراف کشاندن آن، دودمان نظام سرمایهداری غرب و نظامهای پادشاهی عربی و سلفیهای وابسته را بر باد خواهد داد.
بر مبنای این نکات است که باید جبهه بیداری و پایداری اسلامی، در مقابل رنگها و نیرنگهایی که در مسیر رشد و بالندگی خود در پیش دارد، دست به تدبیر بر مبنای تجربههای تاریخی خود بزند. این تدبیر بیتردید تلاش برای باز کردن مشت رنگ و نیرنگها برای جهان اسلام و شناساندن خطراتی است که این ترکیب خطرناک، در صورت موفقیت برای آینده جهان اسلام در پی خواهد داشت