لبخند باراك به لاتينها
هنري كيسينجر در دهه هفتاد گفته بود: «ما اگر نتوانيم آمريكاي لاتين را كنترل كنيم، چگونه مي خواهيم دنيا را كنترل كنيم؟» اين نگاه سلطه جويانه امروزه بيش از گذشته به چشم مي آيد. كودتاي هندوراس و انتخابات هفته گذشته و تأثيرات آمريكا در آن، موضوع تحليل پايگاه اينترنتي مطالعات جهاني بوده است.
به نوشته اين پايگاه، آمريكا تا پايان قرن بيستم موفق شد بهجز كوبا، چهره هاي موافق خود را در اين كشورها مستقر كند. اما با پيروزي «هوگو چاوز» در سال 1998 و شروع انقلاب بوليوي، قدرت آمريكا در منطقه تضعيف شد؛ اگرچه در دوران بوش و ديك چني، كودتاهايي عليه چاوز و هائيتي صورت گرفت. اما عليرغم تلاشهاي آمريكا از طريق تحريم، جنگ رسانه اي، عمليات رواني، مداخله در انتخابات و حتي افزايش حضور نظامي، هندوراس، السالوادور و گواتمالا نيز بهسمت گروههاي چپگرا گرايش پيدا كردهاند و در مجموع با تشكيل و تقويت اتحاديه كشورهاي آمريكاي جنوبي و «گروه آلبا»، نفوذ واشنگتن در اين منطقه بهشدت رو به تحليل رفت.
«باراك اوباما» با شعارهاي تبليغاتي خود و خندهها و برخوردهاي گرمي كه در ديدار با رهبران كشورهاي لاتين داشت و وعده هاي «دخالت كمتر» و «دوران جديد»، اين توهم را ايجاد كرد كه سلطهجويي آمريكا در آمريكاي لاتين را كاهش خواهد داد؛ اما اين سياست، برخاسته از ايالات متحده آمريكا بود، نه دولت اين كشور. به تعبير اين تحليل، نقش واشنگتن در كودتاي هندوراس از همان روزهاي اول مشخص است؛ حمايت مالي از رهبران كودتا، حضور نظامي در پايگاه «سوتو كانو»، ملاقاتهاي متعدد فرماندهان اين پايگاه و سفير آمريكا در هندوراس با رهبران كودتا، شواهد روشني بر تلاش آمريكا براي رسيدن به «كودتاي هوشمند» است.
حمايت اوباما و واشنگتن از «مانوئل زلايا» و نقد تبعيد او پس از يك هفته به ناگهان متوقف شد و تنها در حد اشاره اي در صحبتهاي سخنگوي وزارت خارجه خلاصه شد. تحميل رييسجمهور كاستاريكا بهعنوان ميانجي اين مناقشه، از بازيهاي ديگر آمريكا بود كه هدف آن «وقتكشي» بهنفع كودتاچيان براي تثببيت موقعيت خود بود. نقش «اسكار آرياس»، رييسجمهور كاستاريكا، از آنجا معلوم مي شود كه در نخستين روز تبعيد زلايا به اين كشور، به او پناهندگي مي دهد و عوامل انتقال زلايا به اين كشور كه برخلاف قانون بينالملل به كاستاريكا پرواز كردهاند را بازداشت نمي كند! و اكنون آرياس همه كشورها را دعوت مي كند تا دولت منتخب جديد را به رسميت بشناسند. همين ادبيات و دعوت را از اوباما و مسئولان آمريكا نيز شاهد هستيم.
مطابق اين تحليل حتي اگر از شرايط غيردموكراتيك برگزاري انتخابات بگذريم، بايد توجه داشت كه وزارت امور خارجه آمريكا اذعان داشته هزينههاي انتخابات را تقبل ميكند؛ «ناظران بينالمللي» انتخابات كه قرار است «صحت» انتخابات را تأييد كنند، همه از مؤسسات آمريكايي چون USAID و NED هستند كه خود به مداخله سياسي شهرت دارند و از حاميان مالي رهبران كودتا بهشمار مي آيند. به همين دليل است كه تنها آمريكا و متحدانش، دولت منتخب اين انتخابات را پذيرفته اند؛ اسراييل، كلمبيا، پاناما، پرو و كاستاريكا تنها ليست حاميان انتخابات هستند. اين در حالي است كه سازمانهاي كشورهاي آمريكايي، مركز كارتر، گروهاي چپگرا، سازمانملل، اتحاديه اروپا، سازمان كشورهاي لاتين و آلبا همگي اين انتخابات را محكوم كرده اند.
