هفته نامه خبري تحليلي پنجره - شهريور دوم - 58
شماره مجله 58
  پر امتیازترین مطالب
5 غلبه عدالت در مسلماني جلال  
5 شاگرد مدرسه جلال  
4.8 نعمت بزرگي به نام جلال  
4.6 مشكل آل احمد را من حل كردم  
4 من اين‎كاره نبودم!  
  پر بیننده ترین مطالب
125 غلبه عدالت در مسلماني جلال  
110 نعمت بزرگي به نام جلال  
107 شاگرد مدرسه جلال  
93 مشكل آل احمد را من حل كردم  
80 مردم‎شناسي تاريخي 28 مرداد  
  آرشيو دسته بندي محتواي مجله
ستون یک یادداشت سیاست
اقتصاد فرهنگ جامعه
هنر و ادبیات تاریخ گفتگو
  آمار سایت

امروز : 1709

ديروز : 2563

كاربران فعال : 74

  امتياز :  
مردان خدا/سيد محمد هادي ايازي


شهادت هنر مردان خداست. حالا كه در چهارمين سالگرد شهادت احمد كاظمي، چهلمين روز شهادت سردار نورعلي شوشتري و رجب محمدزاده و يارانشان را به سوگ نشسته‎ايم. بيش از پيش به اين باور مي‎رسم كه شهادت هنر مردان خداست، حالا بيش از پيش به اين نتيجه مي‎رسم كه مردان مرد، همان‎هايي كه عزت و شرف و ناموس ايران و ايراني مرهون فداكاري‎هايشان است، همان‎هايي كه در روزگار دفاع حق عليه باطل، خود را به هميشه تاريخ متصل كردند تا باشد و بماند يادگاري‎هاي گران‎بهايي از هشت سال تلاش و مبارزه، همان‎هايي كه آن‎روز در مقابل توپ و تانك دشمن قد علم كردند تا سربلندي امروز براي ايران و ايراني را ايجاد كنند، چه كارهايي كه كردند و حالا ما، امروز در شرايطي كه غرق در روزمرگي‎هايمان شده‎ايم چطور بايد يادشان را گرامي بداريم.
تمام آن‎هايي كه رفتند نامي بلندآوازه را براي خود به يادگار گذاشتند و داغي را براي هميشه تاريخ، در دل آن‎هايي گذاشتند كه از غافله عاشقان بازماندند و رسيدن به عرش را از دست دادند، آن‎ها آن روز رفتند. بي‎نام و بي‎نشان؛ اما يارانشان ماندند تا به پاس‎داشت ياد و نامشان از هيچ كوششي فروگذار نباشند.
آن‎ روز همت‎ها و كاوه‎ها و باكري‎ها جان بر كف نهادند تا از اسلام و ياران دفاع كنند و اين روزها هم ياران ديرين‎شان، همان‎هايي كه شهداي زنده‎ نام گرفتند، اما از هيچ كوششي براي داشتن ايراني آباد فروگذاري نكردند، خرقه تهي كردند تا به مقامي نايل آيند كه هميشه آرزويش مي‎كردند. آن روزها آ‎ن‎ها بودند و اين روزها كاظمي‎ها، شوشتري‎ها، آن‎هايي كه به پاسداري از اين مملكت، به پاسداري از خون ياران ديرين‎شان هيچ‎وقت جامه جنگ و جهاد را از تن بيرون نكردند تا بر همه ثابت كنند كه تنها براي يك چيز نفس مي‎كشند.
آزادي و آبادي آن‎هايي كه يادگار دوران سفيد جنگ و جهاد بودند، روزگاري را ماندند و سرانجام، دوري را تاب نياوردند سردار شوشتري نمونه بارزشان است. اويي كه شهادت را آرزو كرده بود. اويي كه مدام تا آخرين لحظات زندگيش پاسداري از اين نظام و اين كشور را وظيفه دانست و حتي براي يك لحظه هم از اين كوشش پا پس نكشيد. اويي كه سرانجام به آرزويش رسيد. در جايي كه خود پيش‎بيني كرده بود به جمع ياراني پيوست كه هميشه دوستشان مي‎داشت.
همان‎هايي كه معناي واقعي دوست داشتن را به‎درستي نشان دادند. حالا در زماني كه چهل روز از دوري سردار شوشتري مي‎گذرد بيشتر از هرچيز به اين فكر مي‎كنم كه ما كجاييم.
مايي كه هميشه خودمان را مديون تمام آن‎هايي مي‎دانيم كه براي امروز ما، تمام زندگي‎شان را فدا كردند؛ بايد چه كنيم؟
بايد چه كنيم تا از امروز به ديروز برسيم و آرمان‎هاي آن زمان را كه به ناحق از دست داديم‎شان دوباره به‎دست آوريم. به عهد و پيمان‎هايي بينديشيم كه روزگاري برايش از جان مي‎گذشتيم.
به هر آن‎چه شوشتري‎ها و محمدزاده‎ها برايش جان دادند و پيروز شدند تا باشد و بماند روزگاري كه يادشان را هميشه زنده نگاه مي‎دارد
0/5 ستاره ها (0)


نام
نام خانوادگي
پست الكترونيكي
متن

به نام پدر(ويژه نامه شماره 57)
يك زندگي بحث ‎برانگيز(ويژه نامه شماره 56)
حزب‎الله از نگاهي ديگر(ويژه نامه شماره 55)
بنده بزرگان بودن حق‎شناسي است(ويژه نامه شماره 52)
فلسفه به روايت فلسفه(ويژه نامه شماره 51)
براي تمام فصل ها(ويژه نامه شماره 50)
پيوندها
پاتوق كتاب