هفته نامه خبري تحليلي پنجره - بهمن اول - 30
شماره مجله 30
  پر امتیازترین مطالب
5 امروز؛ نوبت ماست  
4.9 انقلاب اسلامي، يك حركت شبانه روزي است  
4.8 اول راهيم  
4.5 تا مبارزه هست، ما هستيم  
4.5 هرمنوتيك عاشورا  
  پر بیننده ترین مطالب
359 مردم ايران آيت‎الله را مي‎خواهند  
270 انقلاب اسلامي، يك حركت شبانه روزي است  
243 تا مبارزه هست، ما هستيم  
192 امروز؛ نوبت ماست  
190 اول راهيم  
  آرشيو دسته بندي محتواي مجله
ستون یک یادداشت سیاست
اقتصاد فرهنگ جامعه
هنر و ادبیات تاریخ گفتگو
  آمار سایت

امروز : 890

ديروز : 2555

كاربران فعال : 71

  امتياز : 5  
علل انحراف انجمن اسلامي دانشجويان از آرمان‎‎هاي انقلاب از زبان دكتر محمد صادق كوشكي
عبور از خاتمي را دفتر تحكيم مطرح كرد

ابوالفضل اقبالي


شنيده‎‎ها و اطلاعات اندك ما نسبت به علل پيدايش و ويژگي‎ها و خط‎مشي‎‎هاي انجمن اسلامي دانشجويان در اوايل انقلاب و احساس نسبت به فاصله معنا‎دار اين خط مشي و تغيير در آرمان‎هاي انجمن اسلامي در دهه اخير، ما را بر آن داشت كه مصاحبه‎اي را با يكي از دانشجويان فعال آن دوران انجام دهيم تا از ماهيت و علل اين تغيير رويكرد در انجمن اسلامي آگاه شويم. دكتر محمد صادق كوشكي، استاد دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسي است كه فضاي حاكم بر فعاليت‎‎هاي دانشجويي در دوران اوايل انقلاب را براي ما توصيف مي‎كند و معتقد است از سال 1369 به بعد با رحلت امام و تغيير در جهت‎گيري كلي جامعه و...، انجمن اسلامي دانشجويان به‎تدريج دچار تغيير در آرمان‎‎ها و رويكرد‎ها مي‎شود.

