هفته نامه خبري تحليلي پنجره - بهمن اول - 30
شماره مجله 30
  پر امتیازترین مطالب
5 امروز؛ نوبت ماست  
4.9 انقلاب اسلامي، يك حركت شبانه روزي است  
4.8 اول راهيم  
4.5 هرمنوتيك عاشورا  
4.5 تا مبارزه هست، ما هستيم  
  پر بیننده ترین مطالب
361 مردم ايران آيت‎الله را مي‎خواهند  
273 انقلاب اسلامي، يك حركت شبانه روزي است  
246 تا مبارزه هست، ما هستيم  
195 اول راهيم  
193 امروز؛ نوبت ماست  
  آرشيو دسته بندي محتواي مجله
ستون یک یادداشت سیاست
اقتصاد فرهنگ جامعه
هنر و ادبیات تاریخ گفتگو
  آمار سایت

امروز : 1145

ديروز : 2555

كاربران فعال : 63

  امتياز : 40  
آسيب‎شناسي مطالبات دانشجويي
پاشنه آشيل

ابوالفضل اقبالي


روحيه آرمان‎خواهي و بلندپروازي را شايد بتوان مهمترين خصيصه و ويژگي عمومي دانشجويان در دوران دانشجويي دانست؛ روحيه‎اي كه باعث مي‎شود رفتار مطالبه‎گري در دانشجويان به‎عنوان يك خصيصه بارز ظهور پيدا كند. اين روحيه ارتباط مستقيمي با شرايط اين نوع زندگي (زندگي دانشجويي) دارد.
فرصت انديشه و تحليل فضاي جامعه و به‎دنبال آن، انتقاد كردن از شرايط موجود و مطالبه عدالت براي آنان فراهم است.
وجود روحيه مطالبه‎گري و آرمان‎خواهي در دانشجويان في‎نفسه امري پسنديده و مبارك است و مي‎تواند سر منشا خير و بركت زيادي براي جامعه همچون برقراري عدالت در زمينه‎هاي مختلف شود. رهبر معظم انقلاب نيز همواره دانشجويان را به‎خاطر داشتن چنين روحيه‎اي ستوده و بارها و بارها آنان را به حفظ و گسترش چنين روحيه‎اي تشويق كرده‎اند: «هميشه گفته ام، بايد از روزي بترسيم كه جوان و دانشجوي ما انگيزه طرح مسئله و سؤال را نداشته باشد، كه به ياري پروردگار امروز اين چنين نيست و همه بايد توان و تلاش خود را به‎كار گيريم تا روحيه خواستن و مطالبه در نسل جوان به ويژه جوانان علمي و دانشگاهي هرچه بيشتر گسترش يابد.» و يا «بدانيد كه مطالبات و پي‎گيري‎هاي شما، ثمربخش و سودمند خواهد بود؛ همچنان كه اگر جوانان مؤمن و مسئوليت‎شناس دانشگاهي در سال‎هاي گذشته، پرچم عدالت‎خواهي را در جامعه بلند نمي‎كردند، مسير حوادث و جهت‎گيري‎هاي انتخاباتي مردم به‎روي كار آمدن دولتي عدالت‎خواه و حاكميت گفتمان عدالت‎طلبي در جامعه، منجر نمي‎شد.» البته بايد در نظر داشت كه اگرچه وجود اين روحيه در دانشجويان مورد ستايش رهبري عظيم‎الشأن انقلاب است، اما اين مسئله نيز به نوبه خود مي‎تواند با آسيب‎ها و انحرافاتي مواجه گردد كه ماهيت آن را به‎كلي تغيير مي‎دهد.
از جمله اين آسيب‎ها و انحرافات، وابسته شدن بدنه دانشجويان به جناح‎هاي سياسي و گرايش‎هاي مختلف حزبي در عالم سياست است. شايد بتوان گفت روحيه مطالبه‎گري در دانشجويان، آن‎گاه كه به‎صورت خودجوش و نشئت گرفته از درد و تألم خاطر دانشجويان از فضاي بحران‎زده جامعه و در قالب مطالبات دانشجويي ظهور مي‎كند، براي جامعه و جلوگيري از انحراف حكومت و مسئولان از مسير، مفيد ‎باشد؛ اما آن‎گاه كه اين روحيه تبديل به ابزاري در دست يك جناح يا گرايش سياسي خاص براي مطرح كردن مطالبات خاص همان جريان