| هایپر مدیا | مرکز جامع خدمات رسانه ها / نگارش روزنامه |
|
|
|
اندازه فونت |
|
پرینت |
|
برش مطبوعاتی |
|
لینک خبر | جابجایی متن |
|
نظرات بینندگان |
پیدا و پنهان مجلس ششم در گفتوگو با دکتر کاظم جلالی نماینده مجلس شورای اسلامی
اصولگرایان از مجلس ششم درس بگیرند/ علی رجبی
بهسراغ دکتر کاظم جلالی از چهرههای شاخص اصولگرایان و نماینده مردم شاهرود در دورههای ششم، هفتم و هشتم رفتیم تا با وی درباره مجلس ششم گفتوگویی کرده و اتفاقات آن زمان را مرور کنیم. ایشان در این گفتوگو نقد منصفانهای بر عملکرد مجلس ششم ارایه کرد و ریشه اتفاقات ناگوار مجلس ششم را در تندروی بعضی عناصر وابسته دانست. کاظم جلالی در این مصاحبه به شباهتهای شکلی میان دوران پایانی مجلس ششم و هشتم هم اشاره کرده و درباره تکرار اتفاقاتی که موجب رویگردانی مردم از اصلاحطلبان شد، به اصولگرایان هشدارهایی داده است.
اولین اتفاقی که در مجلس ششم افتاد و حاشیهساز هم شد، بحث رد اعتبارنامههای نمایندگان بود. چرا این اتفاق رخ داد؟
در شهر تهران بر سر اصل انتخابات یکسری کشمکشهایی رخ داد مبنی بر اینکه در انتخابات تخلفاتی صورت گرفته است. لذا بعضی صندوقها بازشماری شد و بعد از بازبینی تعدادی از صندوقها باطل شد. پس از بازنگری توسط هیأت نظارت بر انتخابات، در آرای شهر تهران جابهجایی اتفاق افتاد و آقای رجایی از منتخبین حذف شد و نفر بعدی که آقای دکتر حداد عادل بود اضافه شد. از همان جا اختلافی پیش آمد و برخی چهرههای اصلاحطلب بهدنبال این بودند که اعتبارنامه آقای حداد عادل را تصویب نکنند که البته موفق هم نشدند. از طرفی دیگر بحث اعتبارنامه آقای محتشمیپور هم مطرح شد.
بهنظر شما چرا در آن زمان میان اعضای فراکسیون اکثریت مجلس که بیشتر آنها را افراد وابسته به مشارکت و سازمان مجاهدین تشکیل میدادند، با شورای نگهبان اختلافاتی پیش آمد که منجر به رفت و برگشت طرحها و لایحههای متعدد میان مجلس و شورای نگهبان میشد؟
اختلاف میان مجلس و شورای نگهبان در مجلس ششم دو ریشه داشت. اولین بحث برمیگردد به اختلاف در نظر کارشناسی میان این دو نهاد که بخش طبیعی سیر قانونگذاری است و در همه دورههای مجلس هم اتفاق افتاده. ریشه دوم این بحث که غیرطبیعی هم بود، به تفاوت برآیند رویکرد مجلس با رویکرد شورای نگهبان برمیگشت، چراکه رویکرد سیاسی افراد این دو نهاد با هم متفاوت بود؛ لذا غلظت اختلافات مجلس و شورای نگهبان به نسبت دورههای دیگر بیشتر بود. بخشی از این اتفاقات مربوط بود به رفتارهای ساختارشکنانهای که در مجلس انجام میشد که اتفاقا ما و خیلی از دلسوزان نظام تذکر میدادیم؛ حتی بخشی از خود اصلاحطلبان هم منتقد اینگونه رفتار در مجلس ششم بودند و اعتقاد داشتند که باید با در نظر گرفتن مشکلات مردم و کشور در چهارچوب قانون اساسی و نظام مبتنی بر ولایت فقیه حرکت کنیم. اما همانطور که دیدیم رویههای تابوشکنانه ادامه داشت و طبیعتا تداوم ساختارشکنی در تعمیق شکافها نیز مؤثر بود.
