هفته نامه خبري تحليلي پنجره - شهريور دوم - 58
شماره مجله 58
  پر امتیازترین مطالب
5 غلبه عدالت در مسلماني جلال  
5 شاگرد مدرسه جلال  
4.8 نعمت بزرگي به نام جلال  
4.6 مشكل آل احمد را من حل كردم  
4 من اين‎كاره نبودم!  
  پر بیننده ترین مطالب
125 غلبه عدالت در مسلماني جلال  
110 نعمت بزرگي به نام جلال  
107 شاگرد مدرسه جلال  
93 مشكل آل احمد را من حل كردم  
80 مردم‎شناسي تاريخي 28 مرداد  
  آرشيو دسته بندي محتواي مجله
ستون یک یادداشت سیاست
اقتصاد فرهنگ جامعه
هنر و ادبیات تاریخ گفتگو
  آمار سایت

امروز : 1543

ديروز : 2563

كاربران فعال : 46

  امتياز :  
نگاهي به اخبار خصوصي‎سازي در ده روز گذشته
واي از واگذاري

محسن مهديان


طي ده روز گذشته اخباري از خصوصي‎سازي در دولت نهم و دهم منتشر شد كه از حيث توجه به سياست‎هاي كلي اصل چهل و چهار كه به انقلاب اقتصادي موسوم شده است، اهميت ويژه‎اي دارد.
ابطال مزايده معدن انگوران، تخلفات خصوصي‎سازي در گزارش مجلس و تأييد واگذاري مخابرات به شبه‎دولتي‎ها و نهايتا ابطال واگذاري نمايشگاه بين‎المللي كه به دستور رييس‎جمهور صورت گرفت، از جمله اخبار پر سر و صداي خصوصي‎سازي در ده روز گذشته است.
اين اخبار، هركدام از يك زاويه داراي پيام‎هايي روشن از فرآيند و نوع نگاه حاكم بر واگذاري شركت‎هاي دولتي است.
نگاهي به واگذاري شركت‎هاي دولتي در چند سال اخير در كنار اتفاقات اخير و اخبار مربوط به چند واگذاري پر سر و صدا، حاكي از آن است كه كمترين توجه به ابلاغيه مقام معظم رهبري درخصوص اجراي سياست‎هاي كلي اصل چهل و چهار، صورت گرفته است. در ادامه به برخي از اهداف سياست‎هاي كلي اصل چهل و چهار و نسبت آن با واگذاري‎هاي اخير اشاره شده است.»
1- مهمترين اهداف الزامات خصوصي‎سازي از منظر سياست‎هاي كلي اصل چهل و چهار، افزايش كارايي شركت‎هاي دولتي از طريق واگذاري به بخش خصوصي، رشد فرهنگ سهامداري و فراهم كردن حضور فعال براي بخش خصوصي در اقتصاد است. از سوي ديگر، برخي الزامات واگذاري نيز بدين ترتيب در ابلاغيه آمده است:
- شفاف‎سازي در نحوه واگذاري‎ها از طريق فضاي شيشه‎اي بورس.
- ايجاد مقدمات لازم براي واگذاري شركت‎هاي دولتي به بخش خصوصي و افزايش توانمندسازي بخش خصوصي.
از طرفي، يك دهه خصوصي‎سازي به قرائت سازندگي و اصلاحات نيز با آسيب‎هايي همراه بود كه خوشبختانه دولت و مجلس به اتفاق، بر اصلاح روش‎هاي گذشته تأكيد داشته و دارند. از جمله مهمترين آن، آسيب‎هاي انگيزه رانتي خريداران شركت‎هاي دولتي بود كه به قصد فروش ملك و املاك و سرمايه شركت‎هاي دولتي، وارد معامه با دولت مي‎شدند.
اما برخي كم‎توجهي‎ها و سهل‎انگاري‎ها و تاكيد بيش از اندازه بر درآمد‎زايي از واگذاري‎ها، باعث شده است كه همچنان نگاه رانتي بر خصوصي‎سازي شركت‎هاي دولتي حاكم باشد.
نمونه روشن آن هم مربوط به واگذاري نمايشگاه بين‎المللي است. مسئولين سازمان بازنشستگي نيروهاي مسلح كه نمايشگاه بين‎المللي را پشت درهاي بسته تحويل گرفتند، بعد از اين‎كه از تقاضاي بخش خصوصي نسبت به آن آگاه شدند، تصميم گرفتند مجددا نمايشگاه را واگذار كنند.