مي‎شود، مي‎توان ادعا كرد كه اين روحيه آسيب ديده و منحرف شده است. البته داشتن موضع سياسي و حمايت از يك جريان خاص در رقابت‎هاي سياسي توسط دانشجويان امري طبيعي و غير‎قابل اجتناب است و اين مسئله نه تنها براي جامعه دانشجويي آسيب به‎شمار نمي‎آيد، بلكه به پويايي شبكه‎هاي دانشجويي و به تبع آن پويايي بدنه جامعه منجر مي‎شود. اما آن چيزي كه در اين ميان مي‎تواند اين بدنه را با آسيب مواجه سازد، همانا ورود بدون بصيرت دانشجويان و بدنه دانشجويي به عرصه سياست و پيروي كوركورانه آنان از يك جريان سياسي خاص و بدل شدن به تريبون آن جريان سياسي در دانشگاه و در جامعه است.
رهبر معظم انقلاب نيز در ضرورت فعاليت سياسي فعالان دانشجويي و نخبه‎پروري سياسي مي‎فرمايند: «تشكل هاي دانشجويي بايد با پرورش نخبه هاي سياسي، فضاي مباحثه و استدلال را گسترش دهند و با محكم كردن پايه هاي فكري ـ سياسي و تقويت روحيه اميد در آنان، محيط را به‎گونه اي شكل دهند كه مجموعه دانشجويي در سال هاي آينده نيز همواره در اين فضا تنفس و در جهت اهداف بلند و آرمان هاي والا حركت كنند.»
بي ترديد مراد و منظور از نخبه پروري سياسي در كلام حكيمانه سكان دار انقلاب به هيچ‎وجه اين نيست كه نخبگان دانشجو در حيطه سياست ورزي، تابع معادلات و جريانات احزاب چپ و راست باشند، چون در اين مفهوم، نخبه پروري معنايي كه ندارد هيچ، بلكه دقيقا مخالف اصل قضيه است. در حقيقت، نخبه پروري سياسي نه تنها يك خواسته، بلكه فراتر از آن، يك ضرورت اجتناب ناپذير براي محيط هاي دانشجويي و به ويژه تشكل هاي فعال سياسي آن است.
به عبارت ديگر، بايد گفت برخلاف عده اي كه معتقدند نبايد دانشجو وارد مباحث و مسايل سياسي شود، بيانات مقام معظم رهبري خود مؤيد نظر گروه ديگري است كه معتقدند در كنار توجه به مسايل علمي و پژوهشي، برخورداري از درك و بينش مناسب سياسي از اوضاع كشور براي دانشجويي كه مي خواهد با سلاح دانش، راهبر جامعه خود باشد، گاه از نان شب براي او واجب تر است! بي شك، نخبه‎ پروري سياسي ارتباط تنگاتنگي با آرمان خواهي و آرمان گرايي دانشجو دارد و دقيقا از اين منظر، دور شدن از آرمان ها يكي از مهم ترين آفات جنبش دانشجويي است كه خطر سياست زدگي را به‎دنبال خواهد داشت. نكته مهم‎تر آن كه اساس جنبش دانشجويي مبتني بر رهايي از وابستگي‎هاي گوناگون حزبي و سياسي و نيز عدالت طلبي و آرمان گرايي بدون مصلحت سنجي است. آسيب‎زا بودن ابزاري شدن مطالبات دانشجويي به اين دليل است كه وقتي پشتوانه و منشا يك مطالبه همان روحيه آرمان‎خواهي و عدالت‎طلبي دانشجويي باشد، طبيعي است كه در اكثر قريب به اتفاق موارد، اين مطالبه منطبق بر خواست عمومي و برآمده از بطن جامعه است كه از زبان دانشگاه و دانشجو بيان مي‎شود.
اما اگر اين مطالبه داراي يك منشا سياسي بوده و پشتوانه آن منافع حزبي يك جريان خاص باشد، طبيعي است كه فاصله معنا‎داري با خواست عمومي جامعه داشته و يا حداقل بيانگر خواست محدودي از جامعه است كه از زبان بدنه دانشجويي بيان شده و اين يعني دور افتادن از ورطه آرمان‎خواهي. بدنه دانشجويي مي‎بايست آزادانه و به‎دور از پرداختن به حواشي، به مطالبه و بيان ديدگاه‎هاي خود در زمينه‎هاي مختلف بپردازد نه اين‎كه با همراه شدن و هم‎صدا شدن با يك جريان سياسي خاص، ماهيت دانشجويي و آرمان‎خواهانه اين مطالبات را از آن سلب كنند.