اگر ممكن است ضمن بيان تاريخچه مختصري از آرمان انجمن‎‎هاي اسلامي بفرماييد براي چه شكل گرفت؟ چه نسبتي با دانشجويان خط امام داشت؟ و زماني‎كه دانشجويان خط امام به‎عنوان تشكل فعال حضور داشتند، ديگر چه نيازي به شكل‎گيري انجمن‎‎هاي اسلامي بود؟
بحث انجمن‎‎هاي اسلامي دانشجويان پديده‎اي است كه از قبل از انقلاب، اواسط دهه چهل ما شاهد تأسيس آن بوديم. در واقع اين حركت دانشجويي شكل گرفت تا خلايي كه نيرو‎هاي مذهبي دانشگاه‎‎ها براي فعاليت داشتند را تا حدودي پر كنند. در دهه چهل نيرو‎هاي چپ ماركسيست در فضاي دانشگاه‎‎ها غلبه كاملي داشتند و نيرو‎هاي مذهبي اگر مي‎خواستند فعاليتي بكنند يا در قالب نيرو‎هاي چپ فعاليت مي‎كردند و يا در بهترين حالت، جذب حركت‎‎هاي ملي مي‎شدند. به همين خاطر، بحث تأسيس انجمن‎‎هاي اسلامي تلاشي بود براي اين‎كه نيرو‎هاي مذهبي در يك تشكل مستقل با ايدئولوژي خاص اسلامي به فعاليت بپردازند. لذا پس‎زمينه انجمن‎‎هاي اسلامي به اواسط دهه چهل برمي‎گردد. بعد از پيروزي انقلاب اين انجمن‎‎ها هرچند كه بعضا سوابقي در قبل از انقلاب داشتند، اما حضور نيرو‎هاي ارزشي و مذهبي در دانشگاه‎‎ها مخصوصا از سال 1358 به بعد كه عملا در دانشگاه‎‎ها فعاليت آموزشي چنداني نداشتند و صحنه رويارويي و برخورد بين گروه‎‎هاي مختلف شده بودند، به‎ويژه با توجه به اين‎كه نيرو‎هاي چپ يا سازمان مجاهدين خلق بخشي از پايگاه‎‎هاي عمده خود را در دانشگاه‎‎ها قرار داده و به جذب نيرو مي‎پرداختند، حتي بعضا مثل دانشگاه تهران، دانشكده‎‎ها را به پايگاه نظامي تبديل كرده بودند، لزوم متشكل شدن بچه‎‎هاي مذهبي كه حامي انقلاب بودند، بيشتر احساس شد.
شايد اولين حركتي كه باعث شد بچه‎‎ها بعضا در قالب انجمن‎‎هاي اسلامي يا تشكل‎‎هايي با اسامي مختلف اما با همين محوريت، نماد پيدا كنند، در قالب بحث لانه جاسوسي بود. هرچند كه تشكيل دفتر تحكيم به‎عنوان برآيند همه نيرو‎هاي مذهبي دانشگاه‎‎ها كه بعضا انجمن اسلامي بودند و بعضا تحت عنوان اسامي ديگر فعاليت مي‎كردند يا حتي نيرو‎هاي دانشجويي كه آزاد فعاليت مي‎كردند به پيشنهاد حضرت امام صورت گرفت و مقام معظم رهبري آيت‎ا... خامنه‎اي در آن زمان نماينده امام و رابط بين حضرت امام و دفتر تحكيم شدند. دفتر تحكيم در واقع قرار بود كانوني باشد براي اين‎كه انجمن‎‎هاي اسلامي دانشجويي و ساير تشكل‎‎هايي كه وفادار به نظام و انقلاب بودند در آن امكان فعاليت داشته باشند.
بحث تسخير لانه جاسوسي اولين حركتي بود كه باعث شد نيرو‎هايي كه در دفتر تحكيم عضو بودند از دانشگاه‎‎هاي مختلف در قالب دانشجويان مسلمان پيرو خط امام در واقع بروز پيدا كنند. البته همه نيرو‎هاي عضو دفتر تحكيم با اين قضيه موافق نبودند. از جمله نيرو‎هايي كه از دانشگاه علم و صنعت بودند. لذا دفتر تحكيم بيشترين سهم را داشت در تشكيل انجمن دانشجويان مسلمان پيرو خط امام.
دفتر تحكيم پس از قضيه تسخير لانه جاسوسي و بعد از اين‎كه دانشگاه‎ها در قضيه انقلاب فرهنگي نزديك به دو سال تعطيل شدند، بخشي از نيرو‎هايش در بدنه اجرايي كشور حاضر شدند و عملا از دانشگاه فاصله گرفتند. اما بخشي ديگر از نيرو‎ها در دانشگاه‎‎ها ماندند و از سال 1362 با بازگشايي دانشگاه‎‎ها در قالب انجمن‎‎هاي اسلامي كه متشكل‎تر و سازمان‎يافته‎تر از قبل شده بودند، در اكثر دانشگاه‎‎ها شروع به فعاليت كردند كه وظيفه پشتيباني از كليت انقلاب و پاسداري از آرمان‎‎ها و ارزش‎هايي كه اين گروه (دفتر تحكيم) براي انقلاب در ذهن مي‎پروراندند را داشتند.

