هفته نامه خبري تحليلي پنجره - شهريور دوم - 58
شماره مجله 58
  پر امتیازترین مطالب
5 غلبه عدالت در مسلماني جلال  
5 شاگرد مدرسه جلال  
4.8 نعمت بزرگي به نام جلال  
4.6 مشكل آل احمد را من حل كردم  
4 من اين‎كاره نبودم!  
  پر بیننده ترین مطالب
125 غلبه عدالت در مسلماني جلال  
110 نعمت بزرگي به نام جلال  
107 شاگرد مدرسه جلال  
93 مشكل آل احمد را من حل كردم  
80 مردم‎شناسي تاريخي 28 مرداد  
  آرشيو دسته بندي محتواي مجله
ستون یک یادداشت سیاست
اقتصاد فرهنگ جامعه
هنر و ادبیات تاریخ گفتگو
  آمار سایت

امروز : 1629

ديروز : 2563

كاربران فعال : 51

  امتياز :  
دلشدگان سوته‎دل

شبنم ميرزين العابدين


تاريخ سينماي هر كشور با نام افراد و عناوين آثار برخي پيوندي ناگسستني دارد؛ چنان‎كه شكل‎گيري جريان‎ها، ژانرها، نوآوري و هر نوع بدعتي با آن‎ها معنا مي‎شود. به‎طور مثال، نمي‎توان از شكل‎گيري سينما در ايران گفت و نام‎هايي چون خان بابا معتضدي، عبدالحسين سپنتا، اوانس اوهانيان، ابراهيم مرادي و... را لحاظ نكرد يا در عرصه مستندسازي بلافاصله ابراهيم گلستان، محمدرضا اصلاني، كامران شيردل، منوچهر طياب، ناصر تقوايي، فريدون رهنما، خسرو سينايي، پرويز كيمياوي و... به ذهن متبادر نشود. كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان و فيلم‎هاي نقاشي متحركش با نام‎هايي چون نورالدين زرين كلك، فرشيد مثقالي و آراپيك باغداساريان، مرتضي مميز و در فيلم‎سازي عباس كيارستمي، بهرام بيضايي، ناصر تقوايي، امير نادري، شاپور قريب و... و سبك‎هايي از فيلم‎سازي به نام‎هايي چون اسماعيل رياحي‎، ساموئل خاچيكيان، داريوش مهرجويي، هژير داريوش، فرخ غفاري،جلال مقدم، مسعود كيميايي، بهمن فرمان‎آرا، علي حاتمي و... پيوند خورده است. نه در سينما كه در ادبيات، نقاشي و ديگر هنرها اين ربط منطقي وجود داشته و دارد كه ماحصل خوانش‎هاي متفاوت از هنر و زيبايي‎شناسي از يك‎سو و زندگي و مرگ و جهان از سوي ديگر است. در نتيجه، به ‎فراخور نوع نگاه و قالبي كه هنرمند براي ارايه ديدگاهش انتخاب مي‎كند، صورت خاصي شكل مي‎گيرد، بسياري از ناهنجاري‎ها و تضاد‎ها به تناسب مي‎رسند و عده‎اي از ادامه ‎منطقي تطابق، الگويي را ترسيم مي‎كنند كه عدول از آن به منزله برهم زدن نظم است، برخي با خرق عادات و قواعد، سبك و فرم نويني را بنا مي‎نهند، افرادي دنباله‎رواند و كساني هم در صددند تا با به خدمت‎گرفتن تمامي اينان، زندگي، هستي، انديشيدن، جوهر و ماهيت حيات را از مناظر متفاوت تاويل كنند. بسياري از منتقدان و صاحبنظران، آثار علي حاتمي را به‎شدت ايراني مي‎دانند و او را به‎گونه‎اي احيا‎گر فرهنگ و رسومي مي‎خوانند كه ملي است. علي حاتمي سعي داشت، تاريخ معاصر - كمي بيش از يك قرن اخير - ايران را در قالب سندي تصويري به يادگار بگذارد؛ لهجه و گويش خاص آن دوران، البسه و معماري، طبقات جامعه، مشاغل، وقايع تاريخي و... . دغدغه او خوانش اين مقطع از تاريخ بود، مقطعي سرنوشت‎ساز كه محصولش، آن چيزي است كه امروز پيش رو داريم. حاتمي برداشت خود از ناهنجاري‎ها را در متني بهنجار جاي داد: «دلشدگان»، «حاجي واشنگتن»، «كمال‎الملك»، «سلطان صاحبقران»، «طوقي»، «سوته‎دلان»، «حسن كچل»، «مادر» و البته «هزار دستان» هريك به‎دنبال معنا بخشي به انساني است كه همواره با قوانين و شرايط جديد مواجه مي‎شود. باورها و اعتقادات، مسايل سياسي، قيد و بندهاي اجتماعي و... اما در محملي دنبال مي‎شود كه به‎‎رغم تمامي نامرادي‎ها و نامردمي‎ها، جنگ، غارت، چپاول و خون‎هاي ريخته شده، كماكان مهد اسطوره‎اي و