بعد از انقلاب اسلامي و جهتگيري صدور انقلاب در سياستگذاريها و گسترش جهاني و تأثيرات آن بهخصوص در كشورهاي منطقه، بيشترين و عميقترين نتايج و پيامدها بهطور طبيعي در كشورهاي اسلامي و جهان عرب حاصل شد. جنوب لبنان بهعنوان يك نمونه ميتواند امروز نشاندهنده حجم و نوع اثرگذاري وسيع جمهوري اسلامي در جهان باشد. از سوي ديگر، دشمنان اسلام و انقلاب اسلامي بر همين اساس به توطئه و برنامهريزي گسترده و حسابشدهاي براي مهار اين تأثير پرداختهاند.
بهصورت منطقي هر اقدام و فعاليتي در حوزه سياستگذاري و برنامهريزي جمهوري اسلامي براي فعاليت بينالمللي (و بهطور خاص در حوزه كشورهاي عربي و اسلامي) بايد براساس تحليل دقيق و صحيح استوار باشد و تحليل دقيق و صحيح زماني محقق خواهد شد كه براساس آمار و اطلاعات دقيق و صحيح شكل گيرد.
با سرعت گرفتن غيرمنتظره تحولات سياسي و اجتماعي كشورهاي عربي خصوصا در همسايگي ايران در سالهاي اخير، شرايط و اوضاع ژئوپلتيك آنان بر آينده ما بهشدت و بيش از آنكه ارزيابي ميشود، تأثيرگذار خواهد بود؛ خصوصا با توجه به دو عنصر مهم كه عبارتند از:
1) افزايش حجم مسافرتهاي تفريحي، شغلي، زيارتي؛ تحصيلي و اخيرا درماني و سرمايهگذاري رو به افزايش اقتصادي ايرانيان در كشورهاي مختلف منطقه خاورميانه و مشخصا خليج فارس؛
2) گسترش رسانههاي صوتي و تصويري عربي خصوصا در حوزه سرگرمي و اوقات فراغت كه بسيار مورد استفاده شهروندان ايراني است؛ بهصورتيكه مردم ايران گاه خوانندگان معروف لبناني و مصري را بهخوبي هنرمندان ايراني ميشناسند!
شايد لازم به يادآوري باشد كه وقتي از كشورهاي عربي حرف ميزنيم از بيست و دو كشور و حدود 330 ميليون نفر جمعيت سخن ميگوييم كه حجم تأثير و تأثر و حضورشان در معادلات جهاني روز به روز افزايش مييابد و نه تنها در مناسبات و روابط رسمي سياسي و حقوقي بينالمللي كه حتي در زمينههاي اجتماعي و غيررسمي خبرساز هستند.
هر روز در ميان خبرهاي بينالمللي در كنار همه اخبار سياسي خاورميانه و... خبرهايي از مسلمان شدن «پرنسس ديانا» ، بهخاطر همسر دوم و مصرياش تا مسيحي شدن مدير و سردبير مصري يكي از معروفترين روزنامههاي اروپا به گوش و چشم ميرسد.
از نظر استراتژيك هم جمهوري اسلامي ايران براي استحكام جايگاه خود، هيچ فرصت و موقعيتي مناسبتر از حوزه كشورهاي عربي ندارد كه عناصر گوناگوني زمينه پيوند و رابطهاي عميق را ايجاد ميكند از عنصر بسيار اساسي دين تا اشتراكات تاريخي و فرهنگي و خط ( وحدت حروف ) و... .
موضوع مهم ديگري كه بر اهميت اين حوزه ميافزايد، پراكنده بودن شهروندان عرب در سطح جهان و با حجم فراوان و در موقعيتها و سطوح متنوع است كه هر يك به نوبه خود در ميان محيطهاي كوچكتر و دورادور اثرگذارند (بهعنوان نمونه جمعيت لبنان حدود 4 ميليون ارزيابي ميشود، در حاليكه حدود 12 ميليون نفر لبناني يعني چهار برابر اين جمعيت در خارج لبنان پراكندهاند!)
