هفته نامه خبري تحليلي پنجره - شهريور دوم - 57
شماره مجله 57
  پر امتیازترین مطالب
4.9 سفياني مدرن  
4.8 روزگار فضل الله  
3.3 استراتژي وحدت  
3.2 سلام نامه  
3.2 پيامدهاي سياسي فلسفه تاريخ آيت ا... جوادي آملي  
  پر بیننده ترین مطالب
534 سفياني مدرن  
470 وحدت فقط عكس گرفتن با لبخند نيست  
464 مغالطه هاي اصلاح‎طلبانه  
309 روزگار فضل الله  
236 پيامدهاي سياسي فلسفه تاريخ آيت ا... جوادي آملي  
  آرشيو دسته بندي محتواي مجله
ستون یک یادداشت سیاست
اقتصاد فرهنگ جامعه
هنر و ادبیات تاریخ گفتگو
  آمار سایت

امروز : 1735

ديروز : 2828

كاربران فعال : 64

  امتياز : 5  
گفتگو با دكترغلام‎رضا خواجه سروي، درباره مفهوم ثبات سياسي
عبور از بحران‎هاي بزرگ نشان از قدرت نظام دارد/حامد اروندي


يكي از معدود كتاب‎هايي كه در زمينه جريان‎شناسي گروه‎ها و دستجات سياسي در جمهوري اسلامي نگاشته شده، كتاب «رقابت سياسي و ثبات سياسي در جمهوري اسلامي ايران» نوشته دكتر غلامرضا خواجه سروي است. او يكي از بهترين افرادي بود كه مي‎توانست معناي واژه «ثبات سياسي» را كه مقام معظم رهبري همواره به‎عنوان يكي از مسايلي كه بايد در رقابت‎هاي سياسي مورد توجه قرار بگيرد، برايمان بشكافد. به همين‎خاطر هم براي انجام مصاحبه در آغازين روزهايي كه در سمت معاون فرهنگي وزارت علوم فعاليت مي‎كرد، تقاضاي مصاحبه ما را پذيرفت.
ثبات سياسي در علوم سياسي به چه معناست و چه كاربردي دارد؟
اگر بخواهم خيلي خلاصه به‎معناي واژه ثبات سياسي كه در علوم سياسي به‎كار برده مي‎شود، اشاره كنيم ثبات سياسي عبارت است از اين‎كه ماهيت نظام سياسي علي‎رغم وجود نوسان‎ها و گذر از بحران‎هاي مختلف، ثابت باقي بماند. البته اين تعريفي است كه غربي‎ها از ثبات سياسي دارند؛ در دنياي غرب مي‎گويند اگر دموكراسي يك نظام دموكراتيك استمرار پيدا كرده باشد، آن نظام با ثبات است؛ مثلا با ملاك‎هايي كه آن‎ها داشتند، مي گفتند كه اگر يك دهه شما يك كشور را زير نظر بگيريد و ملاك‎هاي دموكراسي را در آن بسنجيد و به اين نتيجه برسيد كه دموكراسي وجود داشته، آن كشور، يك كشور باثبات است.
اما به‎نظر مي رسد اصل قضيه در تعريف ثبات سياسي برمي‎گردد به اين‎كه ماهيت آن نظام سياسي چگونه باشد؟ ثابت مانده و يا دست خوش تغيير شده باشد؟ معني‎اش اين است كه اتفاقات زيادي ممكن است در جامعه‎اي بيفتد، يعني نسل ها نو شود، خواسته‎ها عوض شود و بحران پيش بيايد، اما آن جامعه با ثبات باشد. به‎عبارت ديگر، اين ثبات سياسي به‎معناي آرام بودن يك جامعه نيست. اين اشتباه است كه ما بگوييم ثبات سياسي يعني اين‎كه مثلا آب از آب تكان نخورد؛ معني آن، اين است كه جامعه نسلش دارد عوض مي‎شود، خواسته‎ها جديد مي‎شود و اين نظام سياسي بايد سطح توقعات و انتظارات را پاسخگو باشد.