مثالی تاریخی برای انتقاد بعضی گروههای اصلاحطلب نسبت به طیفهای تندروتر سراغ دارید؟
در آن زمان گروههای دوم خردادی انسجام نداشتند. مجمع روحانیون مبارز و برخی افراد دیگر با جبهه مشارکت اختلافاتی در عملکرد داشتند و حتی داخل مجلس هم انتقادات را به صراحت نسبت به هم میگفتند. یادم هست که همان موقع در درون جبهه اصلاحات، جبهه مشارکت را متهم به انحصارطلبی میکردند. اولین اختلاف آنها هم مربوط میشد به همان ابتدای مجلس و بحث انتخاب رییس مجلس. نامزد مجمع روحانیون برای ریاست مجلس، مهدی کروبی بود اما جبهه مشارکت موافق نبودند و افراد دیگری را برای این پست مطرح میکردند و تلاش کردند که کروبی رییس مجلس نشود. حتی زمانی هم که مهدی کروبی رأی آورد دست از تلاش بر نداشتند و گفتند که رییس مجلس فقط یک سخنگو است و چیزی به نام رییس مجلس وجود ندارد چراکه همه نمایندگان جایگاه برابری دارند. از همان زمان اختلافات میان اصلاحطلبان و دستههای مختلف آنها مثل جبهه مشارکت، سازمان مجاهدین، حزب همبستگی، مجمع روحانیون و سایرین شروع شد و در طول چهار سال هم استمرار داشت.
به بحث ساختارشکنی برخی افراد در مجلس ششم هم اشاره داشتید. مهمترین نکتهای که از مجلس ششم به یاد مردم مانده، مربوط به روزهای پایانی مجلس ششم و بحث تحصن و استعفای جمعی نمایندگان است. چه شد که این اتفاق رخ داد؟
با توجه به مجموعه عملکردی که بعضی نمایندگان مجلس ششم داشتند، این بحث بهوجود آمد که صلاحیت آنها برای انتخابات مجلس هفتم تأیید نشود. لذا بخشی از نمایندگان مجلس ششم با محوریت جبهه مشارکت دست به اقداماتی زدند که در تاریخ هم ثبت شد و در لابیها و صحبتهایی که قبل از این اقدام بود علاوهبر ما که در مجلس در اقلیت بودیم، عقلای اصلاحطلبان هم با این کار مخالفت میکردند. اما بالأخره جبهه مشارکت توانست عدهای از نمایندگان را مدیریت کند تا اینها بهصورت ساماندهی شده و دسته جمعی استعفا بدهند. تلاشهای بسیاری شد که از این اتفاق جلوگیری شود. البته توسط بخشی از نظریهپردازان آن روز جبهه اصلاحات و به خصوص در درون هستههای فکری جبهه مشارکت، تئوریای مطرح شده بود که به خروج از حاکمیت معروف شد. لذا تحصن در ذیل آن نظریه خروج از حاکمیت شکل گرفت. اتفاق از آنجا شروع شد که نطق پیش از دستور به نام محسن میردامادی و رجبعلی مزروعی درآمد. این دو نفر آمدند بیانیه استعفادهندگان را خواندند و هرکدام از تحصنکنندگان آمدند بهصورت جداگانه استعفای کتبی خود را تحویل هیأترییسه دادند، از مجلس خارج شدند و در کنار پارلمان تحصن کردند. در این تحصن افرادی از بیرون هم آمدند و سخنرانی کردند و آنها را ترغیب به ماندن کردند که در روزنامههای رسمی همان زمان ثبت شده است.
بهعنوان فردی که در مجلس ششم حضور داشتید، مهمترین نقاط ضعف و قوت مجلس ششم را چه نکاتی میدانید؟
مجلس ششم در بعضی از وجوه قانونگذاری، قوی عمل کرد. در بحث قانونهای جذب سرمایهگذاری خارجی، قانون مالیاتها، بحث تجمیع عوارض بسیار خوب کار کرد. در بحث ادغام وزارتخانهها در مجلس ششم روند خوبی انجام شد و در مقایسه با مجلس هشتم با کار کارشناسی بهتری ادغامها صورت گرفت.
در بحث نقاط ضعف هم باید به اصلیترین مورد اشاره کرد. پس از آنکه آقای خاتمی در دوم خرداد 76 رأی آورد و بعد هم جبهه اصلاحات توانست اکثریت نمایندکان مجلس ششم را به خود اختصاص دهد، یک نوع احساس همیشه جاودان ماندن در سیاست و قدرت بلامنازع بودن در ذهن آنها ایجاد شد. همان حس موجب شد تا مجلس ششم دست به کارهایی بزند که مورد انتقاد همه باشد. یادمان نرود تعدادی از چهرههای تندرو اصلاحطلبان در انتخابات مجلس ششم رد صلاحیت شده بودند اما وقتی شورای نگهبان به آنها اجازه داد که در انتخابات شرکت کنند بهجای آنکه این اتفاق را به فال نیک بگیرند و تبدیل به نقطهای برای همگرایی با نظام کنند، حمل بر ضعف نظام کردند و بهدنبال ضربهزدن به نهادهایی همچون شورای نگهبان برآمدند.
