هفته نامه خبري تحليلي پنجره - شهريور دوم - 57
شماره مجله 57
  پر امتیازترین مطالب
4.9 سفياني مدرن  
4.8 روزگار فضل الله  
3.3 استراتژي وحدت  
3.2 سلام نامه  
3.2 پيامدهاي سياسي فلسفه تاريخ آيت ا... جوادي آملي  
  پر بیننده ترین مطالب
534 سفياني مدرن  
470 وحدت فقط عكس گرفتن با لبخند نيست  
464 مغالطه هاي اصلاح‎طلبانه  
309 روزگار فضل الله  
236 پيامدهاي سياسي فلسفه تاريخ آيت ا... جوادي آملي  
  آرشيو دسته بندي محتواي مجله
ستون یک یادداشت سیاست
اقتصاد فرهنگ جامعه
هنر و ادبیات تاریخ گفتگو
  آمار سایت

امروز : 1762

ديروز : 2828

كاربران فعال : 64

  امتياز :  
گزيده


لبخند باراك به لاتين‎ها
هنري كيسينجر در دهه هفتاد گفته بود: «ما اگر نتوانيم آمريكاي لاتين را كنترل كنيم، چگونه مي خواهيم دنيا را كنترل كنيم؟» اين نگاه سلطه جويانه امروزه بيش از گذشته به چشم مي آيد. كودتاي هندوراس و انتخابات هفته گذشته و تأثيرات آمريكا در آن، موضوع تحليل پايگاه اينترنتي مطالعات جهاني بوده است.
به نوشته اين پايگاه، آمريكا تا پايان قرن بيستم موفق شد به‎جز كوبا، چهره هاي موافق خود را در اين كشورها مستقر كند. اما با پيروزي «هوگو چاوز» در سال 1998 و شروع انقلاب بوليوي، قدرت آمريكا در منطقه تضعيف شد؛ اگرچه در دوران بوش و ديك چني، كودتاهايي عليه چاوز و‎ هائيتي صورت گرفت. اما علي‎رغم تلاش‎هاي آمريكا از طريق تحريم، جنگ رسانه اي، عمليات رواني، مداخله در انتخابات و حتي افزايش حضور نظامي، هندوراس، السالوادور و گواتمالا نيز به‎سمت گروه‎هاي چپ‎گرا گرايش پيدا كرده‎اند و در مجموع با تشكيل و تقويت اتحاديه كشورهاي آمريكاي جنوبي و «گروه آلبا»، نفوذ واشنگتن در اين منطقه به‎شدت رو به تحليل رفت.
«باراك اوباما» با شعارهاي تبليغاتي خود و خنده‎ها و برخوردهاي گرمي كه در ديدار با رهبران كشورهاي لاتين داشت و وعده هاي «دخالت كمتر» و «دوران جديد»، اين توهم را ايجاد كرد كه سلطه‎جويي آمريكا در آمريكاي لاتين را كاهش خواهد داد؛ اما اين سياست، برخاسته از ايالات متحده آمريكا بود، نه دولت اين كشور. به تعبير اين تحليل، نقش واشنگتن در كودتاي هندوراس از همان روزهاي اول مشخص است؛ حمايت مالي از رهبران كودتا، حضور نظامي در پايگاه «سوتو كانو»، ملاقات‎هاي متعدد فرماندهان اين پايگاه و سفير آمريكا در هندوراس با رهبران كودتا، شواهد روشني بر تلاش آمريكا براي رسيدن به «كودتاي هوشمند» است.
حمايت اوباما و واشنگتن از «مانوئل زلايا» و نقد تبعيد او پس از يك هفته به ناگهان متوقف شد و تنها در حد اشاره اي در صحبت‎هاي سخنگوي وزارت خارجه خلاصه شد. تحميل رييس‎جمهور كاستاريكا به‎عنوان ميانجي اين مناقشه، از بازي‎هاي ديگر آمريكا بود كه هدف آن «وقت‎كشي» به‎نفع كودتاچيان براي تثببيت موقعيت خود بود. نقش «اسكار آرياس»، رييس‎جمهور كاستاريكا، از آن‎جا معلوم مي شود كه در نخستين روز تبعيد زلايا به اين كشور، به او پناهندگي مي دهد و عوامل انتقال زلايا به اين كشور كه برخلاف قانون بين‎الملل به كاستاريكا پرواز كرده‎اند را بازداشت نمي كند! و اكنون آرياس همه كشورها را دعوت مي كند تا دولت منتخب جديد را به رسميت بشناسند. همين ادبيات و دعوت را از اوباما و مسئولان آمريكا نيز شاهد هستيم.
مطابق اين تحليل حتي اگر از شرايط غيردموكراتيك برگزاري انتخابات بگذريم، بايد توجه داشت كه وزارت امور خارجه آمريكا اذعان داشته هزينه‎هاي انتخابات را تقبل مي‎كند؛ «ناظران بين‎المللي» انتخابات كه قرار است «صحت» انتخابات را تأييد كنند، همه از مؤسسات آمريكايي چون USAID و NED هستند كه خود به مداخله سياسي شهرت دارند و از حاميان مالي رهبران كودتا به‎شمار مي آيند. به همين دليل است كه تنها آمريكا و متحدانش، دولت منتخب اين انتخابات را پذيرفته اند؛ اسراييل، كلمبيا، پاناما، پرو و كاستاريكا تنها ليست حاميان انتخابات هستند. اين در حالي است كه سازمان‎هاي كشورهاي آمريكايي، مركز كارتر، گروهاي چپ‎گرا، سازمان‎ملل، اتحاديه اروپا، سازمان كشورهاي لاتين و آلبا همگي اين انتخابات را محكوم كرده اند.
در پايان اين تحليل، انتخابات هندوراس را كودتاي دوم عليه ملت اين كشور دانسته شده است.






