هفته نامه خبري تحليلي پنجره - مرداد دوم - 52
شماره مجله 52
  پر امتیازترین مطالب
5 مردي كه رؤياهايش صادق بود  
5 آمريكا حمله نظامي به ايران را عملي نمي‎كند؛ چرا؟  
5 نگاهي به يك رمان با موضوع حجاب  
4 آژيرها به صدا در مي آيند  
4 مردم شناسي استاد علامه شيخ فضل‎الله  
  پر بیننده ترین مطالب
166 عكس احمدي‎نژاد و سيمون بوليوار در اتاق مارادونا  
118 مردي كه رؤياهايش صادق بود  
108 نگاهي به يك رمان با موضوع حجاب  
64 اعزام دانشجو با كدام معيار؟  
63 ذكر صالحان رحمت خدا را نازل مي كند  
  آرشيو دسته بندي محتواي مجله
ستون یک یادداشت سیاست
اقتصاد فرهنگ جامعه
هنر و ادبیات تاریخ گفتگو
  آمار سایت

امروز : 314

ديروز : 2979

كاربران فعال : 30

  امتياز :  
گام هايي براي تحقق قدرت هوشمند

مهدي مطهرنيا


حدود سه قرن پيش از ميلاد مسيح، دانشمند يوناني «دموكريت» با مطالعه بر روي اشياي پيرامون خود به اين نتيجه رسيد: اشياء به‎رغم شكل ظاهري متفاوتي كه دارند، از ذرات بسيار ريز و غيرقابل تجزيه‎اي تشكيل شده‎اند؛ او اين ذرات را «اتم» ناميد. اتم در زبان يوناني به معني «نشكن» است.شايد اگر امروز دموكرتيوس سر از قبر درآورد، و در جلسات شوراي حكام شوراي امنيت و مذاكرات 1+5 درباب پرونده هسته‎اي ايران، يا گفت‎وگوي شش‎جانبه در مورد پرونده كره شمالي برود، بي‎اختيار فرياد برآورد: نشكن، نشكنِ؛ بشكن!
‎راستي به‎نظر مي‎آيد به‎جاي آن‎كه اتم در خدمت آدمي باشد، آدم‎ها، آن‎هم نخبگان حاكم بر جهان در خدمت اتم درآمده‎اند. هزاران هزار ساعت كار نيروي انساني در خدمت پرونده‎هاي تودرتوي هسته‎اي است؛ از اين مهمتر آن‎كه در آوردگاه اين پرونده‎هاست كه غرور ملي به ميدان مي‎آيد و هر يك از طرفين بيش از آن‎كه به اصل موضوع بينديشند و در پي راه چاره باشند، در پي حصول به نتايج معطوف به حفظ همين غرور ملي هستند. يكي با دستيابي به اهداف تعريف شده خود در حوزه دستيابي به انرژي هسته‎اي و ‎ديگري به‎دنبال موفقيت در محدودسازي آن يكي در دستيابي به اين فناوري. اصل تعليق يا عدم تعليق، به انرژي هسته‎اي رجوع نمي‎دهد؛ برعكس اساسا دعوايي در آن نيست؛ مجادله بر سر شكست، همين غرور ملي است. همين معناست كه بيش از هرچيز ماهيت سياسي پرونده هسته‎اي ايران را به نمايش مي‎گذارد و غرور نخبگان را همچون بافت موضوعي اصلي، به ميدان چالش‎هاي سهمگين مي‎كشاند؛ تو گويي نخبگان هر دو سوي جريان، با زبان اشاره به يكديگر پيغام مي‎دهند كه سر جدت بيا و تعليق را بپذير يا بي‎خيال شو و ايران اشاره مي‎كند: «آقا تعليق را بي‎خيال شو؛ ايران دوست بالقوه شماست؛ ما كندتر مي‎رويم شما هم معرفت داشته باشيد، بساط تحريم‎ها را جمع كرده و ما را به شوراي حكام برگردانيد.در مقابل آمريكا مي‎گويد: «آقا ما به انرژي هسته‎اي صلح‎آميز معتقديم. كمك مي‎كنيم سريع‎تر به آن دست يابيد؛ ولي اعلام كنيد تعليق را پذيرفته‎ايد. ما كه چغندر نيستيم.» ولي داستان به همين‎جا ختم نخواهد شد؛ آمريكايي‎ها به طراحي برنامه‎اي استراتژيك براي مديريت جهان روي آورده‎اند و يكي از گلوگاه‎هاي اصلي آن‎ها، ايران و پرونده هسته‎اي و غرور نخبگان حاكم بر ايران است. رويكرد جديد آمريكا «رهيافت دوپايه‎اي معطوف به شنيدن صدايي بزرگ از ايران» است. مديريت اين رهيافت جديد نيز به نخبه‎اي سپرده شده است كه نمي‎توان او را دست‎كم گرفت: «رهبر نودموكرات‎هاي آمريكا باراك حسين اوباما.» اوباما در پي آن است كه با سياست خارجي متكي بر «تكثرگرايي اجماع محور» در بستر دستورالعمل اجرايي مفهومي و «صدور خوش‎بيني به جهان به‎جاي ترس» حلقه محاصره را براي ايران تنگ كند. گام‎هاي جدي و مفروضه‎هاي اساسي اين معنا در بستر عملياتي كردن «قدرت هوشمند» با كاركرد حقانيت‎بخشي به‎كاربرد قدرت سخت بر عليه ايران از طريق استخدام رفتارهاي متكي بر «قدرت نرم» است. بعضي از اصلي‎ترين اين گام‎ها عبارتند از:
1- احكام مذاكره مستقيم با ايران: اوباما از قبل از پيروزي در انتخابات 2008 بر مذاكره مستقيم با ايران پاي فشرد. او معتقد بود ايران از قواعد جوجيتسو بهره مي‎برد. آمريكا را تحريك مي‎كند، بر روي تاتامي – تشك كشتي جودو – مي‎آورد؛ و با وجود وزن كمتر استراتژيك نسبت به آمريكا، از همين نيروي تحريك شهره آمريكا، بهره مي‎برد؛ و آمريكا را با آن همه وزن پرتاب مي‎كند. لذا بايد ايران را به روي تشك كشتي آمريكا آورد و تحريك كرد. ادبيات مدبرانه و رفتارهاي پيچيده را به استخدام گرفت تا در آينده شاهد اقدام‎هاي مؤثر بر عليه ايران بود. همان زمان آمريكايي‎ها سپر دفاع موشكي چك و لهستان و بحران تاجيكستان را با توجه به اهميت نقش روسيه در سبد پس‎انداز تحريك‎پروري‎هاي خود در صحنه بين‎المللي قرار دادند و با احكام مذاكره مستقيم با ايران دو هدف عمده تحريك‎سازي را دنبال كردند:
الف) ايران را به‎سمت پذيرش يا عدم پذيرش مستقيم مذاكره با آمريكا قرار دهند. آري ايران به مذاكره، ترك‎خوردگي ايدئولوژي سياسي مبتني بر آمريكاستيزي ايران را به همراه مي‎آورد؛ و نه ايران زمينه‎پرور اجماع جهاني و منطقه‎اي بر عليه ايران است.
ب) نفس اعلام مذاكره با ايران به كشورهاي هدفمند در جغرافياي ‎منطقه‎اي و بين‎المللي مرتبط با ايران راحساس مي‎سازد. اعراب و اسراييل در منطقه و اتحاديه اروپا و روسيه وحتي چين در فرامنطقه به‎دنبال حفظ وضع موجود يا حتي تيره‎تر شدن مسئله ايران و آمريكا در معادلات بين‎المللي هستند؛ لذا اعلام مذاكره احتمالي ميان ايران و آمريكا مي‎تواند اين كشورها را بر عليه ايران تحريك‎پذير، و در خط مقدم براي مطامع آمريكا فعال سازد. به‎همين دليل امروز اروپايي‎ها تندتر از آمريكايي‎ها شده‎اند.
2- ادبيات مدبرانه: ادبيات نومحافظه‎كاران را به رهبري بوش، ادبياتي كلام‎محور و راديكالانه بود؛ اگر با ما نباشيد، بر ما هستيد، نه كليدواژه اصلي اين ادبيات بود. در حالي‎كه ادبيات نودمكرات‎ها به رهبري اوباما تكثرگرايانه و پراگماتيستي است؛ «دنيا بدون آمريكا و آمريكا بدون دنيا قابل مديريت نيست» كليدواژه اصلي اين ادبيات است. همكاري‎هاي دوسوي آتلانتيك تقويت شده است؛ و همگرايي بين‎المللي از سوي روسيه و چين با آمريكا، افزايش بيشتري از خود به نمايش مي‎گذارد؛ مضاف بر اين چهره مخدوش شده آمريكايي‎ها در نزد افكار عمومي در سطح نخبگان بازآفريني مي‎شود و در سطح توده‎ها جذابيت پيدا مي‎كند. آمريكا با رييس‎جمهور خود به تركيه مي‎آيد؛ پاي‎پوش از پا درمي‎آورد به مسجد مي‎رود؛ در قاهره يكي از حساب‎شده‎ترين سخنراني‎ها را خطاب به مسلمانان ارايه مي‎كند و به ايرانيان پيام نوروزي مي‎فرستد. اين در حالي است كه حداكثر اقدام مقابل آن است كه كشورهاي هدفي مانند ايران، ونزوئلا، كوبا و... تلاش مي‎كنند بين اوباما با آمريكا خط تمايز قايل شوند.