خب با اين تاريخچه و آرماني كه انجمن اسلامي شكل گرفت، وقتي به‎وضعيت فعلي انجمن اسلامي نگاه مي‎كنيم، مي‎بينيم فضاي انجمن اسلامي و دفتر تحكيم تغيير شگرفي در آرمان‎هايش به‎وجود آمده است. به‎طوري كه اساسا نمي‎توانيم اين را ادامه همان آرمان بدانيم. اين تغيير و تحول از كجا شروع شد؟
ابتدا بايد ببينيم انجمن تا سال 1368 چه خصوصياتي داشت و بعد به‎تدريج چه تغييراتي در انجمن شكل گرفت كه قلب ماهيت شد. اگر بخواهيم خصوصيات انجمن اسلامي را در دهه اول انقلاب بررسي كنيم به اين نتيجه مي رسيم كه اولا اين نيرو‎ها عمدتا به‎طور اصيل دانشجويي بودند يعني اين نبود كه بگوييم گرايش حزبي دارند يا وابسته به جريان خاصي هستند؛ هرچند كه تفكراتشان به جريان خاصي نزديك بود، اما پياده نظام هيچ حزب و جرياني نبودند و حتي در بعضي مواقع خودشان پيشرو بودند.
نكته بعدي اين‎كه در حركت‎‎هايشان تصميم‎ساز خودشان بودند. حالا ممكن بود در حركتي با يك جريان سياسي همنوايي كنند و يا با يك جريان سياسي مخالفت كنند، اما مكانيسم تصميم‎سازي در خودشان بود.
سوم اين‎كه به نظام جمهوري اسلامي، آرمان‎ها، ارزش‎ها و ايدئولوژي آن به‎طور جدي پايبند بودند و اين پايبندي باعث مي‎شد حوزه عمل آن‎ها تعريف شده باشد؛ حتي اهداف، استراتژي‎‎ها و تاكتيك‎‎ها در حوزه اين اعتقاد و پايبندي تعريف و تعيين شده بودند.
بحث بعدي اين‎كه نگاه قدرت‎طلبانه نداشتند، يعني به‎عنوان يك حزب عمل نمي‎كردند، جهت‎گيري در كسب قدرت نداشتند. هدفشان تحكيم مباني انقلاب و دفاع از ارزش‎‎هاي انقلاب بود، البته طبق تعاريفي كه خودشان داشتند.
نكته بعد اين‎كه اصرار داشتند كه خودشان را با خط امام به‎عنوان خط مقياس تنظيم كنند، يعني هر زماني‎كه احساس مي‎كردند، ممكن است انحرافي در ديدگاهشان به‎وجود آمده باشد، سعي مي‎كردند خودشان را با امام تطبيق بدهند.
براي مثال در سال 1366 انجمن تضادي را با رييس‎جمهور وقت پيدا كرد و حتي كار به اين‎جا كشيد كه تصميم گرفتند عليه رييس‎جمهور وقت تظاهراتي را داشته باشند كه اين حركت به‎دليل اين‎كه حضرت امام حمايتشان را از رييس‎جمهور اعلام مي‎كنند، اتفاق نمي‎افتد و كلا اين حركت منتفي مي‎شود.
اما انجمن از سال 1369 به بعد به‎تدريج دچار تفاوت‎‎هايي مي‎شود كه من اين شاخص‎‎ها را ذكر مي‎كنم:
1- كم‎كم اعتماد به رهبري نظام و تنظيم رفتار‎ها با ايشان و پذيرش رهبري نظام به‎عنوان مقياس كم‎رنگ و ضعيف مي‎شود و هرچه فاصله مي‎گيريم، اين ضعف بيشتر مي‎شود و به‎تدريج به حدي مي‎رسد كه پذيرش نسبت به رهبري وجود ندارد.
2- حاكميت ايدئولوژي اسلامي و محوريت انقلاب در ذهن نيرو‎هاي وابسته به انجمن كم كم ضعيف شده و با تغيير در نيرو‎ها اين ضعف افزايش مي‎يابد تا جايي‎كه عملا در مقابل انقلاب صف‎آرايي مي‎شود.
اين دو نكته يعني كم‎رنگ شدن ايدئولوژي اسلامي و كم‎رنگ شدن اعتماد به رهبري نظام و شاخص قرار دادن او باعث مي‎شود حوزه رفتار‎ها و عمل اين نيرو‎ها كاملا متفاوت بشود. و در وهله‎اي به‎تدريج به بي‎استانداردي برسد و عملا حوزه اشتبا‎هات و تخلفات گسترده شده و اين اتفاق باعث شود كه:
اولا اين عده حصاري در اطراف خود مشاهده نمي‎كردند و احساس مي‎كردند به هر مرز و حريمي مي‎توانند پا بگذارند. دوما ميل به كسب قدرت و رفتار در قالب يك حزب و جريان سازمان‎يافته حزبي و تبديل شدن به پياده نظام احزاب و جريانات سياسي و خالي شدن از استقلال عمل باعث شد عملا دفتر تحكيم از سال 1369 دچار تغييرات عميق و بنيادي شود. به‎طوري كه در خرداد ماه سال 1379 شاهد انجمن نه‎تنها اسلامي، بلكه كاملا در يك قالب ضداسلامي و لاييك و حتي دين‎ستيز هستيم.