جنابعالی در مجالس هفتم و هشتم هم حضور داشتید. اگر بخواهید این سه دوره را با هم مقایسه کنید کدامیک را مجلس بهتری میدانید؟
من به سیستم پارلمانیای که داریم نقدهای اساسی دارم و معتقدم بخشی از مشکلات ما ناشی از ساختار پارلمان، برداشت غلط مردم از پارلمان و رفتارهای غلط نمایندههاست. بعضی علاقه دارند در دوران نمایندگی مجلس به اموری بپردازند که در خارج از چهارچوب وظایف نمایندگی است. بخشی هم علاقه دارند که پارلمان را به یک باشگاه بزرگ سیاسی تبدیل کنند. این رویکردی که عرض کردم، در مجلس ششم قویا دیده میشد و در مجالس هفتم و هشتم هم بهصورت رقیقتری وجود داشت.
نکته دیگر بحث وظایف عرفی و قانونی نمایندگان است. ما در مجلس شاهدیم که ریز شدن در مسائل حوزه انتخابیه که مسألهای عرفی است، بهجای پرداختن به مسائل کلان کشوری و بحث قانونگذاری که وظیفه اصلی نمایندگی است؛ قرار گرفته و این دو حوزه با هم تداخل پیدا کرده است. متأسفانه در میان عامه مردم هم شاهدیم که این بحث کمکم جا افتاده که وظیفه اصلی نمایندهها توجه به مسائل عرفی است و دو حوزه قانونگذاری و اجرا با یکدیگر خلط شده است. بهنظر من روز به روز سطح نخبگی در مجلس ما کاهش یافته و بهجایگاه اجرایی تنزل پیدا کرده است. لذا من فکر میکنم بهجای مقایسه و نمره دادن، باید به حل مشکلات ساختاری در پارلمان بپردازیم.
بهعنوان کسیکه در هر دو مقطع در مجلس حضور داشتید، چه مشابهتهایی میان مجلس ششم و مجلس فعلی میبینید.
من مشابهاتهایی بین فضای فعلی و فضای مجلس ششم میبینم که به دوستان هم مکررا تذکر دادهام. نکته اول قابلذکر این است که متأسفانه قدرت، سرمستی و غفلت میآورد، مخصوصا برای آن دسته از کسانیکه از لحاظ سعه صدر و ظرفیت وجودی نقصان داشته باشند. نکته دوم هم این است که آرایش جاری مجلس هشتم فارغ از محتوا شباهت بسیاری به مجلس ششم دارد بهطوریکه یک جبهه اکثریتی وجود دارد که حالا شامل اصولگرایان است اما آن زمان شامل اصلاحطلبان میشد. در درون این جبهه اکثریت آنقدر اختلافات بروز پیدا کرده که بعضا مشکلات مردم فراموش میشود کما اینکه در شورای شهر اول تهران هم این اتفاقات رخ داد و مردم از اصلاحطلبانی که به فکر دعواهای سیاسی بودند و مشکلات شهر تهران را فراموش کردند، روی برگرداندند.
مقام معظم رهبری در بحبوحه مجلس ششم، حدود اصلاحطلبی را بهصورت کاملا ظریف و دقیق مشخص کردند. ایشان اصلاحطلبی را ضروری دانسته و حول محور فقر، فساد و تبعیض تعریف کردند. بهنظر من در آن مقطع هر کس به این توصیهها عمل میکرد، در تاریخ ماندگار میشد. با اینحال متأسفانه در مجلس ششم، اصلاحطلبان به این توصیهها عمل نکردند و بهسراغ دعواها و تسویه حسابهای سیاسی خود رفتند.
در حال حاضر هم به شکل رقیقتری چنین وضعیتی را در داخل مجلس شاهدیم. بعضی دوستان به ظاهر اصولگرا، بیشتر از آنکه بهدنبال تألیف قلوب باشند، بهدنبال وحدتشکنی هستند و پیکان حملهشان بهجای آنکه بهسمت دشمنان نظام باشد به داخل اصولگرایی و بهدنبال افراد و جریانهای داخل دایره اصولگرایی است. این افراد اساسا در این چهار سال نه برای مشکلات مردم طرح و برنامه خاصی ارایه دادهاند و نه کوشش چندانی برای رفع معضلات کردند، بلکه در تخریب چهرههای مختلف اصولگرا از هیچ تلاشی فروگذار نکردند.
