هفته نامه خبري تحليلي پنجره - شهريور دوم - 57
شماره مجله 57
  پر امتیازترین مطالب
4.9 سفياني مدرن  
4.8 روزگار فضل الله  
3.3 استراتژي وحدت  
3.2 سلام نامه  
3.2 پيامدهاي سياسي فلسفه تاريخ آيت ا... جوادي آملي  
  پر بیننده ترین مطالب
534 سفياني مدرن  
470 وحدت فقط عكس گرفتن با لبخند نيست  
464 مغالطه هاي اصلاح‎طلبانه  
309 روزگار فضل الله  
234 پيامدهاي سياسي فلسفه تاريخ آيت ا... جوادي آملي  
  آرشيو دسته بندي محتواي مجله
ستون یک یادداشت سیاست
اقتصاد فرهنگ جامعه
هنر و ادبیات تاریخ گفتگو
  آمار سایت

امروز : 1676

ديروز : 2828

كاربران فعال : 54

  امتياز :  
واكاوي تأخير و تعلل معنادار 30 ساله در تدوين و تصويب اساسنامه شركت ملي نفت
دست‎‎هاي پنهان وآشكار مافياي نفتي

بابك اسماعيلي


بزرگ‎ترين بنگاه اقتصادي كشور همچنان فاقد اساسنامه قانوني و معتبر است. شايد اين خبر به علت تكرار هرساله در محافل رسانه‎اي كمي عادي جلو كند، اما يك‎بار ديگر شاهد بوديم كه آخرين مهلت چندباره براي ارائه اساسنامه شركت ملي نفت ايران با پايان خردادماه تمام شد و هيچ تلاش تأثيرگذاري براي تدوين اساسنامه جديد صورت نگرفت. اين اساسنامه كه مي‎بايست بر اساس ماده سه لايحه قانوني هفتم آبان 1358شوراي انقلاب حداكثر ظرف شش ماه و همچنين بر اساس تبصره يك ماده چهار قانون نفت مصوب 9 مهر 1366، حداكثر ظرف مدت زماني يك‎سال به مجلس ارايه مي‎شد، يك‎بار ديگر به‎دلايلي نامعلوم با پايان زمان تعيين شده، به بهارستان نرسيد تا اتفاقات زنجيره‎اي چند سال اخير و تأخير و تعلل معنادار سه دهه‎اي در تدوين و تصويب اساسنامه وزارت نفت اين شائبه را به يقين تبديل كند كه دست‎‎هاي پنهان و آشكار مافياي نفتي مانع از تصويب اساسنامه براي بزرگترين بنگاه اقتصادي كشور است. بنگاه اقتصادي بي‎اساسنامه‎اي كه سالانه 130 ميليارد دلار تنها ارزش نفت و گاز استخراجي آن است. اما به‎راستي اين تأخير و تعلل 30 ساله با كدام منطق عقلي و قانوني قابل‎توجيه است؟ براي رسيدن به اين پاسخ بهتر است به بازخواني اين پرونده بنشينيم .