از ديگر آسيب‎هايي كه جنبش‎هاي دانشجويي و مطالبات آرمان‎خواهانه آنان را متوجه خود مي‎سازد، همانا وارد شدن به مصاديقي خاص در مطالبه است كه رهبر معظم انقلاب نيز بارها بر روي آن تأكيد كرده‎اند. وارد شدن به مصاديق خاص از سوي دانشجويان و سؤال كردن از مسئولين در اين زمينه‎ها معمولا راه درستي براي نتيجه گرفتن نيست؛ زيرا مسئولين در اين مواقع با دادن آمارها و ارقام از دادن پاسخ درست به دانشجويان طفره مي‎روند و امر بدون نتيجه باقي مي‎ماند. از سوي ديگر، بخشي از موضوعاتي كه جنبش دانشجويي در مطالبه عدالت با آن‎ها مواجه مي‎شود، مصاديقي هستند كه در طرفين آن‎ها اشخاص با گرايش‎هاي سياسي حضور دارند.
اين پرونده‎ها معمولا پرونده‎هاي پيچيده‎اي هستند. چراكه اولا طرف متهم مدعي است قانوني عمل كرده و اين ادعا را نه‎تنها نمي‎توان به آساني رد كرد بلكه مستلزم ورود دقيق به قوانين و بررسي‎هاي حقوقي است. ثانيا امكان احاطه اطلاعاتي دانشجويان بر مسئله دشوار است. يعني مسايل داراي سابقه‎هاي تاريخي، جلسات و اتفاقات متعدد و روندهاي پيچيده است و اگر امكان احاطه نظري دانشجويان بر آن‎ها وجود داشته باشد، امكان احاطه اطلاعاتي بسيار دشوار به‎نظر مي‎رسد و همان‎طور كه رهبري فرمودند امكان خطا هم بالاست. ثالثا با فرض اين‎كه دانشجويان امكان احاطه اطلاعاتي داشته باشند، اصل اين‎كار مورد ترديد است. اين‎كه دانشجويان بيش از حد معقول درگير كارهاي اطلاعاتي شوند با روح فضاي دانشجويي همخواني ندارد. همين نكته پاشنه آشيل تشكل‎ها در ورود به مصاديق است؛ چراكه از عدم اشراف اطلاعاتي دانشجويان در كنار آرمان‎خواهي و صداقت به‎راحتي مي‎توان براي بهره‎برداري‎هاي سياسي استفاده كرد و يك جريان دانشجويي را بازيچه دست احزاب سياسي قرار داد.
رهبر معظم انقلاب در اين زمينه خطاب به دانشجويان مي‎فرمايند: « اولاً وقتي شما سؤال مي‏كنيد و پاسخ مي‏خواهيد، بايد سؤالي بكنيد كه پاسخ آن - از سوي هر كسي – قابل‎تشخيص و ارزيابي كمي باشد؛ والا اين‏كه شما بگوييد: آيا مي‏دانيد كه از قِبل بي‎كاري چه مشكلاتي پيش مي‏آيد؟ جوابش اين است كه بله، مي‏دانيم. چه‏كار مي‏كنيد؟ همين كارهايي كه مي‏بينيد، داريم مي‎كنيم. اين‏طور طرح پرسش، چيزي عايد نخواهد كرد. يا از قوه قضاييه بپرسيد: شما براي رفع اين ويرانه در پنج سال گذشته چه كار كرديد؟ آن‎ها چند صفحه به شما آمار خواهند داد كه اين كارها را كرده‏ايم. پاسخگويي مقوله بسيار حساسي است.»
3.6/5 ستاره ها (11)


نام
نام خانوادگي
پست الكترونيكي
متن

ميراث متفكران ماندگار(پرونده شماره 31)
براي غزه(پرونده شماره 30)
مصيبت نامه(پرونده شماره 29)
بحران هاي بي پايان(پرونده شماره 28)
برداشتي بديع از حيات علامه طباطبايي(پرونده شماره27)
هشدارهاي سه گانه رهبري(پرونده شماره ٢٦)
پيوندها
پاتوق كتاب