بنابراين ثبات سياسي هميشه مقارن پويايي است. يعني ثبات سياسي كه ما مي‎گوييم به‎اصطلاح لاتين آن يك پديده «ديناميك» است؛ پوياست و نه ايستا. از همين‎رو هم براي نظام‎هاي اقتدارگرا يا نظام‎هاي استبدادي يك نوع ثبات سياسي به‎عنوان ثبات سياسي گورستاني يا قبرستاني هم داريم. وجه تشابه‎شان هم اين است كه قبرستان ساكت و آرام است و ما چنين ثباتي را هم در اين جوامع مي‎بينيم كه حاكم است.همان‎طور كه گفتيم، در تعريف غربي‎ها، در نظام سياسي دموكراتيك يا نظام ليبرال دموكراتيك، بنابر تعريف‎هايي كه آن‎ها دارند، اصل اين است كه آن ماهيت حفظ بشود. مثلا «ليبست» كه زياد هم روي اين زمينه‎ها كار كرده، معتقد است كه اصل بر استمرار دموكراسي است. او هنگامي كه كشورهاي مختلف را مطالعه مي كند، مثلا مي‎گويد در اين ده كشور، در طول بيست سال گذشته دموكراسي استمرار پيدا كرده، پس اين‎ها كشورهاي باثباتي هستند.
ما وقتي‎كه در معناي ثبات سياسي در جامعه خودمان بحث مي‎كنيم، به اين نكته مي‎رسيم كه يك نظام باثبات بايد توان تطبيقش در شرايط مختلف توان بالايي باشد يا به بيان ديگر، توان هاضمه نظام سياسي بايد خيلي قوي باشد كه بتواند بحران ها و فراز و فرودهاي مختلف را هضم كند و در برابرش از پا در نيايد. اگر ما به نظام جمهوري اسلامي هم نگاه كنيم و به ماهيت نظام جمهوري اسلامي كه نه يك كلمه كم است و نه يك كلمه زياد – به فرموده حضرت امام – توجه كنيم، به اين نكته مي‎رسيم كه در طول سي سال گذشته اين نظام، نظام باثباتي بوده؛ علي رغم اين‎كه جامعه ايران، جامعه ساكت و آرام به‎معناي قبرستاني‎اش نبوده و بالاخره اتفاقات مختلف و بحران‎هاي ريز و درشتي را پشت سر گذاشته، اما نظام توانسته خود را با شرايط مختلف تطبيق دهد.
اين تطبيق، هم در مورد غايله‎هاي بزرگ مثل حوادث سال‎هاي اول انقلاب و حركت‎هاي مسلحانه و تروريستي بر ضد نظام نوپاي اسلامي بوده و هم در مورد چيزهاي خرد، مثل بحث كم‎آبي در شهرهاي آبادان و خرمشهر كه با كمك سيستم‎هاي آب‎رساني‎ با تانكر تا حدودي مرتفع شد. مرحوم شهيد بهشتي يك صحبتي در زمان گروگان‎گيري داشتند - در آن شرايط بحراني با ايشان مصاحبه‎اي شد – و گفتند كه نه، اين‎ها توي دنياي سياست يك اتفاق‎هايي است كه مي‎افتد، اين هم يك مسئله‎اي است مثل ساير مسايل و بالاخره بايد نشست و راه‎حلي براي آن پيدا كرد. اين‎گونه طرز تفكر از سوي يك مسئول طراز اول، نشان‎دهنده اين است كه ما با يك نظام باثبات رو‎به‎رو هستيم.
با اين اوصاف، حالا ما اگر همان ملاك غربي‎ها را هم در نظر بگيريم، نظام جمهوري اسلامي بنابر ماهيتي كه داشته، بارها توانسته ثبات سياسيش را اثبات كند. البته بايد توجه داشت اين ثبات سياسي هم داراي نوسان است؛ يعني اگر شما خواستيد درجه‎اش را بيان كنيد، ممكن است درجه‎اش يك‎وقت صد باشد، يك‎وقتي بيايد تا سي، اين هميشه نوسان دارد؛ به‎عبارت ديگر، مبتني بر اين‎كه در شرايط مختلف پايه‎هاي هويتي نظام و تهديدات آن را چه چيزهايي شكل مي‎دهند، نظام سياسي هم بالاخره مي‎تواند كه خيلي محكم‎تر پيش برود يا لرزان شود.