سجل احوال قانوني نفت
نخستين قانون نفت به ايام پس از واگذاري انحصاري امتياز استخراج و بهره‎برداري از نفت ايران به‎صورت غيرقانوني به «ويليام ناكس دارسي» در دوره قاجار، برمي‎گردد. اين قانون كه به قانون ملي شدن صنعت نفت ايران مشهور است، مشتمل بر يك ماده و دو تبصره و تصميم متحده كميسيون نفت بود كه در تاريخ 29 اسفند 1329 خورشيدي به تصويب مجلس شوراي ملي و مجلس سناي وقت ايران رسيد.
به‎دنبال تأسيس شركت ملي نفت ايران، دومين قانون نفت كه مي‎توان آن را دستورالعمل چگونگي اجراي قانون ملي شدن صنعت نفت دانست، در 9 ماده در ارديبهشت 1330 با تلاش دكتر «محمد مصدق» به تصويب مي‎رسد. موضوع اين لايحه، چگونگي خلع يد استعمار انگلستان و همچنين فروش نفت به قيمت عادلانه بين‎المللي بود. بعد‎ها در پنجم آذر 1331 خورشيدي، از دستورالعمل قانون مجازات اخلال گران در صنايع نفت ايران، با اضافاتي اساسنامه شركت ملي نفت ايران متولد مي‎شود و در 25 دي‎ماه اين سال، قانون اساسنامه شركت ملي نفت ايران را تشكيل مي‎دهد. اين اساسنامه كه اولين چهارچوب كاري صنعت نفت ايران پس از ملي شدن نفت در ايران به‎حساب مي‎آمد، در قالب 9 فصل و 62 ماده، همه اختيارات شركت نفت ايران - انگليس را به شركت ملي نفت ايران منتقل كرد و تصدي تمامي فعاليت‎‎هاي بالادستي و پايين‎دستي نفت و گاز ايران را در حوزه وظايف اين شركت قرار داد.
در سال 1333 خورشيدي، با اعمال تغييراتي در اساسنامه مذكور كه توسط مجلس سنا و شوراي ملي انجام شد، دو ركن شوراي عالي و هيئت عالي بازرسي به اركان شركت ملي نفت ايران اضافه شد. اما اين پايان ماجرا نبود. سومين مانيفست نفتي ايران، قانون مجازات اخلال‎گران در صنايع نفت بود كه در 19 ماده در مهر 1336 به تصويب رسيد و وزارت دادگستري و وزارت جنگ، مأمور اجراي آن شدند. سه سال بعد يعني در سال 1339 درخواست دولت مبني بر افزايش اختيارات شركت نفت در بخش چگونگي روابط مالي با ديگر سازمان‎‎ها و به‎ويژه گمرك، سبب مي‎شود تا اصلاح اساسنامه شركت نفت توسط مجلس وقت بار ديگر در دستور كار قرار گيرد.
بر اين اساس، تغيير تركيب مجمع عمومي صاحبان سهام، گسترش اختيارات اعضاي هيئت مديره، تغيير تركيب شوراي عالي و ورود دادستان كل ديوان‎عالي كشور، معافيت گمركي شركت نفت به‎طور كامل و همچنين انتصاب وزير دارايي به‎عنوان رييس شوراي عالي از مهم‎ترين موارد تصميمات اصلاحي بود كه در آن دوره زماني در اساسنامه شركت ملي نفت ايران اعمال شد.
در سال 1347 «عبدالله رياضي» رييس فراماسونر و روتارين مجلس شوراي ملي وقت، قانون اساسنامه جديدي را به دولت ابلاغ مي‎كند. اساسنامه جديد در قالب 64 ماده و 58 تبصره تنظيم شده بود كه در آن تعريف جديد سال مالي، اختصاص سالانه 2 درصد از درآمد كل شركت نفت به حساب ذخيره عمومي، تعريف سود ويژه براي شركت نفت، تعريف روابط مالي شركت نفت با خزانه‎داري كل كشور، ممنوع شدن فعاليت‎‎هاي سياسي كاركنان صنعت نفت، لزوم توجه به توليد بهينه و صيانتي و افزايش اختيارات هيئت عالي بازرسي به چشم مي‎خورد. چهارمين قانون نفت ايران مشتمل بر 30 ماده در مرداد 1353 به تصويب مي‎رسد. سه سال بعد در خرداد 1356 پنجمين قانون نفتي، يعني قانون اساسنامه شركت ملي نفت ايران در 67 ماده به تصويب مي‎رسد و از حيث اختيارات نفتي‎ها، تغييرات زيادي مي‎كند. اعتبار اين اساسنامه به نص ماده 66 تا زماني تعيين مي‎شود كه به موجب قانون فسخ نشده باشد. از مهم‎ترين موارد اضافه شده در اين سال در اساسنامه مي‎توان به مواردي چون موضوع تمركز بيشتر شركت نفت در فعاليت‎هاي ميان‎دستي و پايين‎دستي و به تبع آن، تغيير اساسنامه شركت‎‎هاي ملي گاز و شركت صنايع پتروشيمي، تركيب مجامع و روابط مالي اين دو شركت با شركت نفت و تغيير در تركيب مجمع عمومي نمايندگان صاحب سهام شركت نفت اشاره كرد. همچنين در اساسنامه جديد، نمايندگان صاحب سهام در شركت ملي نفت ايران، نخست‎وزير، وزير اقتصاد، وزير نيرو، وزير صنايع، وزير كار، رييس سازمان برنامه و بودجه و يك وزير ديگر به انتخاب نخست‎وزير معين مي‎شوند. مراتب پنج‎گانه فوق‎الذكر كه مورد اشاره اجمالي قرار گرفت، سجل احوال قانوني شركت ملي نفت تا پيش از پيروزي انقلاب اسلامي بود.