در پايان اين تحليل، انتخابات هندوراس را كودتاي دوم عليه ملت اين كشور دانسته شده است.
صدام صغير
درگيريهاي يمن و دخالت عربستان سعودي در اين ميان، باعث شده است تا توجهات به اين كشور و ريشههاي اين درگيريها جلب شود. در اين ميان، سايت «الف» در مقالهاي با عنوان «در يمن چه ميگذرد؟» به قلم حميد صفرزاده به اين درگيريها پرداخته و ضمن بررسي چگونگي ترويج مذهب تشيع زيدي در اين سرزمين نوشته است:
«علي عبدا... صالح؛ رييسجمهور كنوني يمن، دوازده سال رييسجمهور يمن شمالي بود و از سال 1990 ميلادي كه اتحاد دو بخش شمالي و جنوبي يمن شكل گرفت، نوزده سال است رييسجمهور يمن متحد است. هرچند در ظاهر در خانوادهاي زيدي مذهب به دنيا آمد، ولي حكومت او رويكردي سكولار دارد و اساسا حكومت ديني نيست، بلكه بهنوعي برخلاف دين اسلام بهويژه مذهب شيعه فعاليت ميكند. او فارغ التحصيل دانشگاه نظامي بغداد بوده و با اعضاي حزب بعث و صدام معدوم، روابط ويژه اي داشته و به صدام صغير معروف است. ديكتاتور يمن كه از سي سال پيش به پشتوانه سعوديها در رأس حكومت يمن قرار گرفته، مذهب زيديه را به حاشيه رانده و دست سلفيهاي تكفيري را براي بسط نفوذشان در يمن بازگذاشته است و بهنوعي يمن را به حياط خلوت سياسي و مذهبي عربستان تبديل كرده است.»اين مقاله در ادامه با بررسي چگونگي «جمعيت جوانان مؤمن» به رهبري شيخ بدرالدين الحوثي پرداخته و درباره او نوشته است: «او در بيشتر سخنرانيهاي خود كه در جمع جوانان ايراد كرده، از امام و انقلاب ايران نام ميبرد و علاقه و گرايش شديدي به جريانهاي شيعي مثل حزبا... لبنان و شخص سيدحسن نصرا... دارد.»
ما اعراب مسلمان
روزنامه كويتي السياسه، هفته گذشته در يادداشتي به قلم نويسنده سعودي خود به انتقاد از مناسبات اخلاقي اعراب مسلمان پرداخت.
اين يادداشت نوشته است: «ما اعراب مسلمان، يهوديان و مسيحيان را افرادي مي دانيم كه خدا را نمي شناسند و از او ترسي ندارند. آنها را متهم مي كنيم كه دروغگو، متقلب، جنايتكار و رباخوارند. اما وقتي واقعگرايانه نگاه مي كنيم، با بررسي كشورهاي عربي مسلمان و واقعيتي كه در آن زندگي مي كنيم، متوجه مي شويم كه اگرچه ما نام مسلمان را بر دوش مي كشيم، اما واقعا ارزشها، خصوصيات و اصول اسلام را دنبال نمي كنيم.»
وي ادامه داده است: «ما مسلمانان به امثال عبدالرحمن عوف افتخار مي كنيم كه نيمي از دارايي اش را براي جهاد در راه اسلام بخشيد. اما اكنون يك غربي به نام بيل گيتس تمام ثروت خود را مي بخشد و تنها 3 ميليارد دلار براي خودش نگه مي دارد. حال آنكه در جوامع عربي صدها ثروتمند مانند او وجود دارند، اما هرگز نشنيده ايم كه آنها بذل و بخششي بكنند.»