چه چيزي به ثبات سياسي كشور ضربه مي‎زند؟ به‎عبارت بهتر، عوامل تهديدكننده ثبات سياسي جمهوري اسلامي چه چيزهايي است؟
در ادبيات سياسي غربي البته براي اين ملاك را هم گذاشته‎اند. حالا نمي‎خواهيم وارد اين بحث ها بشويم. اما اگر بخواهيم خود آن ملاكي كه غربي‎ها هم مي‎گيرند، در نظر بگيريم، آن‎چيزي كه مي‎تواند به ثبات جمهوري اسلامي صدمه بزند، به نظرم مي‎رسد يك بخشي از آن «عقيدتي» است؛ يعني يك نسلي كه مي‎آيند آن‎گونه كه شايسته است، تربيت نشوند. به‎عبارت ديگر، منويات اسلام كه لايه تشكيل‎دهنده فرهنگ جامعه اسلامي است، درست به آن نسل منتقل نشود؛ فرهنگ تشيع در ذهن نسل بعد شكل نگيرد؛ مسايلي از اين دست كه اين‎گونه معنا مي‎شود، به‎عنوان مسايل عقيدتي و آموزه‎هاي ديني مي‎تواند تهديد‎كننده ثبات نظام باشد.
نكته ديگري كه مي‎تواند ضربه بزند، بحث به‎اصطلاح جامعه‎پذيري فرهنگي و جامعه‎پذيري سياسي است؛ يعني اين‎كه تربيت عمومي ما براساس اين شاخص‎هاي انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي نباشد؛ اين خودش يكي از عوامل بزرگ مضر به ثبات سياسي است.

سطح رقابت‎هاي سياسي يا مثلا به‎عبارت بهتر، عدم رعايت خط قرمزها در رقابت‎هاي سياسي چطور؟
ببينيد، رقابت‎هاي سياسي آن‎جا مي‎تواند به ثبات سياسي ضربه بزند كه اين رقابت به رقابت هويتي يا رقابت بر سر بنيادهاي نظام سياسي تبديل شود؛ در آن صورت، اين رقابت مضر است و اين‎گونه رقابت‎ها معمولا رقابت خونين است؛ رقابت هزينه‎دار است.