صدام صغير
درگيري‎هاي يمن و دخالت عربستان سعودي در اين ميان، باعث شده است تا توجهات به اين كشور و ريشه‎هاي اين درگيري‎ها جلب شود. در اين ميان، سايت «الف» در مقاله‎اي با عنوان «در يمن چه مي‎گذرد؟» به قلم حميد صفرزاده به اين درگيري‎ها پرداخته و ضمن بررسي چگونگي ترويج مذهب تشيع زيدي در اين سرزمين نوشته است:
«علي عبدا... صالح؛ رييس‎جمهور كنوني يمن، دوازده سال رييس‎جمهور يمن شمالي بود و از سال 1990 ميلادي كه اتحاد دو بخش شمالي و جنوبي يمن شكل گرفت، نوزده سال است رييس‎جمهور يمن متحد است. هرچند در ظاهر در خانواده‎اي زيدي مذهب به دنيا آمد، ولي حكومت او رويكردي سكولار دارد و اساسا حكومت ديني نيست، بلكه به‎نوعي برخلاف دين اسلام به‎ويژه مذهب شيعه فعاليت مي‎كند. او فارغ التحصيل دانشگاه نظامي بغداد بوده و با اعضاي حزب بعث و صدام معدوم، روابط ويژه اي داشته و به صدام صغير معروف است. ديكتاتور يمن كه از سي سال پيش به پشتوانه سعودي‏ها در رأس حكومت يمن قرار گرفته، مذهب زيديه را به حاشيه رانده و دست سلفي‏هاي تكفيري را براي بسط نفوذشان در يمن بازگذاشته است و به‎نوعي يمن را به حياط خلوت سياسي و مذهبي عربستان تبديل كرده است.»اين مقاله در ادامه با بررسي چگونگي «جمعيت جوانان مؤمن» به رهبري شيخ بدرالدين الحوثي پرداخته و درباره او نوشته است: «او در بيشتر سخنراني‎هاي خود كه در جمع جوانان ايراد كرده، از امام و انقلاب ايران نام مي‎برد و علاقه و گرايش شديدي به جريان‎هاي شيعي مثل حزب‎ا... لبنان و شخص سيدحسن نصرا... دارد.»





ما اعراب مسلمان
روزنامه كويتي السياسه، هفته گذشته در يادداشتي به قلم نويسنده سعودي خود به انتقاد از مناسبات اخلاقي اعراب مسلمان پرداخت.
اين يادداشت نوشته است: «ما اعراب مسلمان، يهوديان و مسيحيان را افرادي مي دانيم كه خدا را نمي شناسند و از او ترسي ندارند. آن‎ها را متهم مي كنيم كه دروغگو، متقلب، جنايتكار و رباخوارند. اما وقتي واقع‎گرايانه نگاه مي كنيم، با بررسي كشورهاي عربي مسلمان و واقعيتي كه در آن زندگي مي كنيم، متوجه مي شويم كه اگرچه ما نام مسلمان را بر دوش مي كشيم، اما واقعا ارزش‎ها، خصوصيات و اصول اسلام را دنبال نمي كنيم.»
وي ادامه داده است: «ما مسلمانان به امثال عبدالرحمن عوف افتخار مي كنيم كه نيمي از دارايي اش را براي جهاد در راه اسلام بخشيد. اما اكنون يك غربي به نام بيل گيتس تمام ثروت خود را مي بخشد و تنها 3 ميليارد دلار براي خودش نگه مي دارد. حال آن‎كه در جوامع عربي صدها ثروتمند مانند او وجود دارند، اما هرگز نشنيده ايم كه آن‎ها بذل و بخششي بكنند.»
اين نويسنده در ادامه گفته است: «ما غربي‎ها را به قدرت‎طلبي متهم مي‎كنيم، ولي ما عرب‎ها هستيم كه به‎دنبال قدرت هستيم و قدرت و سلطنت را موروثي كرده ايم. اولين‎بار هم اين معاويه بود كه خلافت را موروثي كرد. همين جاه طلبي اعراب است كه سيري‎ناپذير است و مسبب مسايل، مناقشات و جنگ‎هاي داخلي نيز مي شود.»







