گمانهزنيها و ابهامات پيرامون وضعيت موج سبز در فضاي دانشگاه و اهداف و چشمانداز آينده اين جنبش، عاملي شد تا به بررسي جامعهشناختي اين پديده اجتماعي از زبان عضو هيات علمي دانشگاه تربيت معلم تهران دكتر امان ا... قرائي مقدم بپردازيم. زمينه تاريخي موج سبز، چشمانداز و اهداف اين جنبش و نيز راهكار صحيح مقابله با آن، از جمله مباحثي بود كه درباره آن با ايشان گفتوگو كرديم.
بهعنوان اولين سئوال لطفا بفرماييد نطفه موج سبز بهلحاظ تاريخي در چه دورهاي بسته شد و وضعيت اين جنبش را در دانشگاهها چطور ارزيابي ميكنيد؟
اگر بخواهيم بهلحاظ تاريخي مسئله نطفه جنبش سبز را بررسي كنيم، بايد گفت كه سابقه تاريخي اين جنبش به روز شانزدهم آذر يا حتي به قبل از آن يعني تأسيس مقولهاي به نام دانشگاه در ايران برميگردد. يعني ما از زماني كه دانشجو در ايران داريم روحيه اعتراض نسبت بهوضع موجود و جنبش دانشجويي به اين معنا را داشتهايم.
بحث من در مورد مقوله جنبش دانشجويي نيست، بلكه راجع به موج سبزي كه اكنون در فضاي جامعه و عليالخصوص در دانشگاههاي كشور شكل گرفته است، صحبت ميكنم. اين موج را كه بهطور مشخص داراي وجهه اعتراضي نسبت به دولت و در مواردي هم با كليت نظام است، بهلحاظ تاريخي چگونه تحليل ميكنيد؟
ببينيد، اگر بخواهيم بهلحاظ جامعهشناختي بحث را پيش ببريم بايد بگويم كه يك پديده اجتماعي نه يكشبه بهوجود ميآيد و نه يك شبه از بين ميرود، بلكه داراي زمينهاي تاريخي است. من ريشه جنبش سبز را در همان شانزدهم آذر ميبينم كه دانشجويان توسط رژيم قتلعام شدند. دقت داشته باشيد كه دانشجو چيزي را ميبيند كه مردم عادي نميبينند. دانشجو بنابر ذات خودش روحيه اعتراضي نسبت به وضعيت موجود دارد و اينكه امروزه اين روحيه اعتراضي با رنگي به نام رنگ سبز كه داراي تقدس ميان هر دو جناح و همه مردم ايران است، آميخته شده است به هوشمندي و درك صحيح استفادهكنندگان از اين رنگ نسبت به فضاي جامعه ايران برميگردد وگرنه اين جنبش با اين ماهيت، ريشه در تاريخ دانشجو در ايران دارد.
چه چشماندازي را براي اين جنبش متصور هستيد؟ آيا اين جنبش را در فضاي دانشگاهي، در دوران اوج ارزيابي ميكنيد يا رو به زوال؟
بهلحاظ جامعهشناسانه من اين جنبش را رو به زوال نميبينم، بلكه حتي رو به گسترش هم ارزيابي ميكنم؛ مگر اينكه خواستهها و مطالبات اين جنبش بهطور منطقي برآورده گردد. چون همانطور كه گفتم من اعتراض و نقد را در خون و ذات دانشجو ميدانم و جدا شدن اين روحيه از دانشجو فقط هنگامي ميسر است كه دانشجو به مطالبات منطقي خود رسيده باشد كه البته با فضاي حاكم بنده اين را دور از ذهن ميدانم كه به اين راحتي جنبش سبز دست از مطالبات خود بردارد يا پاسخ خود را دريافت كند.
آيا هدف مشخص و معيني را براي اين جنبش ميتوان در نظر گرفت يا صرفا فضايي آكنده از احساسات و عواطف بر اين جنبش حاكم است؟
نميتوان گفت كه اين جنبش هدفي ندارد. هرچند كه همانطور كه ميدانيد در فضاي جمعي و حركتهاي اجتماعي عقلانيت بهطور مطلق حاكم نيست و بيشتر احساسات و عواطف است كه حركتهاي اجتماعي را رقم ميزند، اما اينطور هم نيست كه نتوان هدفي را براي آنان در نظر گرفت. مسئله پيگيري انتخابات، مقوله آزادي بيان و قلم و تفكر و... از اهداف اين جنبش در فضاي جامعه و بهخصوص در دانشگاههاست. هرچند مسايل و مشكلات اجتماعي و فرهنگي موجود در جامعه نيز در شكلگيري اين جنبش بيتأثير نبوده است.
بهطور كلي جنبش دانشجويي و بهطور خاص موج سبز را تا چه حد نماينده عموم جامعه ميدانيد؟ آيا طبق قاعده مشت نمونه خروار است، ميتوان ادعا كرد كه موج سبز نمونهاي كوچك از جامعه ايران است؟
البته از آنجا كه ما در كشور بيش از 4 ميليون دانشجو داريم، نميتوان گفت كه فضاي دانشگاه بيارتباط به بطن جامعه است، اما قطعا نميتوان ادعا كرد كه موج سبز نماينده تام و تمام و بهاصطلاح جامعهشناسي، نماياي جامعه ايران است. هرچند كه همواره در طول تاريخ ايران، نخبگان اگرچه همه جامعه را در بر نميگرفتند، اما حركت آنها توده عوام جامعه را نيز با خود همراه ميكرد و روي آنها تأثير مستقيم داشت. من در جايي اين مطلب را عرض كردم كه حركت جامعه ايران در طول تاريخ حركتي موريانهاي بوده، به اين معنا كه وقتي بهسمتي سرازير ميشود، قطعا آنجا را طبق ميل خود تغيير داده يا از بين ميبرد. اعراب، مغول و... با همين حركت موريانهاي ايرانيان تار و مار شدند. لذا من اين حركت موج سبز را به حركت موريانه تشبيه ميكنم كه در طول تاريخ كشور ايران نيز نمونههاي آن را داشتهايم و اين موضوع را براي جامعه و دولت خطرناك ميدانم.
راهكار صحيح مواجهه با اين جريان در دانشگاه را چه ميدانيد؟
بهنظر من راه صحيح مواجهه با اين جريان، مماشات و گفتوگو با اين جريان است. دولت بايد براي اعتمادسازي و جذب اين جريان در حلقه نظام، به درخواستها و مطالبات آنها حداقل گوش داده و در صورت امكان آنها را برآورده كند.
بهعنوان آخرين سئوال بفرماييد آيا در روش اعتراض جنبش سبز ضعف مشاهده ميكنيد و آيا اساسا سواي از مطالبات اين جنبش، روش ابراز آن را تأييد ميكنيد؟
ببينيد، كار يك جامعهشناس تأييد يا رد يك چيز نيست، بلكه من فقط ميتوانم بگويم اين پديده وجود دارد و تأييد يا رد آن يك مقوله سليقهاي است. اما بهنظر من تندروي و افراط همانطور كه در ذات يك حركت جمعي وجود دارد، در اين جريان هم وجود دارد، اما مطالبات اين جريان براي دولت مشخص و روشن است. بهنظر من، برخورد حذفي و سركوب با اين جنبش صرف اينكه اينها تندروي در اعتراض دارند، كار صحيحي نيست، بلكه براي فروكش كردن اين التهاب ميبايست به مسايل و دغدغههاي آنها پاسخ دهيم.