هفته نامه خبري تحليلي پنجره - شهريور دوم - 58
شماره مجله 58
  پر امتیازترین مطالب
5 غلبه عدالت در مسلماني جلال  
5 شاگرد مدرسه جلال  
4.8 نعمت بزرگي به نام جلال  
4.6 مشكل آل احمد را من حل كردم  
4 من اين‎كاره نبودم!  
  پر بیننده ترین مطالب
125 غلبه عدالت در مسلماني جلال  
110 نعمت بزرگي به نام جلال  
107 شاگرد مدرسه جلال  
93 مشكل آل احمد را من حل كردم  
80 مردم‎شناسي تاريخي 28 مرداد  
  آرشيو دسته بندي محتواي مجله
ستون یک یادداشت سیاست
اقتصاد فرهنگ جامعه
هنر و ادبیات تاریخ گفتگو
  آمار سایت

امروز : 1647

ديروز : 2563

كاربران فعال : 57

  امتياز : 5  
گفت‎وگو با دكتر امان‎ا... قرايي
مطالبات جريان سبز واضح است/علي اميدي


گمانه‎زني‎ها و ابهامات پيرامون وضعيت موج سبز در فضاي دانشگاه و اهداف و چشم‎انداز آينده اين جنبش، عاملي شد تا به بررسي جامعه‎شناختي اين پديده اجتماعي از زبان عضو هيات علمي دانشگاه تربيت معلم تهران دكتر امان ا... قرائي مقدم بپردازيم. زمينه تاريخي موج سبز، چشم‎انداز و اهداف اين جنبش و نيز راهكار صحيح مقابله با آن، از جمله مباحثي بود كه درباره آن با ايشان گفت‎وگو كرديم.

به‎عنوان اولين سئوال لطفا بفرماييد نطفه موج سبز به‎لحاظ تاريخي در چه دوره‎اي بسته شد و وضعيت اين جنبش را در دانشگاه‎ها چطور ارزيابي مي‎كنيد؟
اگر بخواهيم به‎لحاظ تاريخي مسئله نطفه جنبش سبز را بررسي كنيم، بايد گفت كه سابقه تاريخي اين جنبش به روز شانزدهم آذر يا حتي به قبل از آن يعني تأسيس مقوله‎اي به نام دانشگاه در ايران برمي‎گردد. يعني ما از زماني كه دانشجو در ايران داريم روحيه اعتراض نسبت به‎وضع موجود و جنبش دانشجويي به اين معنا را داشته‎ايم.

بحث من در مورد مقوله جنبش دانشجويي نيست، بلكه راجع به موج سبزي كه اكنون در فضاي جامعه و علي‎الخصوص در دانشگاه‎هاي كشور شكل گرفته است، صحبت مي‎كنم. اين موج را كه به‎طور مشخص داراي وجهه اعتراضي نسبت به دولت و در مواردي هم با كليت نظام است، به‎لحاظ تاريخي چگونه تحليل مي‎كنيد؟
ببينيد، اگر بخواهيم به‎لحاظ جامعه‎شناختي بحث را پيش ببريم بايد بگويم كه يك پديده اجتماعي نه يك‎شبه به‎وجود مي‎آيد و نه يك شبه از بين مي‎رود، بلكه داراي زمينه‎اي تاريخي است. من ريشه جنبش سبز را در همان شانزدهم آذر مي‎بينم كه دانشجويان توسط رژيم قتل‎عام شدند. دقت داشته باشيد كه دانشجو چيزي را مي‎بيند كه مردم عادي نمي‎بينند. دانشجو بنابر ذات خودش روحيه اعتراضي نسبت به وضعيت موجود دارد و اين‎كه امروزه اين روحيه اعتراضي با رنگي به نام رنگ سبز كه داراي تقدس ميان هر دو جناح و همه مردم ايران است، آميخته شده است به هوشمندي و درك صحيح استفاده‎كنندگان از اين رنگ نسبت به فضاي جامعه ايران برمي‎گردد وگرنه اين جنبش با اين ماهيت، ريشه در تاريخ دانشجو در ايران دارد.

چه چشم‎اندازي را براي اين جنبش متصور هستيد؟ آيا اين جنبش را در فضاي دانشگاهي، در دوران اوج ارزيابي مي‎كنيد يا رو به زوال؟
به‎لحاظ جامعه‎شناسانه من اين جنبش را رو به زوال نمي‎بينم، بلكه حتي رو به گسترش هم ارزيابي مي‎كنم؛ مگر اين‎كه خواسته‎ها و مطالبات اين جنبش به‎طور منطقي برآورده گردد. چون همان‎طور كه گفتم من اعتراض و نقد را در خون و ذات دانشجو مي‎دانم و جدا شدن اين روحيه از دانشجو فقط هنگامي ميسر است كه دانشجو به مطالبات منطقي خود رسيده باشد كه البته با فضاي حاكم بنده اين را دور از ذهن مي‎دانم كه به اين راحتي جنبش سبز دست از مطالبات خود بردارد يا پاسخ خود را دريافت كند.