نفت پس از پيروزي انقلاب
با پيروزي انقلاب اسلامي در بهمن 1357و تصميم شوراي عالي انقلاب، معادلات مديريتي نفت تغيير يافت. نخستين حكم مقنن پس از پيروزي انقلاب اسلامي در حوزه نفت، در تبصره 38 قانون بودجه سال 1358 وضع شد كه موضوع آن عملا حكم واريز درآمد‎هاي نفت به خزانه‎داري كل كشور را داشت.
در هشتم مهر 1358، بر اساس لايحه‎اي قانوني وزارت نفت تأسيس مي‎شود. به موجب ماده يك اين قانون، كليه وظايف وزير امور اقتصادي و دارايي در امور نفت، گاز و پتروشيمي به وزير نفت واگذار شد. وزير نفت، رييس هيئت‎مديره سه شركت ملي نفت، گاز و صنايع پتروشيمي و شركت‎‎هاي تابعه شد و هفت روز پس از تشكيل وزارت نفت، لايحه قانوني تخصيص معادل يك روز درآمد حاصل از صادرات نفت براي فعاليت‎‎هاي عمراني استان‎‎ها از سوي اين شورا به‎عنوان نخستين مأموريت به وزارت نفت در قامت جديد ابلاغ شد.
دومين حكم مقنن پس از انقلاب، لايحه قانوني تأسيس وزارت نفت است كه در هفتم آبان 1358 توسط شوراي انقلاب مصوب مي‎شود. در ماده سه اين لايحه قانوني، شوراي انقلاب مهلتي شش ماهه به وزارت نفت مي‎دهد تا سازمان، تشكيلات آيين‎نامه‎‎هاي خود و شركت‎‎هاي تابعه را تهيه و به تصويب هيئت وزيران برساند. ولي از اين تاريخ تاكنون بيش از 30 سال است كه مهلت شش ماهه به 368 ماه رسيده، بدون آن‎كه اساسنامه‎اي در كار باشد.
19 اسفند 1358 بار ديگر وزارت نفت مكلف مي‎شود ظرف مدت سه ماه، اساسنامه سه شركت اصلي خود را به مجلس ارايه كند. با پايان اين ضرب‎الاجل، در خرداد 1359، بار ديگر در لايحه قانوني متمم لايحه قانوني تأسيس وزارت نفت، مسئله اساسنامه مورد تأكيد قرار مي‎گيرد، اما هيچ تلاشي براي تهيه اساسنامه صورت نمي‎گيرد. نكته قابل‎تأمل در اين ميان، تمديد اعتبار اساسنامه‎‎هاي فعلي شركت ملي نفت در مواد سه و چهار اين لايحه، بدون توجه به مهلت شش ماهه است كه بسيار سئوال‎برانگيز مي‎شود.
مجلس شوراي اسلامي دو سال بعد، در اسفند 1361 اين‎بار با لحني تندتر «قانون الزام دولت جهت تنظيم لايحه قانوني نفت» را به تصويب مي‎رساند و اين‎بار مهلتي چهارماهه به دولت مي‎دهد تا اساسنامه شركت نفت را ارايه كند كه باز هم اتفاقي رخ نمي‎دهد.
نهم مهر 1366 قانوني موسوم به قانون نفت در 12 ماده تصويب مي‎شود و توسط علي‎اكبر هاشمي رفسنجاني، رييس وقت مجلس به دولت ابلاغ مي‎شود. براساس اين قانون، وزارت نفت تمامي مسئوليت‎‎هاي حاكميتي شركت ملي نفت را بر عهده مي‎گيرد. در تبصره ذيل ماده چهار آن مرجع تصويب، اساسنامه شركت‎هاي نفت، گاز و پتروشيمي از دولت به مجلس تغيير مي‎يابد و وزارت نفت مكلف مي‎شود با قيد مهلتي يك‎ساله آن را جهت تصويب به مجلس ارائه كند.
19 سال بعد، مجلس شوراي اسلامي در جزو 10 بند (د) تبصره 11 قانون بودجه سال 1384، بار ديگر به دولت تكليف مي‎كند كه حداكثر تا پايان خرداد 1384 اساسنامه شركت نفت را جهت تصويب به مجلس ارائه دهد. اما اين‎بار نيز مهلت سپري مي‎شود و خبري از تدوين و ارائه اساسنامه نمي‎شود و هيچ‎كس نه شركت ملي نفت، نه وزارت نفت و نه دولت را به اين دليل كه چرا حكم قانون با سپري شدن مهلت داده شده به اجرا در نيامده است، مؤاخذه نمي‎كند!
سال 1385 بار ديگر دولت مكلف مي‎شود براساس جزء 9 بند (ه) تبصره 11 قانون بودجه 1385، اساسنامه شركت ملي نفت را تا پايان خرداد همان سال به مجلس براي تصويب ارائه كند. ولي باز داستان تكراري سال‎هاي گذشته تكرار مي‎شود و سال 1385 نيز به پايان مي‎رسد و هيچ اتفاقي نمي‎افتد! اين رويداد تلخ و قابل‎تأمل، در سال‎‎هاي 1386، 1387، 1388 و 1389 عينا تكرار مي‎شود و مجلس در قانون بودجه، دولت را مكلف مي‎كند تا اساسنامه شركت نفت را تا پايان خرداد اين سال‎ها به مجلس ارائه كند؛ اما باز....

