هفته نامه خبري تحليلي پنجره - شهريور دوم - 57
شماره مجله 57
  پر امتیازترین مطالب
4.9 سفياني مدرن  
4.8 روزگار فضل الله  
3.3 استراتژي وحدت  
3.2 سلام نامه  
3.2 پيامدهاي سياسي فلسفه تاريخ آيت ا... جوادي آملي  
  پر بیننده ترین مطالب
534 سفياني مدرن  
470 وحدت فقط عكس گرفتن با لبخند نيست  
464 مغالطه هاي اصلاح‎طلبانه  
309 روزگار فضل الله  
234 پيامدهاي سياسي فلسفه تاريخ آيت ا... جوادي آملي  
  آرشيو دسته بندي محتواي مجله
ستون یک یادداشت سیاست
اقتصاد فرهنگ جامعه
هنر و ادبیات تاریخ گفتگو
  آمار سایت

امروز : 1712

ديروز : 2828

كاربران فعال : 62

  امتياز : 120  
حرف‎هايي درباره مانيفست روزنامه‎نگاري انقلاب اسلامي
چرا سازمان بر محـــتوا غلبه مي‎كند؟

محمد حسين بدري


آدم‎هايي كه در مطبوعات ايران كار مي‎كنند، دو دسته‎اند. آن‎ها كه روزنامه‎نگارند و آن‎ها كه روزنامه‎نگار نيستند. اين موضوع اختصاصي به روزنامه‎هاي يك جريان سياسي خاص ندارد. اين اتفاق تقريبا در بيشتر مطبوعات ايران افتاده است.
در بيشتر روزنامه‎ها، غير از كساني كه در بخش‎هاي اداري و مالي، پشتيباني و فني، ليتوگرافي، چاپخانه، توزيع و... كار مي‎كنند و طبيعي است كه روزنامه‎نگار نباشند، آدم‎هايي هم پيدا مي‎شوند كه در تحريريه راه مي‎روند، پشت ميزها مي‎نشينند، تلفن مي‎زنند و گاهي وقت‎ها به طرز بامزه‎اي چيزهايي روي كاغذ مي‎نويسند.
اما كاري كه مي‎كنند، روزنامه‎نگاري نيست و بيشتر به كار كارمندان بخش‎هاي بايگاني اداره‎هايي مثل ثبت احوال و دادگستري شباهت دارد. كاري كه كارمندان بايگاني انجام مي‎دهند، اگرچه لازم است و نمي‎توان از نظم و نثري گذشت كه همين اشخاص به‎وجود مي‎آورند.
اما هرچه هست، «روزنامه‎نگاري» نيست. همكاران مطبوعاتي حتما تصديق مي‎كنند كه معمولا بار اصلي كارهاي مختلف يك مجموعه خبري – مطبوعاتي برعهده تعدادي از كاركنان اين مجموعه‎هاست، نه همه آن‎ها و البته كه گاهي سال‎ها مي‎گذرد و همين وضعيت ادامه پيدا مي‎كند و آب از آب تكان نمي‎خورد.
براي دانستن اين‎كه گاهي چه اتفاق‎هاي بانمكي در روزنامه‎هاي ايراني مي‎افتد، حتما هم لازم نيست در يكي از آن‎ها كار كنيد. از ورق زدن خيلي از اين محصولات فرهنگي و توجه به محتواي صفحه‎هاي مختلف آن‎ها هم مي‎توان ظرافت‎هاي پنهان و پيداي اين قصه را دريافت. در خيلي از روزنامه‎هاي ايراني، صفحه‎هايي هست كه محتواي آن‎ها مثلا از چندسال پيش تا به حال تغيير ويژه‎اي نكرده است. فقط گاهي تغييري در ساختمان صفحه‎ها اتفاق مي‎افتد و اندازه كادرها و عكس‎ها كوچك و بزرگ مي‎شود. اما چيزهايي كه داخل صفحه و كادرها نوشته مي‎شوند و روش و منشي كه براي طبع آن‎ها به كار رفته، غالبا بر همان مهر و نشان است كه هست.