علت تغيير اين رويكرد و نگرش چيست؟ چطور شد قبل از سال 1369 اعتماد به اين رويكرد انقلابي و اسلامي وجود داشت، ولي به‎تدريج اين اعتماد سست شد؟ علت اين تغيير را در كجا بايد جست‎وجو كرد؟
قاعدتا ما از سال 1368 با رحلت امام شاهد تغيير در رهبري بوديم؛ هرچند كه رهبري به شخص وابسته نيست، بلكه انديشه و خط فكري ملاك است. اما به هر حال، براي برخي از نيرو‎هايي كه در دفتر تحكيم حضور داشتند، ظاهرا شخص ملاك بود نه طرز تفكر و نه انديشه. و عملا اين تغيير در شخص ولي فقيه باعث شده كه آن‎ها اعتماد و پايبندي‎شان به ولي فقيه كاهش پيدا كند.

يعني آن‎ها اسلام و مفهوم ولايت فقيه را در قاموس امام مي‎ديدند؟
نه. آن‎ها رهبري را تنها در قالب امام مي‎ديدند و فردي را كه بعد از امام آمده به‎عنوان تداوم مسير امام و يك شخصيت حقوقي به اسم ولايت فقيه قبول نداشتند.

يعني با شخص مقام معظم رهبري مشكل داشتند؟ به‎عبارت ديگر اگر شخص ديگري جاي حضرت آقا جايگزين امام و ولي فقيه مي‎شد، اين مشكلات به‎وجود نمي‎آمد؟
به‎نظر مي‎رسد مقداري از اين بي‎اعتمادي به‎واسطه اين بود كه آن‎ها با رييس‎جمهور وقت مشكل داشتند و اين باعث شد كه وقتي همان فردي كه زماني رييس‎جمهور بوده به‎عنوان رهبري معرفي مي‎شود با وي دچار مشكل شوند؛ زيرا نگاه آنان به ايشان نگاه رهبري و ولي فقيه نيست، بلكه با ديد همان رييس‎جمهور سابق به او نگاه مي‎كردند كه از قضا با او مشكل داشتند و به اين علت اعتمادشان كاهش مي‎يابد. همين امر موجب مي‎شود حلقه بعدي اتفاق بيفتد؛ يعني محوريت ايدئولوژي اسلامي در بين اين‎ها كم‎رنگ بشود. و حلقه بعدي ميل اين افراد به‎قدرت بيشتر شود.
عامل ديگر به‎وجود آمدن اين تغيير اين است كه جهت‎گيري كلي جامعه تغيير مي‎كند. از سال 1369 با شروع فاز موسوم به سازندگي كليت جامعه به‎سمت فراموشي ارزش‎هاي اسلامي و كم‎رنگ شدن ايدئولوژي ديني و حاكميت سرمايه‎سالاري مي‎رود. و قاعدتا اين نيرو‎ها هم هم‎پاي جامعه دچار اين تغييرات مي‎شوند.
بحث بعدي در رابطه با نسلي است كه به هرحال در دهه اول حضور نداشتند.
بنابراين خيلي از نيرو‎هاي جديد نه امام را درك كردند و نه جنگ را، و اين نيرو‎ها عملا پايبندي و تقيدات نيرو‎هاي قبلي را نداشتند. زيرا اعضاي جديد بدون سابقه وارد انجمن اسلامي شدند و نام انجمن اسلامي را يدك مي‎كشيدند و ميراث‎دار بودند. اما هيچ سنخيتي بين خود و ارزش‎ها و ديدگاه‎‎ها و آن هنجار‎هاي قبلي مشاهده نمي‎كردند. هر چند كه ما شاهد هستيم كه در سال 1369 - 1370 و 1371 انجمن‎‎هاي اسلامي با نگاه خودشان روي ارزش‎‎هاي دهه شصت پافشاري مي‎كنند. در واقع اين آخرين تلاشي بود كه بقاياي دهه هفتاد در خود بروز داده است. از سال 1370 - 1371 به بعد اين حركت‎‎ها به دلايل قبلي كم‎رنگ مي‎شود تا اين‎كه عملا اعضاي دفتر تحكيم در مسيري قرار مي‎گيرند كه حامي سرمايه‎داري مي‎شوند. جزو همان‎‎هايي مي‎شوند؛ كه از كاخ‎نشيناني حمايت مي‎كنند كه اصلا نه تنها بر آمريكا نمي‎خروشند، بلكه حامي رابطه با آمريكا مي‎شوند.
يكي ديگر از محور‎هايي كه در تغيير مسير انجمن اسلامي مؤثر بود، حضور چهره‎‎هايي بود كه تفاسير خيلي خاصي از دين ارايه مي‎دادند. كساني مثل دكتر سروش كه تفاسيرشان از دين منجر به هتك دين مي‎شد. از سال 1366 - 1367 بحث كيهان فرهنگي به‎طور مدون و كلاسيك با حمايت انجمن‎‎هاي اسلامي در دانشگاه‎‎ها مطرح شد. عملا سيطره بحث حكومت ديني و ولايت‎فقيه به چالش كشيده شد.
امثال اين نگرش‎‎ها تغذيه‎كنندگان فكري دفتر تحكيم بودند. به هر حال، وابستگي دفتر تحكيم به‎جناح موسوم به چپ در آن‎زمان به‎حدي زياد شد كه عملا ميان اين‎ها اختلاط ايجاد شد.