اين نويسنده در ادامه گفته است: «ما غربيها را به قدرتطلبي متهم ميكنيم، ولي ما عربها هستيم كه بهدنبال قدرت هستيم و قدرت و سلطنت را موروثي كرده ايم. اولينبار هم اين معاويه بود كه خلافت را موروثي كرد. همين جاه طلبي اعراب است كه سيريناپذير است و مسبب مسايل، مناقشات و جنگهاي داخلي نيز مي شود.»
تشكلهاي دردسرآفرين
«جرالد اشتاينبرگ»؛ ناظر فعاليتهاي سازمانهاي غيردولتي در رژيم صهيونيستي، نسبت به حمايتهاي اروپا از تشكلهايي كه در زمينه حقوق بشر و صلح در اين منطقه فعاليت دارند، بهشدت انتقاد كرده است. هاآرتص در گزارشي كه از صحبتهاي وي منتشر كرده، نوشته است كه او از حمايتهاي مالي كشورهايي چون سوئد، سوئيس، نروژ و بيش از ده كشور ديگر بر تشكلهاي بشردوستانه غيردولتي در اين منطقه انتقاد داشته است. بهگفته اشتاينبرگ، اكنون سالهاست كه اروپاييها به اين سازمانها بودجه مي دهند و آنها اين پول را صرف مخالفت با اهداف اسراييل مي كنند. بهزعم وي، حمايتهاي مالي وسيع اروپا از اين تشكلها باعث تضعيف اين رژيم شده است و اجازه استقلال به آن نميدهد. از جمله مواردي كه او بهعنوان نمونه بيان كرده است؛ طرح «عدالت 2007» بنياد دموكراتيك بوده كه براي از بين بردن قانون بازگشت اسراييل تلاش مي كنند، يا تشكل «معدا الكارمل» كه با استفاده از لوگوي اتحاديه اروپا خواستار تغيير تعريف دولت اسراييل به دولت يهودي شده است. اين گروه همچنين اسراييل را بهخاطر سوءاستفاده از ماجراي هولوكاست كه به بهاي جان و مال فلسطينيها تمام شده، محكوم كرده است. در حوزه قضايي نيز دادگاههاي متعددي براساس شكايتهاي سازمانهاي غيردولتي شكل گرفته كه مسئولان اسراييلي را محاكمه كردهاند.
از ديگر مسايلي كه اشتاينبرگ را به خشم آورده است، فعاليت گسترده اين گروهها در دانشگاهها، كليساها و بهخصوص سازمانملل است كه به تعبير وي چهره اي شيطاني از اسراييل ترسيم مي كنند. وي حتي اظهار داشته كه بخش اعظمي از گزارش گلدستون در مورد حمله به غزه، مستقيما از مطالب بيست تشكلي كه از اروپا حمايت مالي گرفتهاند، رونويسي شده است. او همچنين همين سازمانهاي غيردولتي را مسبب تحريمهايي مي داند كه در اجلاس دوربان، اغلب تشكلهاي غيردولتي عليه اسراييل اعمال كردهاند. بهنظر مي رسد اسراييل نگران افزايش گستره مخالفت سازمانهاي مردمي و نفوذ آنها در ميان مردم عادي است كه روز به روز مخالفتشان با اقدامات اين رژيم افزايش مي يابد.
