هفته نامه خبري تحليلي پنجره - شهريور دوم - 58
شماره مجله 58
  پر امتیازترین مطالب
5 غلبه عدالت در مسلماني جلال  
5 شاگرد مدرسه جلال  
4.8 نعمت بزرگي به نام جلال  
4.6 مشكل آل احمد را من حل كردم  
4 من اين‎كاره نبودم!  
  پر بیننده ترین مطالب
125 غلبه عدالت در مسلماني جلال  
110 نعمت بزرگي به نام جلال  
107 شاگرد مدرسه جلال  
93 مشكل آل احمد را من حل كردم  
80 مردم‎شناسي تاريخي 28 مرداد  
  آرشيو دسته بندي محتواي مجله
ستون یک یادداشت سیاست
اقتصاد فرهنگ جامعه
هنر و ادبیات تاریخ گفتگو
  آمار سایت

امروز : 1728

ديروز : 2563

كاربران فعال : 84

  امتياز : 10  
ما را ببينيد...
تحليلي بر اهداف و مطالبات جنبش سبز

مسعود كربلايي زاده


اگرچه در حوادث و وقايع پس از انتخابات شاهد رفتارها و اعتراضات سازماندهي شده‎اي بوديم كه نشان از هدفمند بودن اين رفتارها داشت و به اذعان بسياري از تحليل‎گران چه در درون نظام و چه در بيرون نظام، اين حوادث و رفتارهاي اعتراضي به سمت ايجاد تغييري آرام و نرم در مسير نظام اسلامي حركت مي‎كرد، اما به‎نظر مي‎رسد اين‎گونه تحليل‎ها از روند حوادث پس از انتخابات نمي‎تواند گوياي همه مسايل و جامع باشد. تحليل انقلاب مخملي كه از سوي عده‎اي به صورت كاملا سازماندهي شده و جهت‎دار طرح‎ريزي شده است، براي بخش قابل توجهي از شركت كنندگان در اعتراضات اخير موضوعيت مشخصي ندارد. اگرچه اين تحليل به‎طور كلي نادرست و بي‎راه نيست، اما اين وقايع حداقل يك روي ديگر نيز داشت.
دعواي پس از انتخابات تنها ميان مخالفان و محافظان نظام نبود، بلكه دعواي‎ ديگري هم وجود داشت كه آن دعواي موافقان منتقد و معترض و تعدادي از حاميان و محافظان جزم‎انديش و بي‎تدبير نظام بود. قطع يقين نمي‎توان ادعا كرد كه تمام افرادي كه در راهپيمايي‎ها و اعتراضات اخير حضور مي‎يافتند، موافق براندازي نرم نظام جمهوري اسلامي بوده‎اند، بلكه تعداد قابل توجهي از آن‎ها صرفا ‎خواهان ديده شدن و شنيده شدن انتقادات و حتي نقطه‎نظرات‎شان پيرامون عملكرد نظام اسلامي بودند كه متأسفانه مجراي مناسبي را براي مطرح كردن حرف‎هاي خود نيافته بودند و در صورت مطرح كردن نيز با مشكل مواجه شده بودند. آري! در ميان شركت‎كنندگان در راهپيمايي‎هاي پر از سكوت خرداد‎ماه، عده زيادي بودند كه به دليل در دست نداشتن امكانات رسانه‎اي عادلانه خواهان شنيده شدن صدا و ديده شدن و به رسميت شناخته شدن وجود خود بودند. آن‎ها نه خواستار انقلاب مخملي بودند و نه دنبال آشوبگري و تخليه روحي خود از فشارهاي زندگي؛ بلكه تنها و تنها مي‎خواستند بگويند كه بعد از گذشت سي سال از عمر نظام جمهوري اسلامي، افرادي وجود دارند كه به عملكرد آن انتقاد داشته و خواهان حل و اصلاح بي‎تدبيري‎هاي صورت‎گرفته از سوي تعدادي از مسئولان و دست‎اندركاران اين نظام هستند و اگر تا امروز نه رسانه‎اي به‎طور رسمي در اختيارشان بوده تا از مجراي آن به طرح ديدگاه‎ها و نظراتشان بپردازند و نه فرصت و امكان ارايه نقد داشته‎اند، امروز با حضور در خيابان‎ها و برگزيدن سكوتي نمادين، وجود و اعتراض خود را به گوش برسانند.
البته نويسنده بر اين اعتقاد است كه در كنار بي‎تدبيري‎ها و كاستي‎ها در عملكرد نظام جمهوري اسلامي كه به تعبير مقام معظم رهبري با ايده‎آل حكومت اسلامي و مدينه فاضله حضرت امام راحل(ره) فاصله زيادي دارد، راه‎كار نشان دادن اعتراض به اين شكل راهپيمايي خياباني درست و بهترين راه‎كار نيست و به‎نوعي آب در آسياب دشمن ريختن تلقي مي‎شد، اما اين را نيز مي‎پذيرد كه وقتي افراد از رسيدگي به امورشان و خواسته‎هاي خود از مسير قانوني نااميد مي‎شوند. زمينه براي تحريك آنان به سوي اعتراضات غير قانوني بيشتر فراهم مي‎گردد. لذا بر نظام مقدس جمهوري اسلامي فرض است كه با تدبير بيش از پيش نسبت به كاستي‎ها و ضعف‎هاي مديريتي خود چه در مواجهه با مخالفين نظام و چه در مواجهه با موافقين منتقد نظام، در مسير اعتدال قدم برداشته و از تجربه‎هاي اين روزها در جهت فرمايش حكيمانه مقام معظم رهبري يعني «جذب حداكثري و دفع حداقلي» درس گيرد.
به اميد روزي كه هيچ رنگي (خواسته يا ناخواسته) وحدت ملي جامعه ايران را خدشه‎دار نسازد.
5/5 ستاره ها (2)


نام
نام خانوادگي
پست الكترونيكي
متن

به نام پدر(ويژه نامه شماره 57)
يك زندگي بحث ‎برانگيز(ويژه نامه شماره 56)
حزب‎الله از نگاهي ديگر(ويژه نامه شماره 55)
بنده بزرگان بودن حق‎شناسي است(ويژه نامه شماره 52)
فلسفه به روايت فلسفه(ويژه نامه شماره 51)
براي تمام فصل ها(ويژه نامه شماره 50)
پيوندها
پاتوق كتاب