مدير عامل سازمان تامين اجتماعي نيروهاي مسلح در مصاحبه با روزنامه صبح، درخصوص دلايل خصوصي‎سازي مجدد مي‎گويد: «سهام اين شركت به اتاق بازرگاني، اتاق تعاون و ساير فعالان اقتصادي متقاضي واگذار مي شود تا اين نهادها هم، در نمايشگاه سهامدار شده و در اداره اين مجموعه به ما كمك كنند تا با كمك يكديگر سهم ايران در صادرات و تجارت جهاني افزايش يابد.
اين نيت خيرخواهانه در حالي است كه بخش خصوصي از ابتدا خواهان اين نمايشگاه بوده و به واگذاري در سكوت نمايشگاه، معترض بوده است.
به تعبيري، نمايشگاه بين‎المللي بعد از دست به دست شدن و دستمالي شدن به بخش خصوصي مي‎رسد.
استفاده از روش‎هايي كه سال‎هاي سال از آن‎ها با عنوان خصوصي‎سازي فاسد دهه هفتاد نام برده شده است، باعث شد واگذاري مجدد نمايشگاه به بخش خصوصي به هدف باج‎گيري و كيسه دوختن و سودآور بودن اين معامله نسبت به نگه داشتن آن انجام شود.
روي ديگر اين سودآوري، قيمتي است كه با آن، نمايشگاه واگذار شده است. قدرت بخش خصوصي براي خريد اين نمايشگاه مشخص است.
طبيعي است كه نمايشگاه در واگذاري اوليه با قيمت واقعي واگذار نشده است و اگر‎نه معني نمي‎دهد كه كمتر از يك ماه، پنجاه درصد از فروش مجدد اين شركت، سودده شود.
به اين ترتيب، دولت به قرائتي جديد از خاصه‎تراشي و حمايت از بخش خصوصي رسيده است كه از طريق آن، بخش خصوصي بايد انفال را به‎جاي دولت از دلال بخرد. البته اين روش خصوصي‎سازي پيش از اين نيز سابقه داشته است.
كنسرسيوم خريدار سهام بلوكي مس كه به‎نظر بورس تهران دولتي بودند، قصد داشتند با توجه به سود دوازده درصدي اقساط پنج ساله بلوك بيست درصدي مس، سهام خود را بفروشند تا از اين طريق، يك وام سهل‎الوصول را يك شبه به جيب بزنند. همين اتفاق كافي بود تا صداي نماينده خصوصي‎ها يعني رييس اتاق بازرگاني بلند شود و از دست به دست شدن مس ميان دولتي‎ها شكايت كند.
البته همان زمان هم معاون سازمان خصوصي‎سازي اظهار داشت كه: «اين روش، نوعي خصوصي‎سازي است كه نهادهاي دولتي به‎دليل پولدار بودن، ابتدا سهام را مي‎خرند و پس از مدتي نقش واسطه را بازي كرده و آن را به بخش خصوصي واگذار مي‎كنند.»
به‎عبارت ديگر با روشي ملانصرالديني، خصوصي‎سازي سهام شركت‎هاي دولتي يك‎بار به دولتي‎ها منتقل مي‎شود و بار ديگر دولتي‎ها آن را به بخش خصوصي واگذار مي‎كنند كه در جاي خود، روش جالبي است!
با اين حال اگرچه واگذاري نمايشگاه بين‎المللي كتاب توسط رييس‎جمهور باطل شد و اين اقدام رييس‎جمهور را بايد به فال نيك گرفت، اما اين نگراني وجود دارد كه اصلاح روش‎هاي واگذاري، تنها در ابطال چند شركت خلاصه شود. در حالي‎كه ماجرا جدي‎تر از ابطال چند واگذاري است.
2- نحوه قيمت‎گذاري شركت‎هاي دولتي و چوب حراج زدن به اين شركت‎ها نيز از جمله نگراني‎هاي بازگشت به خصوصي‎سازي دهه هفتاد است. اين در حالي است كه خود دولت نسبت به اين امر واقف است؛ تا آن‎جا كه رييس سازمان خصوصي‎سازي اعلام مي‎كند كه: «براي ارزان خريدن شركت‎هاي دولتي، تباني صورت مي‎گيرد.»
اطلاع دولت و توجه داشتن نسبت به اين تباني‎ها و رانت‎خواهي‎ها مي‎طلبد كه مسئولين واگذاري، بيش از گذشته حساسيت داشته باشند.
نمونه اين روش چوب حراج ‎زدن به واگذاري معدن انگوران است. كميسيون ويژه نظارت و پي‎گيري اجراي سياست‎هاي كلي اصل چهل و چهار مجلس، با بررسي زواياي پيدا و پنهان واگذاري معدن انگوران، اعلام كرد: «براساس گزارش سازمان بازرسي و ديوان محاسبات، معدن انگوران، نه 150 ميليارد تومان بلكه 1000 ميليارد تومان مي‎ارزد و با همين ادعا مزايده باطل شد.»