ما باید از گذشته درس بیاموزیم و بدانیم که این تندرویها، شیب خطرناکی را برای اصولگرایی فراهم میکند. این نکته را باید در نظر داشته باشیم که ملت با هیچکس پیمان اخوت نبسته و اگر به مردم خدمت صادقانه نکنیم و مشکلات آنها را حل نکنیم، مردم همانطور که اصلاحطلبان مجلس ششم را کنار زدند، ما را هم کنار میزنند
از پیروزی تا شکست
سالهای سیاه سیاسيکاری
۳ شهریور 80
مجلس به تمام وزیران دولت هشتم که از سوی سیدمحمد خاتمی معرفی شده بودند، رأیاعتماد داد.
۳ آبان 80
۱۸۰ نماینده مجلس در نامهای به رییسجمهوری نسبت به رد صلاحیت چند نامزد انتخابات میان دورهای استان گلستان انتقاد کردند.
۱۶ آبان 80
طرح اصلاح قانون انتخابات با قید سه فوریت توسط نمایندگان مجلس بررسی شد.
۵ دی 80
حسین لقمانیان، نماینده همدان، با دستور مجتمع قضایی کارکنان دولت برای گذراندن ۱۰ ماه حبس دستگیر و روانه زندان اوین شد. در اعتراض به بازداشت لقمانیان، سه تن از نمایندگان مجلس استعفا کردند.
۲۶ دی 80
با درخواست قوه قضاییه و موافقت رهبر انقلاب، حسین لقمانیان آزاد شد.
۲۶ فروردین 81
بهزاد نبوی بهخاطر پرونده مالي شرکت پتروپارس به دادگاه ویژه جرایم مالی احضار شد.
۱۹ اردیبهشت 81
مجلس طرحی سیاسی به نام طرح منع شکنجه را تصویب کرد. شورای نگهبان با رد این طرح اعلام کرد که در پنج مورد خلاف موازین شرع و در دو مورد خلاف قانون اساسی است.
۲ خرداد 81
طرح تحقیق و تفحص از شهرداری تهران به تصویب مجلس رسید.
3 خرداد 81
انتشار نام 127 موسوم به (جام زهر) از نمايندگان مجلس به رهبر انقلاب
۴ شهریور 81
طرح برابری حق طلاق زن و مرد به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید.
۳ مهر 81
لایحه تبیین اختیارات رییسجمهوری به مجلس فرستاده شد. این لایحه بعضی اختیارات ولی فقیه را به رییسجمهوری دادهبود!
۷ مهر 81
شورای نگهبان مصوبه مجلس در مورد طلاق و نفقه را مغایر شرع تشخیص داد.
۷ آبان 81
پس از چند جلسه بررسی در کمیسیون مشترک مجلس و حقوقدانان، کلیات لایحه تبیین اختیارات رییسجمهوری تصویب شد.
۱۶ آبان 81
با رأی اکثریت نمایندگان مجلس، کلیات لایحه اصلاح قانون انتخابات تصویب شد.
۸ بهمن 81
مجلس جنجالیترین ماده لایحه اصلاح قانون انتخابات یعنی لغو نظارت از سوی شورای نگهبان را تصویب کرد.
۵ اسفند 81
۱۶۲ نماینده مجلس از مردم خواستند تا با حضور در انتخابات شوراها، گامی اساسی در جهت پیگیری اهداف نظام و حاکمیت بردارند.
10 اسفند 81
نتایج انتخابات شورای شهر اعلام شد. به علت عملکرد بسیار ضعیف و سیاسیکاری اصلاحطلبان در شش سال گذشته، مردم به لیست دوم خرداد که افرادی همچون تاجزاده و اصغرزاده را در خود داشت، اقبال نشان ندادند. این انتخابات آغازی بر جدایی اصلاحطلبان از مردم جامعه بود. لیست اصولگرایان که به نام آبادگران ایران اسلامی مشهور بود، برنده قاطع این انتخابات شد.
11 اسفند 81
کمسیون اصل 90 مجلس به شکایت ابراهیم یزدی دبیرکل نهضت آزادی و جمعی از اعضای این حزب، مبنی بر پلمپ و مصادره اموال حزب منحله نهضت آزادی، رسیدگی کرد!
۱۶ فروردین 82
شورای نگهبان برای چندمین بار لایحه اصلاح قانون انتخابات مجلس را با ۴۶ مورد ایراد رد کرد و برای تجدیدنظر به مجلس فرستاد.
۲۷ فروردین 82
واکنش انقلابی نمایندگان جناح راست به گزارش کمیسیون اصل ۹۰ در خصوص شکایت ابراهیم یزدی دبیرکل حزب غیرقانونی نهضت آزادی. نمایندگان معترض میگفتند: با قرائت شکایت نهضت آزادی، نوعی مشروعیت به این گروه سیاسی غیرقانونی داده شده است.