اگر اين عدول از آرمان‎‎هاي امام و انقلاب را از سال 1369 به بعد در انجمن به‎تدريج شاهد بوده باشيم، قطعا همه اين را اذعان دارند كه ديگر از سال 1376 و در دوره اصلاحات شيب تندتري به‎خود گرفت؟ علت اين شيب را در چه مي‎دانيد؟
علت اصلي اين است كه با روي كار آمدن دولت اصلاحات بسياري از عناصر دين‎ستيز و مخالف آرمان‎‎هاي نظام در دفتر تحكيم و انجمن اسلامي قدرت را در دست مي‎گيرند كه بسيار هم تند و افراطي بودند و حتي به‎دنبال اين بودند كه دولت اصلاحات را با خود همراه كنند و جالب‎تر اين‎كه بحث عبور از خاتمي از طرف اين‎‎ها مطرح مي‎شود. اين‎ها احساس مي‎كنند كه دولت خاتمي همپاي آنان حركت نمي‎كند و دنبال حذف كامل ولايت فقيه از ساختار جمهوري اسلامي بودند. دولت بنا به مقتضياتي اين امكان را نداشت كه خواسته اين‎ها را عملي كند، لذا اين‎‎ها از سال 1380 به بعد بحث عبور از خاتمي را به‎طور جدي مطرح كردند.

آقاي دكتر! اتفاقاتي در دوره آقاي احمدي‎نژاد در بعضي از دانشگاه‎‎ها مثل دانشگاه علامه طباطبائي و دانشگاه اميركبير روي داد كه در پي آن انتخابات انجمن‎‎هاي اسلامي از سوي دانشگاه منحل شد و افرادي به‎صورت گزينشي روي كار آمدند كه با دولت همنوايي داشتند. آيا مي‎شود اين اتفاقات را كه به‎حذف يك جريان معترض مي‎انجامد به فال نيك گرفت؟
اين‎طور كه فرموديد نيست. در بعضي از دانشكده‎‎ها مثل برق اميركبير ما شاهد يك پروسه قانوني بوديم كه طبق اساسنامه خود انجمن، تعدادي از نيرو‎هاي مذهبي نامزد شدند و رأي آوردند. در حالي‎كه در انجمن اسلامي ساير دانشكده‎‎ها كماكان همان دفتر تحكيم هنجارشكن و ضد‎نظام حضور دارد. ما به غلط و درستي تفكر كاري نداريم.
تفكر مي‎تواند بدون بنيان و سخيف باشد، اما حذف يك نگرش و تفكر امكان‎پذير نيست. البته مي‎توان تشكلي در اختيار آن‎ها نگذاشت، اما تفكرشان حضور داشته باشد. در ضمن براي فعاليت‎‎هاي دانشجويي قوانين و چارچوبي داريم كه هركس طبق آن‎ها فعاليت بكند، آزاد است و حق فعاليت دارد
5/5 ستاره ها (1)


نام
نام خانوادگي
پست الكترونيكي
متن

ميراث متفكران ماندگار(پرونده شماره 31)
براي غزه(پرونده شماره 30)
مصيبت نامه(پرونده شماره 29)
بحران هاي بي پايان(پرونده شماره 28)
برداشتي بديع از حيات علامه طباطبايي(پرونده شماره27)
هشدارهاي سه گانه رهبري(پرونده شماره ٢٦)
پيوندها
پاتوق كتاب