همين ادعا در مورد برخي ديگر از سهام شركت‎هاي اصل چهل و چهار نيز صادق است. سهام شركت ملي مس، در حالي سيصد و نود ميليارد تومان فروش رفت كه مدير عامل آن، قيمت هشتصد تومان را حداقل ارزش اين سهام مي‎دانست.
3- نگراني ديگري كه درخصوص واگذاري‎هاي اخير مشاهده مي‎شود، زير سئوال رفتن اصل هدف خصوصي‎سازي است كه نه بر انتقال مالكيت، بلكه بر بالارفتن كارايي و تغيير روش‎هاي مديريت دلالت دارد.
اين در حالي است كه در واگذاري چند سال گذشته، تنها مالكيت‎ها جابه‎جا شده و مديريت‎ها همچنان در دست بخش دولتي باقي مانده است. همين امر سبب مي‎شود كه تصدي‎گري دولت، كاهش نيافته و وزارتخانه هاي مربوطه به‎جاي سياست‎گذاري، ترسيم خط مشي، تدوين راهبرد، هدايت، نظارت، كنترل و انجام امور حاكميتي، به رتق و فتق امور جاري اين شركت‎ها بپردازند و يا آن‎ها را به‎عنوان ابزار اعمال قدرت، تلقي كنند.
4- عبرت ديگري كه شاهد آن اخبار ده روز گذشته محسوب مي‎شود، واگذاري سهام شركت‎هاي دولتي به شبه‎خصوصي‎هاست.
واگذاري به شبه‎خصوصي‎ها از چند حيث نگران‎كننده مي‎نمايد كه از جمله مهمترين آن عدم نظارت‎پذيري اين شركت‎هاست.
با اين‎حال، اصل سياست‎هاي كلي اصل چهل و چهار نيز با اين نحوه واگذاري‎ها، زير سئوال مي‎رود. چراكه غرض اصلي در واگذاري شركت‎هاي دولتي بالا بردن كارايي و توانمند‎سازي بخش خصوصي است. حال آن‎كه بخش خصوصي در اين مدل واگذاري بازنده اصلي محسوب مي‎شود.
در حال حاضر، اقتصاد ايران در حال ورود به اقتصاد شبه‎دولتي است كه كارشناسان، خطر اين فرآيند را از انحصارات دولتي و خصوصي بالاتر مي‎دانند.
از سال 1384 تا پانزدهم مرداد 1388 سهام حدود دويست و شصت و چهار شركت دولتي به ارزش حدود 544 هزار ميليارد ريال، به طرق مختلف از قبيل سهام عدالت، رد ديون، ارايه در بورس و مزايده و نوزده درصد هم از طريق واگذاري بلوكي، واگذار شده است.
از ابتداي سال 1386 نيز سهام هشتاد و دو شركت به ارزش 36 هزار و 979 ميليارد ريال در قالب سهام بلوكي به بخش غيردولتي واگذار شده است.
بررسي‎ها نشان مي‎دهد شركت سرمايه‎گذاري شستا (وابسته به تأمين اجتماعي)، شركت سرمايه‎گذاري مهر اقتصاد ايرانيان (وابسته به مؤسسه مالي و اعتباري مهر؛ بسيجيان سابق) و صندوق‎هاي بازنشستگي، بيش از چهل و شش درصد ارزش كل سهام بلوكي واگذار شده را خريداري كرده‎اند.
اگر خريد سهام شركت‎هاي واگذار شده توسط همه نهاد‎هاي شبه‎دولتي را در نظر بگيريم، درصد سهم اين نهاد‎ها از كل واگذاري‎ها، بسيار بيش از چهل و شش درصد خواهد بود.
درخصوص سهام عدالت كه بيش از شصت و هشت و نيم درصد از واگذاري‎ها به آن مربوط مي‎شود، مي‎توان استدلال كرد كه با توجه به مديريت شركت‎هاي سرمايه‎گذاري استاني و شركت‎هاي تعاوني و شهرستاني، اين شركت‎هاي شبه‎دولتي هستند كه با اجراي خصوصي‎سازي به شيوه سهام عدالت در حال شكل‎گيري‎اند. همه سهام واگذار شده به شيوه رد ديون هم به شبه‎دولتي‎ها واگذار شده است.
با اين توصيف، ارزيابي گزارش‎هاي پژوهشي و بررسي كارشناسان، حاكي از آن است كه اقتصاد در حال ورود، اقتصاد غيرشفاف شبه‎دولتي است كه خطر آن از انحصارات دولتي و خصوصي بيشتر است.