وقت نداريم
نيازي به ذكر نام صفحه‎ها يا روزنامه‎ها نيست و البته اين ماجراي عجيب براي بعضي صفحه‎ها كه آهنگ نسبتا ثابتي دارند، مشكلي ايجاد نمي‎كند. بسياري از دوستان و همكاران مطبوعاتي ما با افتخار مي‎گويند مثلا هشت سال است هيچ كتابي نخوانده‎اند و بعد براي اين ماجرا دليل‎هايي مي‎آورند در رديف اين‎كه فرصت ندارند و از كله سحر تا بوق سگ كار مي‎كنند و هزار جور گرفتاري دارند و.... اما نشانه‎هاي تماشاي ساعت‎هاي متوالي تلويزيون – همين تلويزيون خوبي كه دوست ماست – در نوشته‎هاي بيشتر آن‎ها به چشم مي‎آيد. اثر تماشاي مسابقه‎هاي تلفني، توجه به ادبيات ويژه مجري هريك از آن‎ها، ديدن سريال‎هاي كره‎اي فوق‎العاده‎اي كه پشت سرهم از تلويزيون جمهوري اسلامي پخش مي‎شود و تأثير قرار گرفتن در پست مخاطب آن بخش از برنامه‎هاي كودك تلويزيون كه «خاله»اي چيزي با جمله‎هاي طلايي مثال‎زدني اداره آن را به‎عهده دارد، در نوشته‎هاي خيلي‎ها هست و جاي انكار نيست كه «روزنامه‎نگاران» پرمشغله‎اي كه فرصت سرخاراندن ندارند، هر روز – يا هر شب – چند ساعت از فرصت خود را جلو جعبه جادو مي‎گذارند. بسياري از روزنامه‎نگاران كه براي حشر و نشر با مردم به‎عنوان مخاطب وقت ندارند، براي كتاب‎خواندن وقت ندارند و براي روزنامه‎ خواندن و فكر كردن و حتي كار جدي و اورژينال كردن وقت ندارند، اما فرصت مي‎كنند حتي برنامه‎هاي خانواده تلويزيون را هم با دقت ببينند و براي صفحه‎هايي كه به آن‎ها سپرده‎اند، موضوع و دغدغه پيدا كنند.

كتاب‎خواندن ضروري نيست
بعضي همكاران مطبوعات حتي فكر مي‎كنند كتاب خواندن – حتي اگر براي روزنامه‎نگاري ضروري باشد – به صفه‎ها و گروه‎هايي مربوط است كه كارشان به ادبيات و شعر و سينما و انديشه و اين‎جور چيزهاي سطحي مربوط مي‎شود. براي عده‎اي از ما، روزنامه‎نگاري بيشتر از آن كه يك «كار» باشد، يك «شغل» است با همه شرايطي كه معمولا با شنيدن اين كلمه بر ذهن هركسي مي‎رسد و اهميت همه چيز آن، اصل كاري كه بايد انجام شود، بيشتر است. غرض، خودزني نيست. اما لااقل اهالي مطبوعات و آن‎ها كه دغدغه‎هايي در اين كار دارند، همه اين حرف‎ها و بيشتر و بدتر از اين‎ها را مي‎دانند. اوضاع نشريه‎ها و روزنامه‎هاي ايراني همين است.

يك كاريكاتور جالب در مطبوعات ايران
بعضي دوستان اين‎جور حرف زدن را نمي‎پسندند و مي‎گويند آدم‎هاي مطبوعاتي همين‎ها هستند كه كار مي‎كنند؛ كساني كه روزنامه‎نگارند و كساني كه روزنامه‎نگار نيستند. اما اين همه موضوع نيست. اصل قصه اين است كه روزنامه‎ها و نشريه‎هايي كه در ايران چاپ مي‎شوند، نماينده درست و كاملي از همه استعدادهاي خبري و نويسندگي مطبوعاتي به‎حساب نمي‎آيند و به‎كاريكاتوري شبيهند كه از بي‎تناسبي اجزاي خود در عذاب است. لنگي‎هاي اداري و سازماني مطبوعات ايران كه بخش عمده آن كم‎توجهي به محور «سازمان» در كنار پيام، رسانه و مخاطب است، ارزاني نظام بوروكراتيك اداري ايراني كه در بخش‎هاي ديگر هم حال و روزي بهتر از اين ندارد.
اما رسانه‎هايي كه سعي مي‎كنند يا لااقل دوست دارند حرفي در پارادايم انقلاب اسلامي بزنند، آن‎ها چطور؟ چرا رسانه‎هايي كه سابقه طولاني الفت با نظام اداري فرسايشي كشور را ندارند، به همان روشي عمل مي‎كنند كه سازمان‎هاي عريض و طويل رسانه‎هاي قديمي با آن‎ها درگير و دست به گريبانند؟...
آيا مي‎شود راهي پيدا كرد كه سازوكار «سازمان» بر رسانه‎هاي گفتمان انقلاب اسلامي غلبه نكند و تسلط محتواي قابل دفاع را در نظام كارمند – سازماني از ميان نبرد؟
3.8/5 ستاره ها (32)


نام
نام خانوادگي
پست الكترونيكي
متن

به نام پدر(ويژه نامه شماره 57)
يك زندگي بحث ‎برانگيز(ويژه نامه شماره 56)
حزب‎الله از نگاهي ديگر(ويژه نامه شماره 55)
بنده بزرگان بودن حق‎شناسي است(ويژه نامه شماره 52)
فلسفه به روايت فلسفه(ويژه نامه شماره 51)
براي تمام فصل ها(ويژه نامه شماره 50)
پيوندها
پاتوق كتاب