آيا هدف مشخص و معيني را براي اين جنبش مي‎توان در نظر گرفت يا صرفا فضايي آكنده از احساسات و عواطف بر اين جنبش حاكم است؟
نمي‎توان گفت كه اين جنبش هدفي ندارد. هرچند كه همان‎طور كه مي‎دانيد در فضاي جمعي و حركت‎هاي اجتماعي عقلانيت به‎طور مطلق حاكم نيست و بيشتر احساسات و عواطف است كه حركت‎هاي اجتماعي را رقم مي‎زند، اما اين‎طور هم نيست كه نتوان هدفي را براي آنان در نظر گرفت. مسئله پي‎گيري انتخابات، مقوله آزادي بيان و قلم و تفكر و... از اهداف اين جنبش در فضاي جامعه و به‎خصوص در دانشگاه‎هاست. هرچند مسايل و مشكلات اجتماعي و فرهنگي موجود در جامعه نيز در شكل‎گيري اين جنبش بي‎تأثير نبوده است.

به‎طور كلي جنبش دانشجويي و به‎طور خاص موج سبز را تا چه حد نماينده عموم جامعه مي‎دانيد؟ آيا طبق قاعده مشت نمونه خروار است، مي‎توان ادعا كرد كه موج سبز نمونه‎اي كوچك از جامعه ايران است؟
البته از آن‎جا كه ما در كشور بيش از 4 ميليون دانشجو داريم، نمي‎توان گفت كه فضاي دانشگاه بي‎ارتباط به بطن جامعه است، اما قطعا نمي‎توان ادعا كرد كه موج سبز نماينده تام و تمام و به‎اصطلاح جامعه‎شناسي، نماياي جامعه ايران است. هرچند كه همواره در طول تاريخ ايران، نخبگان اگرچه همه جامعه را در بر نمي‎گرفتند، اما حركت آن‎ها توده عوام جامعه را نيز با خود همراه مي‎كرد و روي آن‎ها تأثير مستقيم داشت. من در جايي اين مطلب را عرض كردم كه حركت جامعه ايران در طول تاريخ حركتي موريانه‎اي بوده، به اين معنا كه وقتي به‎سمتي سرازير مي‎شود، قطعا آن‎جا را طبق ميل خود تغيير داده يا از بين مي‎برد. اعراب، مغول و... با همين حركت موريانه‎اي ايرانيان تار و مار شدند. لذا من اين حركت موج سبز را به حركت موريانه تشبيه مي‎كنم كه در طول تاريخ كشور ايران نيز نمونه‎هاي آن را داشته‎ايم و اين موضوع را براي جامعه و دولت خطرناك مي‎دانم.

راه‎كار صحيح مواجهه با اين جريان در دانشگاه را چه مي‎دانيد؟
به‎نظر من راه صحيح مواجهه با اين جريان، مماشات و گفت‎وگو با اين جريان است. دولت بايد براي اعتماد‎سازي و جذب اين جريان در حلقه نظام، به درخواست‎ها و مطالبات آن‎ها حداقل گوش داده و در صورت امكان آن‎ها را برآورده كند.

به‎عنوان آخرين سئوال بفرماييد آيا در روش اعتراض جنبش سبز ضعف مشاهده مي‎كنيد و آيا اساسا سواي از مطالبات اين جنبش، روش ابراز آن را تأييد مي‎كنيد؟
ببينيد، كار يك جامعه‎شناس تأييد يا رد يك چيز نيست، بلكه من فقط مي‎توانم بگويم اين پديده وجود دارد و تأييد يا رد آن يك مقوله سليقه‎اي است. اما به‎نظر من تندروي و افراط همان‎طور كه در ذات يك حركت جمعي وجود دارد، در اين جريان هم وجود دارد، اما مطالبات اين جريان براي دولت مشخص و روشن است. به‎نظر من، برخورد حذفي و سركوب با اين جنبش صرف اين‎كه اين‎ها تندروي در اعتراض دارند، كار صحيحي نيست، بلكه براي فروكش كردن اين التهاب مي‎بايست به مسايل و دغدغه‎هاي آن‎ها پاسخ دهيم.
5/5 ستاره ها (1)


نام
نام خانوادگي
پست الكترونيكي
متن

به نام پدر(ويژه نامه شماره 57)
يك زندگي بحث ‎برانگيز(ويژه نامه شماره 56)
حزب‎الله از نگاهي ديگر(ويژه نامه شماره 55)
بنده بزرگان بودن حق‎شناسي است(ويژه نامه شماره 52)
فلسفه به روايت فلسفه(ويژه نامه شماره 51)
براي تمام فصل ها(ويژه نامه شماره 50)
پيوندها
پاتوق كتاب