5- موضوع ديگري كه درخصوص روش واگذاري‎ها در سياست‎هاي كلي اصل چهل و چهار بر آن تاكيد شده است، خصوصي‎سازي شفاف و شيشه‎اي است. به‎طوري كه هيچ‎گونه ابهامي در نحوه واگذاري براي خريدار و فروشنده وجود نداشته باشد.
اين در حالي است كه تاكنون شصت و يك مورد شكايت در مورد واگذاري‎ها ايجاد شده كه سي شكايت، از ناحيه خريداران و سي و يك فقره از ناحيه سازمان خصوصي‎سازي است كه عمدتا هم مربوط به عدم شفافيت اطلاعات داده شده، عدم ارزيابي دقيق اموال و مشكلات حقوقي آن، قيمت‎گذاري‎ها، در وثيقه بودن برخي سهام‎هاي واگذارشده و يك‎طرفه بودن قراردادهاست.
ابطال دو واگذاري در چند روز گذشته و ابطال چندين واگذاري در چند ماه گذشته حاكي از آن است كه واگذاري‎ها به‎صورت شفاف و مطابق قواعد تصريح شده در قانون، صورت نمي‎گيرد.
به‎عنوان مثال، سال گذشته تحويل شركت پتروايران كه صد در صد سهام آن به قيمت 110 ميليارد تومان به برنده مزايده فروخته شد، به‎علت ابهام در تعيين قيمت، به دستور رياست محترم جمهور متوقف شد.
6- از ديگر ملاحظات سياست‎هاي كلي اصل چهل و چهار، رعايت تمام بندهاي اين ابلاغيه به‎طور همزمان و رعايت توالي‎هاست.
به‎عنوان مثال، در بند «الف» و «ب» اين ابلاغيه بر توانمند‎سازي بخش خصوصي توجه جدي شده است. حال آن‎كه كمترين توجه در اين رابطه صورت مي‎گيرد. براساس مطالعات متعدد و اعتراف اتاق تهران، بخش خصوصي ايران در حال حاضر غيرمولد و دلال است و توانايي لازم براي برداشتن بارهاي بزرگ را ندارد. با اين تعريف، لازم است پيش از هرچيز بر اين مهم توجه شود تا واگذاري اين شركت‎ها به تعطيلي‎شان منجر نشود. روشن است كه واگذاري، به‎تنهايي معناي افزايش كارايي نمي‎دهد.
به‎عنوان مثال، خريدار فولاد مباركه بعد از اين كه متوجه شد سود اين شركت در حال كاهش است، تلاش مي‎كند به هر طريقي اين شركت را به دولت پس دهد و البته دولت هم به‎درستي زيربار نمي‎رود. اما نكته مهم اين‎جاست كه بخش خصوصي هنوز قواعد بازي در اقتصاد «توليدمحور» را نپذيرفته است و مي‎خواهد يك‎شبه راه چندين ساله را طي كند و صد البته كه اين هدف جز با دلالي و بساز و بفروشي محقق نمي‎شود.
در همين رابطه، گزارش مي‎شود كه بخش خصوصي خريدار سهام شركت‎هاي دولتي، حاضر به پرداخت اقساط سهام خريداري شده نيست و بخش زيادي از شكايات سازمان خصوصي‎سازي از اين شركت‎ها به همين دليل است.
نمونه آن «پتروپارس» است كه شصت و يك درصد سهام آن به قيمت 250 ميليارد تومان فروخته شده است. اما به‎دليل عدم اجراي تعهدات خريدار، مجددا قرار است براي مزايده آماده شود.
در هر حال بيم آن مي‎رود كه شتاب‎زدگي براي واگذاري‎ها و غنج‎زدن براي هذيان، بازار آزاد كار را به آن‎جا بكشاند كه باقي شركت‎هاي دولتي نيز واگذار شود و يا با دلدادگي و شيفتگي وصف‎ناپذير به كوچك‎سازي، دست به دامن دلال‎هاي مدرن صاحب نام شويم
0/5 ستاره ها (0)


نام
نام خانوادگي
پست الكترونيكي
متن

به نام پدر(ويژه نامه شماره 57)
يك زندگي بحث ‎برانگيز(ويژه نامه شماره 56)
حزب‎الله از نگاهي ديگر(ويژه نامه شماره 55)
بنده بزرگان بودن حق‎شناسي است(ويژه نامه شماره 52)
فلسفه به روايت فلسفه(ويژه نامه شماره 51)
براي تمام فصل ها(ويژه نامه شماره 50)
پيوندها
پاتوق كتاب