در عينحال، در پشت پرده روابط رسمي و سياسي زمينه و ظرفيت فوقالعادهاي در ميان طبقات عمومي جوامع عربي بهخصوص جوانان براي پيام و ادبيات انقلاب و جمهوري اسلامي وجود دارد بهشرط آنكه اين پيام بهدرستي و با ملاحظه اقتضائات و ضرورتها عرضه گردد. بازتاب و تأثر جوامع عربي نسبت به پيروزي حزبا... لبنان در جنگ اخير بهخوبي اين موضوع را نشان داد و باعث اميد بيشتري نسبت به آن شد.
از همين قرار، بهدليل عدم احاطه دقيق اطلاعات و برآورد بعضا نادرست، معمولا از قدرت و گستردگي جريانهاي فكر و انديشه در كشورهاي عربي خصوصا منطقه مغرب عربي غفلت شده و ميشود.
متأسفانه عملكرد نهادهاي مختلف مسئول در اين حوزه (چه دولتي و چه شبهدولتي و غيردولتي) در طول سالهاي پس از انقلاب معمولا از چند ايراد و اشكال اساسي و عمده بركنار نبوده است:
الف ) كار مقطعي: در حاليكه دشمن براي مقاطع درازمدت صدساله و دويستساله برنامهريزي ميكند و سياستهاي ميانمدت و كوتاهمدت خود را بر اين اساس طراحي مينمايد، ما بهدلايل گوناگون (از جمله وابستگي مستقيم برنامهها به شخص مدير كه هر لحظه ممكن است تغيير كند) حداكثر در مقاطع زماني بسيار كوتاه و گذرا عمل كرده و در همان عملكرد ضعيف نيز معمولا با تأخير، تابع رويدادها و حوادث بودهايم.
ب ) كمتوجهي يا بيتوجهي به ابزار رسانه: در شرايطي كه در دهههاي گذشته حجم فعاليت رسانهاي در كشورهاي منطقه و عربي به شكل باور نكردني افزايش يافته و اينك تنها حدود هشتصد كانال تلويزيوني ماهوارهاي به زبان عربي فعال هستند، ما همانطور كه در عرصه ارتباطات مكتوب از كشورهاي عربي عقبتر بودهايم، در عرصه رسانههاي ديداري و شنيداري نيز فاصلهاي طولاني با كشورهاي منطقه داريم. در شرايطي كه تمام بنگاههاي خبري جهان يا بهصورت مستقيم و يا غيرمستقيم به تبليغ عليه جمهوري اسلامي و تشيع مشغولند، عليرغم همه تلاشها و زحمات انجام شده، تمام ابزار رسانهاي رسمي جمهوري اسلامي براي پيامرساني به مخاطبان بيگانه در سه كانال تلويزيوني كماثر خلاصه ميشود. در شرايطي كه شبكه امبيسي چندي پيش براساس حجم مخاطب و فرصتهاي مناسب بازرگاني فقط براي مغرب عربي (الجزاير، مغرب و تونس) شبكهاي جديد و مستقل راهاندازي كرد، هنوز مدير مجله موفق و معروف « العالم» كه از سوي جمهوري اسلامي در لندن به چاپ ميرسيد و سالها پيش از انتشار بازماند، بهدنبال تسويه بدهيهاي نشريه است!
پ ) كوتاهي در روابط عمومي: « اسد ا... علم» در خاطرات خود جملهاي از يك سياستمدار خارجي درباره لابيهاي بينالمللي نقل ميكند به اين مضمون كه شام دادن يا خاويار فرستادن كافي نيست، بلكه بايد روابط عمومي قوي داشت. جاي تأسف است كه در عرصه بينالملل گاه توفيق گروهك القاعده در اين زمينه از بسياري نهادهاي نظام بيشتر بوده است! دكتر حسين كنعان لبناني در پاسخ خبرنگاري كه از او درباره نقش احتمالي امام موسي صدر در تخفيف شدت جنگ ايران و عراق ميپرسد، پاسخ داده است كه اگر امام موسي صدر بود اين جنگ شايد اصلا رخ نميداد و اضافه ميكند به اين دليل كه او عربها و اقتضائات و ويژگيهايشان را بهخوبي ميشناخت و ميدانست با آنها چگونه بايد رفتار كرد. اين واقعيتي غيرقابل انكار است كه برقراري رابطه نزديك و گاه كاملا غيررسمي با مسئولان و عناصر ذينفوذ در كشورهاي مختلف (مانند آنچه در تجربه درسآموز و قابلمطالعه رفيق حريري ديده ميشود) بهشدت بر تحولات و رويدادهاي بينالمللي مؤثر است.