حمله ايران به اسراييل
صدور قطعنامه اي ديگر از سوي شوراي حكام عليه برنامه هسته اي ايران با واكنش تند ايران روبهرو شد كه نتيجه آن دستور ساخت نيروگاههاي جديد و اختصاص 20 ميليون دلار براي مبارزه با جنگ نرم آمريكا و اسراييل بود. يكي از اولين واكنشها به اين اقدامات ايران، گزارشي تحليلي از سايت خبري - تحليلي صهيونيستي «دبكافايل» بوده است كه هفته گذشته منتشر شد. دبكا فايل در گزارش خود مدعي شده است؛ ايران تصميم دارد اين بودجه مصوب را براي جذب گروههاي اسلامگرا و شبهنظامي به حلقه همدستان خود صرف كند، تا از اين طريق به آمريكا و انگليس فشار بياورد. به گفته آنها ايران گروههاي شبهنظامي عراق، افغانستان، پاكستان و آسياي مركزي را بهعنوان «پيشرو» تلقي مي كند و با جذب آنها، آمريكا با گروههاي مسلح جديدي در اين مناطق روبهرو خواهد شد. اين سايت صهيونيستي با پذيرش تلويحي حمايتهاي لندن و واشنگتن از گروههاي تروريستي مانند جندا...، پژاك و جنبش آزادي خوزستان عربي، اختصاص بودجه 20 ميليون دلاري از سوي مجلس را تذكري به اين دو كشور تلقي مي كند كه تا زمانيكه آمريكا و انگليس از اين تروريستها حمايت مي كنند، ايران نيز شبهنظاميان مخالف آنها را تقويت خواهد كرد. در پايان نيز اين پايگاه ادعا كرده است اگر تاكنون آمريكا، اسراييل را بهدليل واكنش خطرناك ايران از حمله منع مي كرد، اكنون اين خطر وجود دارد كه ايران شروع كننده حمله به اسراييل باشد.
عاقبت، مرد دوپهلو رفت
سرانجام دوران مديريت «خالد محمد البرادعي» بر آژانس انرژي هسته اي پايان يافت و او هفته پيش رسما از اين سمت كنار رفت. آخرين مديريت او با صدور قطعنامه شوراي حكام عليه ايران همراه بود. «يوكيا آمانوي» ژاپني از اينپس جانشين البرادعي خواهد شد. گفتني است براساس درخواستهاي احزاب مختلف مصري، انتظار مي رود البرادعي در ادامه عمر سياسي خود بهعنوان جدي ترين رقيب «حسني مبارك» در انتخابات رياستجمهوري آينده مصر شركت كند.
عربهاي مسلح
عربستان ركورد هزينه كرد نظامي در خاورميانه را در سال 2009 به خود اختصاص داده است. اين كشور با صرف بيش از 40 ميليارد دلار بيشترين هزينه نظامي را داشته است. اين در حالي است كه اسراييل با اختلافي زياد، با 13 ميليارد دلار در مقام دوم است. رتبه سوم نيز به تركيه اختصاص دارد. در حال حاضر عربستان ارتش و اسلحه هاي خود را عليه مبارزان شيعي در يمن به كار مي برد. گفتني است هزينه نظامي كل خاورميانه از 77 ميليارد دلار در سال 2006 به 102 ميليارد دلار افزايش يافته است.
آفتاب پيروزي گلبدين
«گلبدين حكمتيار»؛ امير حزب اسلامي افغانستان، خواستار تشكيل دولت موقت در افغانستان شده است كه رضايت همه گروهها را در بر بگيرد. وي مسكو و واشنگتن را به ادامه همان سياستهايي متهم كرده است كه پس از شكست و اخراج نيروهاي شوروي از افغانستان اتخاذ كردند. حكمتيار پايان جنگ را منوط به خروج نيروهاي خارجي و انتقال قدرت به يك دولت اسلامي دانسته و وعده داده است كه آفتاب پيروزي بهزودي در افغانستان طلوع خواهد كرد و آمريكا شكست خواهد خورد.
رفيق چاوز، رييسجمهور اروگوئه
«خوزه پپه موهيكا»، شبهنظامي سابق اروگوئه، موفق شد در انتخابات رياستجمهوري اين كشور به پيروزي برسد. او كه با كسب پنجاه و يك درصد آرا پيروز شده، وعده ادامه سياستهاي اقتصادي رييسجمهور پيشين را داده است. موهيكا از مؤسسين و اعضاي سابق جنبش تومپارو و از طرفداران هوگو چاوز است.
دور اول اين انتخابات ماه اكتبر برگزار شده بود كه هيچيك از كانديداها نتوانسته بود اكثريت لازم را كسب كند.