تشكل‎هاي دردسرآفرين
«جرالد اشتاينبرگ»؛ ناظر فعاليت‎هاي سازمان‎هاي غيردولتي در رژيم صهيونيستي، نسبت به حمايت‎هاي اروپا از تشكل‎هايي كه در زمينه حقوق بشر و صلح در اين منطقه فعاليت دارند، به‎شدت انتقاد كرده است. هاآرتص در گزارشي كه از صحبت‎هاي وي منتشر كرده، نوشته است كه او از حمايت‎هاي مالي كشورهايي چون سوئد، سوئيس، نروژ و بيش از ده كشور ديگر بر تشكل‎هاي بشردوستانه غيردولتي در اين منطقه انتقاد داشته است. به‎گفته اشتاينبرگ، اكنون سال‎هاست كه اروپايي‎ها به اين سازمان‎ها بودجه مي دهند و آن‎ها اين پول را صرف مخالفت با اهداف اسراييل مي كنند. به‎زعم وي، حمايت‎هاي مالي وسيع اروپا از اين تشكل‎ها باعث تضعيف اين رژيم شده است و اجازه استقلال به آن نمي‎دهد. از جمله مواردي كه او به‎عنوان نمونه بيان كرده است؛ طرح «عدالت 2007» بنياد دموكراتيك بوده كه براي از بين بردن قانون بازگشت اسراييل تلاش مي كنند، يا تشكل «معدا الكارمل» كه با استفاده از لوگوي اتحاديه اروپا خواستار تغيير تعريف دولت اسراييل به دولت يهودي شده است. اين گروه همچنين اسراييل را به‎خاطر سوءاستفاده از ماجراي هولوكاست كه به بهاي جان و مال فلسطيني‎ها تمام شده، محكوم كرده است. در حوزه قضايي نيز دادگاه‎هاي متعددي براساس شكايت‎هاي سازمان‎هاي غيردولتي شكل گرفته كه مسئولان اسراييلي را محاكمه كرده‎اند.
از ديگر مسايلي كه اشتاينبرگ را به خشم آورده است، فعاليت گسترده اين گروه‎ها در دانشگاه‎ها، كليساها و به‎خصوص سازمان‎ملل است كه به تعبير وي چهره اي شيطاني از اسراييل ترسيم مي كنند. وي حتي اظهار داشته كه بخش اعظمي از گزارش گلدستون در مورد حمله به غزه، مستقيما از مطالب بيست تشكلي كه از اروپا حمايت مالي گرفته‎اند، رونويسي شده است. او همچنين همين سازمان‎هاي غيردولتي را مسبب تحريم‎هايي مي داند كه در اجلاس دوربان، اغلب تشكل‎هاي غيردولتي عليه اسراييل اعمال كرده‎اند. به‎نظر مي رسد اسراييل نگران افزايش گستره مخالفت سازمان‎هاي مردمي و نفوذ آن‎ها در ميان مردم عادي است كه روز به روز مخالفتشان با اقدامات اين رژيم افزايش مي يابد.







