در نيم قرن اخير در آمريكا بيش از 14 رييسجمهوري بر سر كار آمدهاند. اين افراد از دو حزب جمهوريخواه و دموكرات بودهاند. برخي سياست ها و راهبردها و نيز تاكتيك ها در طول اين ساليان تفاوتهايي داشته است، اما چهار اصل راهبردي و تغييرناپذير همواره در سپهر سياست خارجي آمريكا در خاورميانه يكسان بوده است:
حمايت از اسراييل (اسراييل محوري)، حمايت از رژيم هاي دستنشانده، مبارزه با اسلام سياسي كه پس از وقوع انقلاب اسلامي از آن جا كه جمهوري اسلامي امالقري جهان اسلام شد، مبارزه و مقابله با ايران اسلامي در صدر فعاليت ها قرار گرفت. در كنار اين استراتژي ها بايد استمرار صدور نفت ارزان قيمت از منطقه حساس خاورميانه به غرب و آمريكا را چهار ستون اصلي راهبردهاي خاورميانه اي آمريكا برشمرد.
بازخواني و مرور مداخلات آمريكا در امور داخلي ايران، پيشينه طولاني دارد كه از اين مجال بيرون است. اما درخصوص تهديدات نظامي و اقتصادي اي كه اخيرا توسط آمريكا به بهانه توفيقات ايران در دستيابي به فنآوري نوين هسته اي براي مصارف صلحآميز صورت گرفت و نيز تأكيدات رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار با مسئولان سپاه پاسداران انقلاب اسلامي مبني بر حفظ آمادهباش و هوشيار باش همه مردم و مسئولان در سطوح مختلف، نگارنده با درك تأكيدات بايسته رهبري، موارد زير را بهعنوان «بايسته هاي وحدت ملي در برابر تهديدات دشمنان» براي تبيين بهتر راهبرد «آمادگي و دفاع هوشيارانه در برابر تهديدات دشمنان» مورد تأكيد قرار مي دهم:
1- حفظ وحدت: وحدت ملي در كشور سرمايه بزرگي براي انسجام ملي و ايستادگي در برابر دشمنان است. اين وحدت هم شامل مردم مي شود كه با حفظ هوشياري، بيداري، عدم توجه به شايعات، چون گذشته با بصيرت و آگاهي پشت سر رهبري معظم، آماده انجام وظيفه باشند.
اما وحدت مسئولان كشور، خود امر مهمي است كه بيانگر اعلام آمادگي و همبستگي ميان مسئولان و مردم و آمادگي مقامات كشوري براي عمل به تكاليف و مأموريتهاست.
امروزه ايجاد اختلاف و دامن زدن به آن، كاري در خدمت دشمن است و نبايد مسئولان، اختلافات خود را بر سر سفره مردم بياورند، بلكه بايد از مكانيزم هاي قانوني براي حل آنها بهره ببرند.
2- خدمت و كارآمدي مسئولان: بيشك فلسفه قدرت در نظام اسلامي خدمت بيشتر به مردم و اعتلاي دين است. مردم، خدمت صادقانه و بيمنت و عمل به قانون را از مسئولان انتظار دارند. در سال «همت مضاعف و كار مضاعف» مسئولان ارشد كشور و همه نهادهاي مسئول بايد همت جديتر در كارها داشته باشند و هر يك نسبت به وظايف و مسئوليت هاي خود درخصوص تهديدات دشمن، مأموريت خود را بازتعريف كنند. بيشك مردم خطاهاي مسئولان كشور را در صورت بروز خطر براي كشور نخواهند بخشيد.
31 سال از عمر انقلاب اسلامي گذشته است و همه اين تجربه اندوخته هاي گرانقدر براي ماست. ديگر زمان آزمون و خطا گذشته است.
3- ديپلماسي فعال: كار ديپلماسي هر چند كه رسما بر عهده وزارت امور خارجه است، اما چندين نهاد دولتي و غيردولتي ديگر نيز در امور ديپلماسي ايران فعال هستند. بايد ديپلماسي ايران از شعارها بهشدت كم كند. واقعيت هاي عرصه بينالملل را بهخوبي بشناسد. ظرفيت هاي نظام بينالملل را بداند و براي آنها برنامهريزي كند. كاهش دشمنان و افزايش دوستان و تلاش بايسته براي كاهش هزينه هاي فعاليت هاي فراملي و جلوگيري از ائتلاف گسترده دشمنان عليه انقلاب اسلامي، رسالت خطير، تاريخي و ماندگار در عرصه ديپلماسي جمهوري اسلامي است.
مسئولان بايد صادقانه با مردم سخن بگويند و رفتار كنند. نبايد تهديدات دشمن را بيمورد برجسته و بزرگ كرد؛ همانگونه كه نبايد واقعيت تهديدات دشمن را طبل توخالي پنداشت. استفاده از توان نهادهاي بينالمللي چون جنبش عدم تعهد، كشورهاي اسلامي، اكو و... بايد در اولويت هاي كاري قرار گيرد.
و بالاخره ايران بايد از ظرفيت هاي همراه خود در عرصه جهاني، چون جنبش هاي آزاديبخش كه زيست و حيات خود را مديون امام خميني (ره) و انقلاب اسلامي مي دانند، در برابر تهديدات دشمنان در موقع لزوم، هنرمندانه بهره ببرد.
4- فارغ شدن از حاشيهها: بپذيريم كه در جامعه ما مشغوليت به حاشيه ها در برخي مواقع حرف اول را مي زند. حاشيه غالبا به متن سوار مي شود و مسئولان بزرگ و كوچك، درگير مسائل، حوادث، رخدادها و موضوعات دست چندم كشور مي شوند و گاهي براي هفته ها فضاي افكار عمومي را به خود اختصاص مي دهد. اين وضعيت براي كشور و انقلابي كه همواره با تهديدات مختلف دشمنان روبهرو بوده است، اصلا مناسب نيست.
بپذيريم كه سرنوشت كشور را با مرگ يا درود بر فلان شخص، جريان يا مسئول نبايد تعيين كرد.
بپذيريم حذف همه جريانات سياسي وفادار درون نظام و حامي امام و رهبري و حاكميت يك تفكر و سليقه، نه مقدور و ممكن است و نه با خرد و مصلحت سازگاري دارد.
اشتباه نشود! براي چنددهمين بار تأكيد مي كنم كه حساب فتنهگران و اشخاص و جرياناتي كه در برابر نظام و انقلاب ايستاده اند و در خدمت دشمنان هستند را مستثني از اين قاعده بايد دانست.
بايد قانونگرايي، فصلالخطاب باشد و سليقه اي اداره كردن امور براي هميشه به حاشيه رانده شود. بايد همه مسئولان و مردم، دستورات رهبري را سرلوحه خود قرار دهند و تنها اين صداي رسا و دلنشين را فصلالخطاب خود بدانند. اگر مي خواهيم تهديدات دشمن چون گذشته كارآمدي نداشته باشد، حفظ وحدت، اطاعت از ولي فقيه، كارآمدي و خدمت مسئولان بايد مورد اهتمام همه قرار گيرد