پس از روي دادن انقلاب اسلامي در ايران (و همزماني آن با برخي تحولات سريع فرهنگي و اجتماعي ديگر) توجه جدي افكار عمومي و انديشمندان از نقاط مختلف جهان به سوي اسلام جلب شد. از سويي موج وسيع اسلامگرايي در غرب و از سوي ديگر خطر بزرگي كه از جانب اين آيين سياسي - اعتقادي ابرقدرتهاي شرق و غرب را به چالش ميطلبيد، باعث شده بود تا تمركز جدي در مطالعات آكادميك و تخصصي پيرامون اسلام شكل گيرد.
در عين حال، جريانهاي موازي جمهوري اسلامي ايران (كه بارزترينشان در قالب «القاعده» وهابي مطرح گرديد) بهعنوان مظاهر متنوع باور و التزام اسلامي در دنياي امروز عرضه ميشد و عملكرد و رفتار مجموع اين مناديان اسلام در دنياي جديد، توجه مخاطبان مختلف را بهخود جلب ميكرد.
حادثه يازدهم سپتامبر كه نقطه عطفي در تحولات دنياي معاصر محسوب ميشود (و به تعبير برخي صاحب نظران، تاريخ معاصر را به دو مرحله پيش و پس از خود تقسيم كرد) هم باعث سرعت گرفتن توليد آثار مكتوب درباره اسلام شد و هم سمت و سوي اين توليد را به جانب رسانهها و مخاطب عام گرايش داد.
اينك با توجه به گسترش جغرافيايي و جمعيتي مسلمانان در سطح جهان و شكل گرفتن كانونهاي مطالعه و بررسي عميق اين آيين آسماني، نياز جدي به معرفي اسلام بهعنوان زبان روز و براي مخاطبان نو و متنوع و گسترده حس ميشود.
شايد اين نياز و ضرورت باشد كه باعث شده است هر هفته عناوين متعددي از آثار جديد در اين حوزه به كتابفروشيها راه يابد و هر ماه پاياننامههاي تحقيقاتي مهم و تازهاي در دانشگاهها و مراكز پژوهشي عرضه شود.
گرچه بهطور طبيعي بسياري از اين آثار در هر دو حوزه آكادميك و عمومي، به سفارش مراكز سياسي و كاملا هدفمند و پيشداورانه توليد ميشوند (لااقل در برخي مراكز آمريكايي، بريتانيايي و فرانسوي كه شخصا با پژوهشگران برخورد داشتهام)، اما در همان حال بسياري كتابها نيز هستند كه يا توسط نويسندگاني منصف و بيغرض به نگارش در آمدهاند كه ميكوشند حقيقت را چنان كه هست دريابند و معرفي كنند يا حداقل با نگاهي آكادميك و علمي به يك پديده اجتماعي بنگرند و يا توسط مسلمانان غربي يا ساكن كشورهاي غربي نوشته شدهاند و بهخاطر آشناييشان با ادبيات و تفكر و نياز مخاطب بسيار مناسب هستند؛ نمونهاش (جريان اسلامگرايي در آمريكا و طيف متنوعي از مالكوم ايكس بزرگ تا حامد الگار و...)
از گروه اول ميتوان به كتاب ارزشمند كولين ترنر (Colin Turner) اشاره كرد كه در سال 2006 ضمن مجموعهاي با عنوان اساسها، توسط انتشارات مشهور راتلج منتشر شد. او خود در مقدمه اين كتاب به اين موضوع اشاره ميكند و مينويسد: «تمام كتابهايي كه بهعنوان عكسالعمل پس از يازدهم سپتامبر منتشر شد، در پي سودجويي و فرصتطلبي نبودند بلكه اين رويداد باعث شد بعضي آثار ارزشمند كه چاپ و نشرشان سالها متوقف مانده بود، دوباره عرضه شوند.» وي در آغاز اين كتاب به نقل جملهاي از جرج برنارد شاو ميپردازد كه نشان دهنده انصاف و صداقت اينگونه نويسندگان و انديشمندان است، او ميگويد: «اگر كسي چون پيامبر مسلمانان، حاكميت دنياي معاصر را بهطور كامل به دست ميگرفت، بيترديد تنها كسي بود كه ميتوانست تمامي مشكلاتش را حل كند و در نتيجه هرچه جهان از صلح و سعادت نياز دارد بدان بازگرداند.»
از گروه دوم نيز ميتوان كتاب «اسلام، راهنماي گرافيكي» را ياد كرد كه در ماههاي اخير، ضمن مجموعه معرفيها توسط انتشارات آيكون (در آمريكا) منتشر شد. نويسندگان اين مجموعه را نخستين بار پيش از حادثه يازدهم سپتامبر منتشر كرده بودند، اما ناشر اين بار همان مواد را در قالبي نو و جذاب عرضه كرده است.