ت ) عدم جديت: با آنكه دشمن در عملكرد خود هيچگونه تسامح و تعارف ندارد و به آنچه براساس مطالعه و توطئه حساب شده ميرسد با جديت عمل ميكند، ما معمولا در عمل و عرصه فعاليت از عوامل گوناگون متأثر هستيم و گاه خودمان هم چندان كار را جدي نميگيريم و به مصداق سخن اميرالمومنين عليهالسلام (عجبا من جد هولاء في باطلهم و فشلكم عن حقكم) حسرت جديت و قاطعيت آنان را ميخوريم.
ث ) ناهماهنگي و تكمحوري: عليرغم اقتضاي روشن عقل و دستور صريح نقل در فعاليتهاي ما معمولا بهوضوح ناهماهنگي و عدم پيوستگي بهچشم ميخورد. در جايي كه اين ناپيوستگي بين اجزاي يك تشكيلات مانند دو نمايندگي يك سازمان كه تحت مديريت واحد در دو شهر يا دو كشور فعاليت ميكنند ديده ميشود، ديگر طبيعتا نميتوان از دو نهاد مختلف جمهوري اسلامي انتظار داشت كه كار ناهماهنگ و تكراري و گاه كاملا متناقض و متعارض نكنند.
ج ) اشتغال به مسايل جزيي: امير مؤمنان ميفرمايند: يستدل علي ادبار الدول باربع تضييع الاصول و التمسك بالفروع و... اين مشكل بهطور گسترده در حوزههاي متنوع مخصوصا در عرصه فعاليتهاي فرهنگي مشاهده ميشود كه گاه بهجاي اهتمام به اصول و موضوعات اصلي و ريشهاي و اساسي به فروع و مسايل حاشيهاي و جزييات توجه شده و هزينههاي معنوي و مادي گوناگون به چنين جوانبي معطوف ميشود.
چ ) سطحي بودن: بسياري از فعاليتها هم عليرغم برخورداري از جنبههاي مثبت بهخاطر عدم تدوين نظام ارزشيابي و برآورد كارشناسانه از عمق لازم برخوردار نيستند و گاه بسيار سطحي و بيمايه انجام ميپذيرند. در شرايطي كه بعد از واقعه يازدهم سپتامبر صاحبنظران موج چهارم استشراق را حضور عملي افراد در عرصه مطالعات و تحصيلات آكادميك ميدانند (شاهد زنده اين ديدگاه حضور گسترده دانشجويان آمريكايي و اروپايي در مقاطع مختلف دانشگاهي رشتههاي علوم انساني نظير تاريخ و ادبيات شرق و اديان شرقي و... در دانشگاههاي مختلف كشورهاي عربي و اسلامي است).
بر اين اساس، عدم شناخت صحيح باعث ميشود كه تحليلهاي غلط يا غيردقيق براساس اطلاعات غلط يا غيردقيق شكل بگيرد. برخي از مسئولان و دستاندركاران فرهنگي بهدليل عدم اطلاع دقيق از تفاصيل و جزييات مسايل گاه حتي براساس حدس و گمان تصميمسازي ميكنند و گاه حتي ظرفيتها و توانها و واقعيتهاي موجود بينالمللي را دستكم ميگيرند و ارزيابي درستي از موضوعات و مسايل ندارند. اين در حالي است كه كارشناسان كشورهاي غربي گاه سالها در كشورهاي عربي زندگي و حتي ازدواج ميكنند و زبان عربي را به سنت و شيوه مستشرقين بهدرستي فرا ميگيرند