حمله ايران به اسراييل
صدور قطعنامه اي ديگر از سوي شوراي حكام عليه برنامه هسته اي ايران با واكنش تند ايران روبه‎رو شد كه نتيجه آن دستور ساخت نيروگاه‎هاي جديد و اختصاص 20 ميليون دلار براي مبارزه با جنگ نرم آمريكا و اسراييل بود. يكي از اولين واكنش‎ها به اين اقدامات ايران، گزارشي تحليلي از سايت خبري - تحليلي صهيونيستي «دبكافايل» بوده است كه هفته گذشته منتشر شد. دبكا فايل در گزارش خود مدعي شده است؛ ايران تصميم دارد اين بودجه مصوب را براي جذب گروه‎هاي اسلام‎گرا و شبه‎نظامي به حلقه همدستان خود صرف كند، تا از اين طريق به آمريكا و انگليس فشار بياورد. به گفته آن‎ها ايران گروه‎هاي شبه‎نظامي عراق، افغانستان، پاكستان و آسياي مركزي را به‎عنوان «پيشرو» تلقي مي كند و با جذب آن‎ها، آمريكا با گروه‎هاي مسلح جديدي در اين مناطق روبه‎رو خواهد شد. اين سايت صهيونيستي با پذيرش تلويحي حمايت‎هاي لندن و واشنگتن از گروه‎هاي تروريستي مانند جندا...، پژاك و جنبش آزادي خوزستان عربي، اختصاص بودجه 20 ميليون دلاري از سوي مجلس را تذكري به اين دو كشور تلقي مي كند كه تا زماني‎كه آمريكا و انگليس از اين تروريست‎ها حمايت مي كنند، ايران نيز شبه‎نظاميان مخالف آن‎ها را تقويت خواهد كرد. در پايان نيز اين پايگاه ادعا كرده است اگر تاكنون آمريكا، اسراييل را به‎دليل واكنش خطرناك ايران از حمله منع مي كرد، اكنون اين خطر وجود دارد كه ايران شروع كننده حمله به اسراييل باشد.





عاقبت، مرد دوپهلو رفت
سرانجام دوران مديريت «خالد محمد البرادعي» بر آژانس انرژي هسته اي پايان يافت و او هفته پيش رسما از اين سمت كنار رفت. آخرين مديريت او با صدور قطعنامه شوراي حكام عليه ايران همراه بود. «يوكيا آمانوي» ژاپني از اين‎پس جانشين البرادعي خواهد شد. گفتني است براساس درخواست‎هاي احزاب مختلف مصري، انتظار مي رود البرادعي در ادامه عمر سياسي خود به‎عنوان جدي ترين رقيب «حسني مبارك» در انتخابات رياست‎جمهوري آينده مصر شركت كند.




عرب‎هاي مسلح
عربستان ركورد هزينه كرد نظامي در خاورميانه را در سال 2009 به خود اختصاص داده است. اين كشور با صرف بيش از 40 ميليارد دلار بيشترين هزينه نظامي را داشته است. اين در حالي است كه اسراييل با اختلافي زياد، با 13 ميليارد دلار در مقام دوم است. رتبه سوم نيز به تركيه اختصاص دارد. در حال حاضر عربستان ارتش و اسلحه هاي خود را عليه مبارزان شيعي در يمن به كار مي برد. گفتني است هزينه نظامي كل خاورميانه از 77 ميليارد دلار در سال 2006 به 102 ميليارد دلار افزايش يافته است.





آفتاب پيروزي گلبدين
«گلبدين حكمتيار»؛ امير حزب اسلامي افغانستان، خواستار تشكيل دولت موقت در افغانستان شده است كه رضايت همه گروه‎ها را در بر بگيرد. وي مسكو و واشنگتن را به ادامه همان سياست‎هايي متهم كرده است كه پس از شكست و اخراج نيروهاي شوروي از افغانستان اتخاذ كردند. حكمتيار پايان جنگ را منوط به خروج نيروهاي خارجي و انتقال قدرت به يك دولت اسلامي دانسته و وعده داده است كه آفتاب پيروزي به‎زودي در افغانستان طلوع خواهد كرد و آمريكا شكست خواهد خورد.





رفيق چاوز، رييس‎جمهور اروگوئه

«خوزه پپه موهيكا»، شبه‎نظامي سابق اروگوئه، موفق شد در انتخابات رياست‎جمهوري اين كشور به پيروزي برسد. او كه با كسب پنجاه و يك درصد آرا پيروز شده، وعده ادامه سياست‎هاي اقتصادي رييس‎جمهور پيشين را داده است. موهيكا از مؤسسين و اعضاي سابق جنبش تومپارو و از طرفداران هوگو چاوز است.
دور اول اين انتخابات ماه اكتبر برگزار شده بود كه هيچ‎يك از كانديداها نتوانسته بود اكثريت لازم را كسب كند.
0/5 ستاره ها (0)


نام
نام خانوادگي
پست الكترونيكي
متن

به نام پدر(ويژه نامه شماره 57)
يك زندگي بحث ‎برانگيز(ويژه نامه شماره 56)
حزب‎الله از نگاهي ديگر(ويژه نامه شماره 55)
بنده بزرگان بودن حق‎شناسي است(ويژه نامه شماره 52)
فلسفه به روايت فلسفه(ويژه نامه شماره 51)
براي تمام فصل ها(ويژه نامه شماره 50)
پيوندها
پاتوق كتاب