اين كتاب توسط «ضياءالدين سردار» و «ظفرعباس مالك» نوشته و توليد و در حجم صدوهفتادوشش صفحه به قطع جيبي و تكرنگ عرضه شده است. كتاب گرچه جذابيت و سر و شكل آثار تصويري ناشراني چون دورلينگ كيندرزلي انگليسي را ندارد، اما به خاطر تنوع و اختصار و نيز تصويري بودنش بسيار جالب توجه است.
اين كتاب كوشيده تا به سياق بسياري از آثار توليدي اين روزها ساختار وتركيبي آسانياب و آسانفهم و نثري روان و خواندني داشته باشد و به نياز كسي كه ميخواهد براي نخستين بار بهصورت گذرا با موضوع روبهرو شود، پاسخ بگويد.
در اين مجموعه كتابها عناوين متعددي چون معرفي تصويري «پست مدرنيسم، انديشههاي يونگ، ماركسيسم، فلسفه، فرويد، جامعهشناسي» ديده ميشود.
در كتاب «اسلام، راهنماي گرافيكي» از نخستين صفحات، يك كاراكتر تصويري بهعنوان نماد شخصيتي مسلمان با خواننده همراه ميشود و با «سلام عليكم» شروع و اظهار اميدواري ميكند كه «انشاءالله» نويسندگان او را به مقصد برسانند.
برخلاف كتابهاي كلاسيك و سنتي در دسترس ما، اين كتاب موضوعات متنوع و گوناگوني را به اقتضاي دغدغهها و پرسشهاي خواننده مطرح ميكند و پس از اشاره به زندگي پيامبراكرم(ص) و بيان مختصري از تاريخ اسلام به عناويني از اين دست ميپردازد: «علم حديث، سنت، قرآن، اصول دين، خليفه، مفهوم صحيح جهاد، فقه و شريعت، دانش مسلمين، ظهور شيعه، انتشار معارف اسلامي به اروپا، اسلام و غرب، خاورشناسي، اقليتهاي مسلمان، انقلاب ايران، زنان، امروز و آينده اسلام» گرچه بسياري از مطالب و ديدگاههاي كتاب براي خوانندهاي چون ما قابل قبول يا دستكم قابل تحمل است، اما بهطور طبيعي در چنين آثاري هميشه - كم يا بيش – ميتوان نكاتي غيرقابل پذيرش يافت.
كاراكتر تصويري راهنماي خواننده در پايان كتاب ميگويد: «با آنكه من تمام تلاشم را كردهام كه نويسندگان كتاب به جاده خاكي نكشند، ولي مطمئنم بعضي از برادران و خواهرانمان چيزي پيدا ميكنند كه غُر بزنند و گله كنند!»
آنچه در اين ميان قابل توجه است، اقدام توليدكنندگان اين اثر براي عرضه هندبوك و دستنامهاي كاربردي و قابلفهم براي مخاطب عام انگليسيزبان، به شيوهاي نو و شيرين و سريع و مختصر است. درعين حال كه توانستهاند بهخوبي از قابليت تصوير استفاده كنند. در واقع اين كتاب پيش از هر چيز ظرفيت عظيم و كمنظير منابع تصويري و مواد بصري در هنر و معماري ما را نشان ميدهد.
منابع و موادي كه بهراحتي و با تأثير و جذابيت فراوان ميتوان و بايد آنها را بازآفريني كرد و در قالبهاي گوناگون به مخاطب بينالمللي عرضه نمود.
يكي از فراوان كوتاهيها و غفلتهاي ما در طي سالهاي گذشته – عليرغم شعارهاي رنگارنگ و تكراري فراوان – بيتوجهي به اين گنجينه گرانقدر و ظرفيت پرقيمت است كه اتفاقا بيشترين نمونهها و برترين آثارش از ايران هستند (يكي از اساتيد برجسته هنر و گرافيك در لبنان به نام محمود زيباوي كه نمونههاي تصويرگري ديني را در نشريات فرهنگي عربي معرفي ميكند، هر وقت نمونههايي را از آثار موجود در كتابخانههاي معروف دنيا به چاپ ميرساند، بسياري از نمونهها صفحاتي هستند كه متن وخط فارسي دارند و من هر بار دريغ دارم و افسوس ميخورم كه ما مثل همهچيز آب هنر و گرافيك را در كوزه تمدن خود داريم و...) اين كتاب و نمونههايي از اين دست و بسيار بهتر از آن، حداقل حُسني كه براي امثال ما دارند، اين است كه توي چشمهايمان زُل بزنند و با صداي بلند بگويند : «شعار بس است، يك كم كار كنيد!»