يك سئوال بي‎پاسخ
بيش از 30 سال از تاريخ تصويب لايحه قانوني شوراي انقلاب و 23 سال از تاريخ تصويب قانون نفت در مجلس شوراي اسلامي مي‎گذرد. در اين مدت زماني، با وجود روي كار آمدن چند دولت، آن هم با سلايق سياسي و اقتصادي متفاوت و گاه متضاد، همچنان مجلس شوراي اسلامي در انتظار نافرجام وصول اساسنامه شركت ملي نفت ايران است. به‎راستي علت اين تأخير سه دهه‎اي چيست؟ چه دست‎‎هاي پنهان و آشكاري و با چه انگيزه‎اي علي‎رغم الزام دولت به ارائه اساسنامه همچنان مانع‎تراشي مي‎كند؟ آيا مي‎توان نقش مافياي قدرتمند نفتي را در تأخير ارايه اساسنامه شركت ملي نفت رد كرد؟
مافياي نفتي براي توجيه اقدام غيرقانوني ارائه نشدن اساسنامه همواره اعلام مي كنند كه سال‎هاست اقدامات در اين وزارتخانه با توجه به اساسنامه پيشين صورت مي گيرد و طي اين مدت مشكلي به‎وجود نيامده است. اين در حالي است كه چنين استدلال ‎هايي اساسا نادرست است و يكي از عللي كه وجود اساسنامه‎اي جديد براي فعاليت وزارت نفت را ضروري ساخته، سوءاستفاده‎‎هاي چندين و چند ساله‎اي است كه در مسير فعاليت‎‎هاي وزارت نفت و به سود مافياي نفتي شكل گرفته است. اساسنامه فعلي شركت ملي نفت ايران بسيار قديمي است و نكاتي در آن لحاظ شده است كه به‎زعم صاحب‎نظران، مي‎تواند به خدشه دار شدن منافع ملي و بخشي نگري به درآمد نفت منجر شود و به صنعت نفت ايران نيز آسيب برساند و حتي آن را در رديف گروه‎‎هاي سياسي قرار دهد.
اساسنامه فعلي از دو منظر، داراي ايرادي جدي است: نخستين ايراد آن، مشخص كردن موضوع مالكيت و حاكميت بر منابع نفتي ايران است. طبق اين اساسنامه، حاكميت و مالكيت نفت متعلق به وزارت نفت است! و طبق نظر كارشناسان، اين نگراني از ايراد مذكور وجود دارد كه قبضه شدن منابع نفتي در يك وزارتخانه احتمال سوءاستفاده‎‎هايي را در پي دارد و منتقدان اين بند اساسنامه معتقدند كه نفت به معناي واقعي «ملي» نشده است. اين در حالي است كه منابع نفت و گاز كشور جزو انفال و ثروت‎‎هاي عمومي است و كليه تأسيسات و تجهيزات و دارايي‎هاي وزارت نفت و شركت‎‎هاي تابعه متعلق به ملت ايران است. بديهي است كه بر اساس اصل 45 قانون اساسي اين ثروت ملي مي‎بايست به‎صورت شفاف و دقيق مورد نظارت و پايش ملي قرار گيرد. اين در حالي است كه بر اساس اساسنامه سال 1356 و به‎دليل وجود اختيارات بسيار گسترده در دولت و وزارت نفت، دولت‎‎ها به دليل فشار برخي عوامل پنهان و آشكار مافيايي تاكنون تمايل نداشته‎اند اين منبع بزرگ مالي را در تيررس نهاد‎هاي نظارتي قرار دهند.
