اگرچه در حوادث و وقايع پس از انتخابات شاهد رفتارها و اعتراضات سازماندهي شدهاي بوديم كه نشان از هدفمند بودن اين رفتارها داشت و به اذعان بسياري از تحليلگران چه در درون نظام و چه در بيرون نظام، اين حوادث و رفتارهاي اعتراضي به سمت ايجاد تغييري آرام و نرم در مسير نظام اسلامي حركت ميكرد، اما بهنظر ميرسد اينگونه تحليلها از روند حوادث پس از انتخابات نميتواند گوياي همه مسايل و جامع باشد. تحليل انقلاب مخملي كه از سوي عدهاي به صورت كاملا سازماندهي شده و جهتدار طرحريزي شده است، براي بخش قابل توجهي از شركت كنندگان در اعتراضات اخير موضوعيت مشخصي ندارد. اگرچه اين تحليل بهطور كلي نادرست و بيراه نيست، اما اين وقايع حداقل يك روي ديگر نيز داشت.
دعواي پس از انتخابات تنها ميان مخالفان و محافظان نظام نبود، بلكه دعواي ديگري هم وجود داشت كه آن دعواي موافقان منتقد و معترض و تعدادي از حاميان و محافظان جزمانديش و بيتدبير نظام بود. قطع يقين نميتوان ادعا كرد كه تمام افرادي كه در راهپيماييها و اعتراضات اخير حضور مييافتند، موافق براندازي نرم نظام جمهوري اسلامي بودهاند، بلكه تعداد قابل توجهي از آنها صرفا خواهان ديده شدن و شنيده شدن انتقادات و حتي نقطهنظراتشان پيرامون عملكرد نظام اسلامي بودند كه متأسفانه مجراي مناسبي را براي مطرح كردن حرفهاي خود نيافته بودند و در صورت مطرح كردن نيز با مشكل مواجه شده بودند. آري! در ميان شركتكنندگان در راهپيماييهاي پر از سكوت خردادماه، عده زيادي بودند كه به دليل در دست نداشتن امكانات رسانهاي عادلانه خواهان شنيده شدن صدا و ديده شدن و به رسميت شناخته شدن وجود خود بودند. آنها نه خواستار انقلاب مخملي بودند و نه دنبال آشوبگري و تخليه روحي خود از فشارهاي زندگي؛ بلكه تنها و تنها ميخواستند بگويند كه بعد از گذشت سي سال از عمر نظام جمهوري اسلامي، افرادي وجود دارند كه به عملكرد آن انتقاد داشته و خواهان حل و اصلاح بيتدبيريهاي صورتگرفته از سوي تعدادي از مسئولان و دستاندركاران اين نظام هستند و اگر تا امروز نه رسانهاي بهطور رسمي در اختيارشان بوده تا از مجراي آن به طرح ديدگاهها و نظراتشان بپردازند و نه فرصت و امكان ارايه نقد داشتهاند، امروز با حضور در خيابانها و برگزيدن سكوتي نمادين، وجود و اعتراض خود را به گوش برسانند.
البته نويسنده بر اين اعتقاد است كه در كنار بيتدبيريها و كاستيها در عملكرد نظام جمهوري اسلامي كه به تعبير مقام معظم رهبري با ايدهآل حكومت اسلامي و مدينه فاضله حضرت امام راحل(ره) فاصله زيادي دارد، راهكار نشان دادن اعتراض به اين شكل راهپيمايي خياباني درست و بهترين راهكار نيست و بهنوعي آب در آسياب دشمن ريختن تلقي ميشد، اما اين را نيز ميپذيرد كه وقتي افراد از رسيدگي به امورشان و خواستههاي خود از مسير قانوني نااميد ميشوند. زمينه براي تحريك آنان به سوي اعتراضات غير قانوني بيشتر فراهم ميگردد. لذا بر نظام مقدس جمهوري اسلامي فرض است كه با تدبير بيش از پيش نسبت به كاستيها و ضعفهاي مديريتي خود چه در مواجهه با مخالفين نظام و چه در مواجهه با موافقين منتقد نظام، در مسير اعتدال قدم برداشته و از تجربههاي اين روزها در جهت فرمايش حكيمانه مقام معظم رهبري يعني «جذب حداكثري و دفع حداقلي» درس گيرد.
به اميد روزي كه هيچ رنگي (خواسته يا ناخواسته) وحدت ملي جامعه ايران را خدشهدار نسازد.