نمونه‎اي از اين نوع رقابت در تاريخ جمهوري اسلامي سراغ داريد؟
در رقابت ما دو سطح داريم؛ يك سطح آن رقابت بر سر مسايل اجتماعي و اقتصادي است كه اين‎ها مي‎شود رقابت بر سر رونماها، بر سر برنامه‎ها و رقابت براي خدمت‎گذاري. اگر ما در فرهنگ جمهوري اسلامي به رقابتي، رقابت خطرناك مي‎گوييم، بحث ما اين نوع رقابت‎ها نيست. رقابت خطرناك زماني است كه شما برسر بنيادها و اصول نظام سياسي رقابت كنيد. در طول اين سي سال، شايد مثلا هشتاد يا نود درصد رقابت‎ها، رقابت خطرناك و هويتي نبوده است. البته در انتخابات مختلف اين متفاوت است، مثلا در انتخابات مجلس بيشتر بر برنامه‎ها تأكيد مي‎شود و اين‎كه من چه كار بايد بكنم و در همين چارچوب هم قرار است كار بكنند. اما مثلا در انتخابات رياست‎جمهوري اخير، كساني كه به‎عنوان نامزد معرفي شدند، در ابتدا آمدند از اين چارچوب به بعد صحبت كردند؛ يعني آن را رعايت نكردند. ولي جاهايي هم بوده كه اين برگشت خورده؛ يعني داشته مي‎رفته جلو و به مباني برگشته است. البته ما كلا در تاريخ جمهوري اسلامي رقابت هويتي كم داريم.
در مورد رقابت‎هاي هويتي و خارج از خطوط قرمز، اگر مثال خيلي روشنش را بخواهيد، رقابت‎هايي كه در سال 1357 يا 1360 رخ داده، رقابت هويتي است؛ رقابت بر سر اصول است كه اتفاقا درگيري هم در آن زياد بود. خسارت زيادي هم براي كشور به‎وجود آورد. بعد از آن ما رقابت هويتي به آن معنا خيلي نداريم. نه اين‎كه نداشته باشيم، اما كم بوده است. حالا نمونه‎اش هم توي همين انتخابات دهم ديديم؛ البته دقيقا مي‎شود مطالعه كرد و آن هم شاخص دارد؛ شما اگر گفتي من جمهوري اسلامي مي‎خواهم، ولي بگويي نه آن چيزي كه امام گفته و يك‎چيز ديگر، اين يك حالت رقابت هويتي پيدا مي‎كند.

در دوران دوم خرداد مثلا بعضي از بحران‎ها به‎وجود آمد و شعارهاي راديكالي داده ‎شد، اين ها رقابت هويتي نبود؟
عرض كردم اين ها هست. ببينيد مثلا شعار رفراندومي كه آن‎ها مي‎دادند و يا اين‎كه مي‎خواستند در يك حوزه‎اي فعاليت كنند تا در راه استحاله شدن، نظام را حركت دهند و يا بحران‎هاي امنيتي كه به‎وجود آوردند، همه و همه نمونه‎هايي از رقابت هويتي و خارج از خطوط قرمز نظام است. البته قبل از دوم خرداد هم بوده؛ زمان جنگ هم ما عده‎اي داشتيم كه مي‎خواستند كارهايي كنند كه اصول هويتي نظام را زير سئوال ببرند؛ مثلا حضرت امام مي‎گفتند جنگ در رأس امور است و اين‎ها يك چيز ديگر مي‎گفتند. يا آن كاري كه طيف مهدي هاشمي و امثال آن‎ها مي‎كردند؛ كساني كه داشتند با بنيادهاي انقلاب و نظام جمهوري اسلامي مبارزه مي‎كردند. نظام بعضي وقت‎ها با شدت و بعضي وقت‎ها با صبر و حوصله جلوي اين رقابت‎ها را سد كرده و به مقابله با آن‎ها برآمده است. چون تشخيص داده اين رقابت، رقابت پرهزينه‎اي است و به ثبات سياسي نظام ضربه مي‎زند با آن‎ها برخورد كرده است؛ چيزي كه معمولا در همه كشورها و نظام هاي سياسي رخ مي‎دهد. اما به هر حال، نظام جمهوري اسلامي از ابتدا با ابزارهاي مختلف جلوي رقابت‎هايي را كه به هويتش ضربه مي‎زند، گرفته و اجازه نداده رقابت‎هاي سياسي به رقابت‎هايي خارج از خطوط قرمز و صدمه زننده به هويتش تبديل شوند
5/5 ستاره ها (1)


نام
نام خانوادگي
پست الكترونيكي
متن

به نام پدر(ويژه نامه شماره 57)
يك زندگي بحث ‎برانگيز(ويژه نامه شماره 56)
حزب‎الله از نگاهي ديگر(ويژه نامه شماره 55)
بنده بزرگان بودن حق‎شناسي است(ويژه نامه شماره 52)
فلسفه به روايت فلسفه(ويژه نامه شماره 51)
براي تمام فصل ها(ويژه نامه شماره 50)
پيوندها
پاتوق كتاب