دومين ايراد به اساسنامه فعلي، نحوه تعامل رييس جمهوري به‎عنوان بالاترين مقام سياسي كشور با موضوع نفت است كه ظاهرا حضوري تشريفاتي دارد و هرچند رييس‎جمهوري با انتصاب وزير نفت به‎طور طبيعي قدرت حضور در عرصه نفت را دارد، اما عوامل ديگري در تصميم گيري رييس جمهوري، به اين حضور، جنبه تشريفاتي بخشيده است.
هم‎اكنون علي‎رغم آن‎كه تمام قرارداد‎هاي نفتي و خارجي بايد به تصويب مجلس برسد، به‎دليل نبود اساسنامه ، اين اصل قانوني رعايت نمي شود و بخش قابل‎توجهي از معاملات وزارت نفت هنوز براي مجلس آشكار نيست. به‎عبارت ديگر، مجلس شوراي اسلامي و هيچ دستگاه نظارتي اطلاعات كاملي از كميت و كيفيت قرارداد ‎هاي نفتي ندارد. از سوي ديگر، تمامي افرادي كه خارج از شركت ملي نفت در صدد همكاري يا ارائه خدمتي به اين سازمان هستند، همگي بر اساس عرف و بدون اساسنامه عمل مي كنند كه اين امر شائبه برخي بي‎قانوني‎‎ها را تقويت كرده است.
نظارت بر درآمد و مخازن نفتي به‎عنوان يك ذخيره چندين نسلي، بايد در اختيار بيت المال و مجموعه حاكميت باشد و نه دولت ‎ها كه در تلاطم گروه‎‎هاي سياسي واقع مي شوند. همچنين درآمد ‎هاي حاصل از توسعه صنايع ملي نفت بايد وارد خزانه دولت شود و حتي يك ريال آن هم نبايد صرف مخارج غيرضروري شود و اين هزينه‎‎ها بايد تحت نظارت دولت باشد. اين در حالي است كه نبود يك اساسنامه متناسب با شرايط روز سياسي و اقتصادي ايران چنين موضوعي را ممكن نساخته است.
در هر صورت، اين‎گونه به‎نظر مي‎رسد كه ديگر زمان آن فرا رسيده است تا داستان اصلاح اساسنامه شركت ملي نفت ايران به سرانجامي برسد و با تصويب آن در مجلس شوراي اسلامي، بسياري از مشكلات موجود در رابطه مالي دولت و وزارت نفت مرتفع شود و نظارت مجلس و نهاد‎‎هاي نظارتي بر عملكرد اين وزارتخانه نيز تسهيل يابد. اما آيا دست‎‎هاي پنهان و آشكار مافياي نفتي اجازه چنين كاري را خواهد داد؟!