تمدن و انديشه است. آثار حاتمي را بدلي مي‎گيرند از فرش‎هاي ايراني و طرح و نقشه‎هايش. نه تنها آثار حاتمي كه آثار بسياري از فيلم‎سازان ما همين‎گونه است؛ فرش ايراني جداي از ساحت بافنده‎اش نيست. رنگ‎ها، سطوح، اشكال، طرح‎ها يعني كليتي به نام ايران. حاتمي، نمادها و اسطوره‎ها را با بياني مردم پسند- نه مبتذل - در قالب حكايات و افسانه‎ها بازخواني ، از خلال نقاشي‎ها، تاريخ را روايت مي‎كرد و استحاله تفنگچي در خوشنويس و برعكس را داستان زندگي بسياري در گذر تحولات مي‎دانست. در اين بين، اجتماع خوابزده هنوز حضوري پررنگ دارد، اما آن اندك هوشياران مثل تمام دلشدگان سوته‎دل اين آب و خاك دست از طلب ندارند. كساني كه بدون آن‎كه عقايد و باورهايشان را در بوق و كرنا كنند، در كنج غم خزيده و در انتظار آنند تا صبح صادق برآيد. از علي حاتمي اگر هيچ اثري باقي نماند، شهرك سينمايي يادگاري خواهد بود از خلوص نيتش. ساخت «هزاردستان» به دلايلي سال‎ها طول كشيد اما تهران قديم در فضايي كوچك بازسازي شد و حالا يادگار حاتمي است به فرزندان اين خاك. نمي‎دانم چرا بي‎اختيار ياد مجسمه‎هاي سريال «يوسف پيامبر(ع)» افتادم در گوشه به گوشه فضاي سبز سيما فيلم. قياسي نيست كه از اصل كار شيطان است. همچنان معتقدم نيت از هر كه پوشيده داري از خداي نتواني. آثار علي حاتمي، سهراب شهيد ثالث، فروغ فرخزاد، ابراهيم گلستان، پرويز كيمياوي، محمدرضا اصلاني و... خيلي پيشتر از اين‎كه نماينده‎هاي فرهنگي و ديني ما «طعم گيلاس»، «باد ما را خواهد برد»، «مردان آنجلس» و «يوسف پيامبر(ع)» باشند؛ با احيا و ابقاي المان‎هاي ايراني و اسلامي در آثارشان با دنيا چونان گذشتگان و نياكان‎مان تعامل و داد و ستد فرهنگي و ديني داشتند. حال نمي‎دانم به چه دليل و با چه هدفي بايد يكي از پيچيده‎ترين قصص قرآني با خوانشي ابتر و ناقص به تصوير كشيده شود؟ صرف هزينه براي ساخت بشارت منجي و ابراهيم خليل‎ا... با چه استدلالي صورت‎ گرفته؟ هزينه براي طراحي و برپايي دكورهاي عظيم و موقت با كدام منطق قابل دفاع است؟ كدام سند تاريخي معتبر؟ با خوانش چه شخص يا اشخاصي؟ با كدام رمزگشايي؟ از سريال‎هاي مناسبتي و مذهبي تلويزيون و تخصيص بودجه‎هاي كلان در حال حاضر مي‎گذرم و مي‎گذارم براي فرصتي معين و وقتي دگر. در زمان ساخت «يوسف پيامبر(ع)» اما يكي ديگر از فيلم‎سازان براي ساخت اثري درباره مولانا – كه به‎حق مي‎توانست و استطاعتش را داشت - مدام طول و عرض سيما فيلم را مي‎پيمود. براي دريافت بودجه‎اي به‎مراتب كمتر از آنچه تصور مي‎شد، كه در نهايت جواب منفي بود، خوب شد مجسمه‎هاي معابد را نديد! حالا ديگر تفاوتي نمي‎كند، اين نسل رو به انقراض كه شمار آن‎ها به‎زحمت به اندازه تعداد انگشتان دو دست است، به‎زودي چون حاتمي خواهند رفت و از خود نه شهرك سينمايي كه اسنادي تصويري براي آيندگان به‎جاي خواهند گذاشت، تصاويري از هنر، فرهنگ، آيين، اعتقادات، مناسك و هويت ايراني. بايد رفت! بياييد تا دير نشده با صداي دلشدگان مجيد سوته‎دل را تا امامزاده بدرقه كنيم و يادمان باشد به مادر بگوييم كه سر نماز براي اين نسل دعا كند. بعدتر هم به وقت تحويلشان به خاك، فرياد زنيم: مردند از بس كه جاني برايشان نگذاشتيم
0/5 ستاره ها (0)


نام
نام خانوادگي
پست الكترونيكي
متن

به نام پدر(ويژه نامه شماره 57)
يك زندگي بحث ‎برانگيز(ويژه نامه شماره 56)
حزب‎الله از نگاهي ديگر(ويژه نامه شماره 55)
بنده بزرگان بودن حق‎شناسي است(ويژه نامه شماره 52)
فلسفه به روايت فلسفه(ويژه نامه شماره 51)
براي تمام فصل ها(ويژه نامه شماره 50)
پيوندها
پاتوق كتاب