هفته نامه خبري تحليلي پنجره - شهريور دوم - 57
شماره مجله 57
  پر امتیازترین مطالب
4.9 سفياني مدرن  
4.8 روزگار فضل الله  
3.3 استراتژي وحدت  
3.2 سلام نامه  
3.2 پيامدهاي سياسي فلسفه تاريخ آيت ا... جوادي آملي  
  پر بیننده ترین مطالب
534 سفياني مدرن  
470 وحدت فقط عكس گرفتن با لبخند نيست  
464 مغالطه هاي اصلاح‎طلبانه  
309 روزگار فضل الله  
234 پيامدهاي سياسي فلسفه تاريخ آيت ا... جوادي آملي  
  آرشيو دسته بندي محتواي مجله
ستون یک یادداشت سیاست
اقتصاد فرهنگ جامعه
هنر و ادبیات تاریخ گفتگو
  آمار سایت

امروز : 1629

ديروز : 2828

كاربران فعال : 55

  امتياز : 3  
صاحب قدرت اما منفعل

دكتر حسن سبحاني


كساني كه با تاريخ نفت و گاز ايران، از اولين قراردادهاي استعماري تا آخرين قراردادهاي منعقده بين دولت‎هاي ايران و بخش‎هاي خصوصي و يا عمومي كشورها آشنايي دارند، به‎خوبي واقفند كه در يكصد سال اخير، نفت و متعلقات و مشتقات آن‎ چه تأثيرات خطيري بر سياست و اقتصاد و فرهنگ ايران و ايرانيان داشته است. چه خفت‎ها و تحقير‎هايي در يك زمان و چه تلاش‎ها و مرارت‎هايي در زمانه‎اي ديگر و چه رونق‎ها و شكوفايي‎هايي در همه زمان‎ها، متوجه فرهنگ، سياست و اقتصاد ايران از ناحيه نفت و گاز شده است. من وقتي‎كه اندازه بسيار قابل‎اعتنا و فراوان اين آثار متنوع را در ذهن خودم مرور مي‎كنم و به شبكه‎هاي نفتي اي كه به نفت‎كش‎هاي كشورهاي گوناگون تحويل مي‎دهيم مي‎انديشم، همواره برايم اين سئوال مطرح است كه آيا بهاي آن چه به‎عنوان قيمت يك بشكه نفت دريافت مي‎كنيم، چه اندازه مي‎تواند فراتر و يا حداقل برابر هزينه‎هاي كمي و كيفي‎اي باشد كه در گذر زمان بر ملتي نجيب تحميل شده است تا امكان تحويل سهم خويش از مصرف انرژي كشورهاي مصرف‎كننده، اما مؤثر در تعيين بها را داشته باشند.
اما گذر زمان مقوله‎اي است و نسبت بيگانگان با نفت و گاز، داستان متفاوتي با نسبت مواجهه خودمان با نفت و گاز دارد. از آن جا كه نفت و گاز در حيات سياسي، اقتصادي و فرهنگي، نقش‎آفريني‎هاي خطير كرده است، همواره مطالبه سر و سامان داشتن امور آن، به‎همراه شفافيت‎ فعاليت‎هاي رايج و داير در آن احساس مي‎شود، به‎گونه‎اي كه اطمينان حاصل شود، آن چه كه به‎خاطرش از طريق كودتاي سال 1332، پاي دولت استعمارگري همچون آمريكا را بيش از 25 سال به ايران گشود و پس از آن به‎ اندازه عمر جمهوري اسلامي، ملت ما را آماج عصبانيت‎هاي ناشي از قطع رابطه‎هاي استعماري آن دولت كرد، آيا به‎درستي و با لحاظ ضوابط فني - اقتصادي، مديريت مي‎شود؟ بررسي‎هاي تاريخي نشان مي‎دهد كه در دوران سلطه انگلستان بر مقررات شركت نفت انگليس در ايران، در موارد بسياري ماليات دريافتي دولت انگلستان از شركت نفت چند برابر سهم ايران يعني مالك نفت بود. اين بسيار غم‎انگيز و ناراحت‎كننده است، اما سئوال اساسي اين است كه اكنون رابطه مالي بين شركت‎ ملي نفت ايران (و نه شركت دولتي نفت انگليس و ايران) با دولت ايران، چگونه رقم مي‎خورد و اين رابطه تا چه اندازه با منويات نمايندگان ملت ايران كه بخشي از آن در قانون نفت مصوب نهم مهرماه 1366 مجلس شوراي اسلامي تجلي يافته، نسبت دارد؟ مسئولان دستگاه‎هاي نظارتي همچون ديوان محاسبات كشور تا چه اندازه از شفافيت و سهولت رسيدگي برخوردارند؟ آيا مي‎توان اطمينان داشت كه اساسنامه شركت ملي نفت ايران در خرداد سال 1356، آن را نمايندگي مي‎كند؟ اگر چنين است پس چگونه است كه در قانون نفت تكليف شده است كه وزارت نفت ظرف مدت يك‎سال اساسنامه شركت‎هاي نفت، گاز و پتروشيمي را جهت تصويب به مجلس تقديم كند؟ و پرسش بعدي اين است كه چرا شركت‎هاي ملي گاز ايران و صنايع ملي پتروشيمي كه حتي در اساسنامه شركت ملي نفت ايران مصوب مهرماه 1356 هم به تقديم اساسنامه‎هاي خود از طريق دولت به كميسيون‎هاي ذيربط، ظرف شش‎ماه موظف بوده‎اند، همچنان اساسنامه‎هاي مورد نظر قانونگذار را ندارند؟ به‎راستي اگر به‎خاطر مقارن شدن دوره تقديم اساسنامه با انقلاب اسلامي امكان تقديم آن‎ها براي دولت طاغوتي فراهم نشده، چرا دولت‎هاي جمهوري اسلامي از 1367 كه موعد تقديم اساسنامه بوده است، تاكنون كه نزديك به 22 سال از سررسيد قانوني آن‎ها گذشته، در يكي از حساس‎ترين بخش‎هاي مالي كشور به وظايف معطل مانده قانوني خويش عمل نكرده‎اند؟
اين‎ها پرسش‎هاي كم‎اهميتي نيستند، اما وقتي صاحب اين قلم در مجلس در اين خصوص از وزير نفت وقت سئوالي را به بحث گذاشت، دريغ از اعتنا به ايفاي اين تكليف قانوني و دريغ تألم‎بارتر آن‎كه عمده آن‎ها كه بايد بخواهند و از ملت جواز گرفته‎اند تا حقوق آنان را از مجاري قدرت تفويضي به‎خود استيفا كنند، گويي منافع حوزه‎هاي انتخابيه را در استمرار همين شرايط مي‎يابند و از اين روي، به‎نظر مي‎رسد كه موعد مواجه شدن ملت با شفافيت در امور نفت و گاز همچنان به زمان‎هاي بيشتري نيازمند است نه از آن جهت كه ذاتا زمان مي‎طلبد بلكه از آن حيث كه زمان اقدام به شفاف‎سازي وقتي فرا مي‎رسد كه فعاليتي و عملياتي و ساز و كاري محقق شود و ما هنوز آثاري از آغاز اين عمليات نمي‎بينيم
3/5 ستاره ها (1)


نام
نام خانوادگي
پست الكترونيكي
متن

به نام پدر(ويژه نامه شماره 57)
يك زندگي بحث ‎برانگيز(ويژه نامه شماره 56)
حزب‎الله از نگاهي ديگر(ويژه نامه شماره 55)
بنده بزرگان بودن حق‎شناسي است(ويژه نامه شماره 52)
فلسفه به روايت فلسفه(ويژه نامه شماره 51)
براي تمام فصل ها(ويژه نامه شماره 50)
پيوندها
پاتوق كتاب