دانستني‎‎هاي اساسنامه شركت نفت

1331 دولت مصدق ارائه اولين لايحه قانون اساسنامه شركت ملي نفت از سوي دكتر مصدق به مجلس.
1358 دولت موقت بعد از پيروزي انقلاب، اولين بار در تبصره 38 قانون بودجه سال 1358 قانوني وضع شد كه حكم به واريز درآمد‎هاي نفت به خزانه‎داري كل كشور مي‎داد.
1358 دولت موقت لايحه قانون تأسيس وزارت نفت در شوراي انقلاب تصويب شد و در ماده 3، اين لايحه، شش ماه به وزارت نفت مهلت داد تا آيين‎نامه تشكيلاتي و سازماني خود و شركت‎هاي تابعه را تهيه و به تصويب هيئت دولت برساند. گفتني است هم‎اكنون بيش از 30 سال است كه مهلت شش ماهه به پايان رسيده است!
1366 دولت دوم موسوي قانوني به تصويب مجلس مي‎رسد كه در آن مرجع تصويب اساسنامه شركت نفت از هيئت دولت به مجلس تغيير مي‎كند. اين قانون به دولت، يك‎سال جهت ارائه اساسنامه نفت مهلت مي‎دهد.
1384 دولت دوم خاتمي مجلس در قانون بودجه سال 1384 به دولت مهلت مي‎دهد تا پايان خرداد 1384 اساسنامه شركت نفت را تهيه كند و جهت تصويب به مجلس ارائه دهد.
1384 دولت دوم خاتمي دولت دوم خاتمي در سال 1384 يك اساسنامه جديد براي شركت ملي نفت ايران تدوين كرد؛ اما به علت طرح مسائلي در خصوص «بهره مالكانه» از تقديم آن به مجلس منصرف شد.
1385 دولت اول احمدي‎نژاد دولت مكلف مي‎شود تا پايان خرداد 1385 اساسنامه شركت نفت را تهيه و جهت تصويب به مجلس ارائه دهد.
1386 دولت اول احمدي‎نژاد مجلس بار ديگردر قانون بودجه به دولت مهلت مي‎دهد كه تا پايان خرداد 1386 اساسنامه شركت نفت را تهيه كرده و جهت تصويب به مجلس ارائه دهد.
1386 دولت اول احمدي‎نژاد وزيري هامانه، وزير نفت وقت، خبر از تصويب اساسنامه شركت نفت داد اما اين خبر هيچ‎گاه به واقعيت نپيوست.
1387 دولت اول احمدي‎نژاد مجلس طي بند 7 قانون بودجه سال 1387 به دولت تا پايان خرداد 1387 مهلت مي‎دهد تا اساسنامه شركت نفت را تهيه و جهت تصويب به مجلس ارائه دهد.
1389 دولت‎دوم احمدي‎نژاد مهلت دولت براي تقديم اساسنامه به مجلس تا پايان تيرماه تمديد شد.
1389 دولت دوم احمدي‎نژاد ميركاظمي، وزير نفت، مدعي شد كه اساسنامه شركت ملي نفت، در نوبت تصويب هيئت وزيران قرار گرفته و به محض تصويب به مجلس خواهد رفت.
0/5 ستاره ها (0)


نام
نام خانوادگي
پست الكترونيكي
متن

به نام پدر(ويژه نامه شماره 57)
يك زندگي بحث ‎برانگيز(ويژه نامه شماره 56)
حزب‎الله از نگاهي ديگر(ويژه نامه شماره 55)
بنده بزرگان بودن حق‎شناسي است(ويژه نامه شماره 52)
فلسفه به روايت فلسفه(ويژه نامه شماره 51)
براي تمام فصل ها(ويژه نامه شماره 50)
پيوندها
پاتوق كتاب