3- رفتار پيچيده: نودموكرات‎ها؛ برخلاف نومحافظه‎كاران تك‎ساختي نيستند؛ چندساختي و تودرتويي عمل مي‎كنند. بازي هوشمندانه را در دستور كار قرار داده‎اند و تلاش دارند آمريكا را از رويكرد قدرت گيج Stapid power خارج كنند. در پي بازآفريني شأن سازمان ملل متحد هستند، نهادهاي همگرايانه جديدي چون گروه كشورهاي بيست را بنياد مي‎نهند؛ از همگرايي اقتصادي ميان غرب و شرق سخن مي‎گويند؛ سپر دفاع موشكي را در ارتباط با ايران بازتعريف مي‎كنند. نتانياهو را به چالش مي‎كشند و در برابر وقايع پس از انتخابات ايران بسيار محتاطانه به ميدان مي‎آيند. از آن به‎عنوان يك فرصت سود مي‎جويند؛ اما مواظب عواقب ناشي از نزديكي به آن و تهديدهاي احتمالي حاصل از آن مي‎باشند. در عراق ظهور نظامي را به حضور امنيتي تبديل مي‎كنند و با بحران‎آفريني‎هاي معنادار در افغانستان و برجسته‎سازي تهديد طالبان، بسيج جهاني را در افغانستان در وضعيت حداقلي، حفظ مي‎كنند.
در حال تسكين درد بحران مالي هستند؛ اما از مديريت جهاني قيمت نفت نيز غافل نمي‎شوند؛ اين روزها ديگر از اسلام‎هراسي خبري نيست؛ اما به ايران‎هراسي عمق معناداري مي‎بخشند. حقوق بشر را فراموش نكنيم. اين معنا به‎ويژه در ايران تعريف‎پذيري بيشتري پيدا مي‎كند. اين در حالي است كه بحران مفاهيم در ساحت سياست؛ جلوه‎هاي رفتاري خويش را در نخبگان حاكم و روشنفكران نقاد در ايران به نمايش مي‎نهد؛ و واگرايي‎ها و تأخرهاي معنادار سياسي را به شكاف هاي خطرناكي تبديل مي‎سازد كه هزينه‎هاي ملي را بسيار بالا مي‎برد. 4- اقدامات مؤثر: آمريكايي‎ها در پي اين رفتار پيچيده تلاش دارند صحنه تعاملات رفتاري متفاوت را به نفع خود مديريت كنند. كشورهاي منطقه را به اجماع بر عليه ايران هدايت كنند. در محور مقاومت در خاورميانه و «گفتمان توازن نامتقارن» ناشي از مديريت ايران شكاف ايجاد كنند. با بازيگران مخالف چون حزب‎ا... و حماس رودررو نشوند؛ بلكه بازي در چهارچوب قواعد پذيرفته شده آمريكا را آرام‎آرام در منطقه حاكم سازند، سوريه را در خط مياني مقاومت پاي ميز مذاكره آورند؛ عربستان را فعال سازند و با در پيوند قرار دادن با محور اردن و مصر، شيعه‎هراسي را زمينه‎پروري و دكترين ديوار غربي در برابر ايران قدرت‎طلب منطقه‎اي را محتوا سازي كنند. فراموش نكنيم هيلاري كلينتون با لباس‎هاي يك‎دست قرمز، آبي و سبز خود، همواره از ايجاد توازن قدرت در منطقه و نيز دفاع هسته‎اي صحبت مي‎كند و امروز طرح جديد سپر دفاع موشكي با در مركز ثقل اهميت قرار دادن ايران را در جامعه جهاني مطرح مي‎كند. ايران‎هراسي را عمق مي‎بخشد. روسيه را كم‎رنگ مي‎كند، چين را در ترديد قرار مي‎دهد، عمليات ايراني را هنگام سخنراني اوباما در مجمع عمومي سازمان ملل متحد بر روي صندلي مي‎شكند و از جنبه رسانه‎اي و تبليغاتي توقعات موجود در باب نشست‎هاي مختلف با كشورهاي جهان را در ارتباط با ايران – حق نشست 1+5 – را مديريت مي‎كند. حالا است كه بايد گفت: «بشكن، بشكن، نشكن.» قبول دارم ما هم خيلي كار كرده‎ايم. اگر آغاز را ننوشتم: براي آن بود كه درباره آن‎ها به حد نياز گفته مي‎شود و نوشته مي‎آيد. همين بس كه با وجود همه اين تلاش‎ها، تأسيس نيروگاه قم را اعلام نموده‎ايم و هنوز غني‎‎سازي را ادامه مي‎دهيم و در مانور موشكي پيامبر اعظم، موشك‎هاي جديدي را با موفقيت آزمايش مي‎كنيم
0/5 ستاره ها (0)


نام
نام خانوادگي
پست الكترونيكي
متن

بنده بزرگان بودن حق‎شناسي است(ويژه نامه شماره 52)
فلسفه به روايت فلسفه(ويژه نامه شماره 51)
براي تمام فصل ها(ويژه نامه شماره 50)
شاگرد قريب(وي‍ژه نامه شماره 49)
همه قربانيان عالي‎جناب(ويژه نامه شماره 48)
پيوندها
پاتوق كتاب