هفته نامه خبري تحليلي پنجره - بهمن اول - 30
شماره مجله 30
  پر امتیازترین مطالب
5 امروز؛ نوبت ماست  
4.9 انقلاب اسلامي، يك حركت شبانه روزي است  
4.8 اول راهيم  
4.5 هرمنوتيك عاشورا  
4.5 تا مبارزه هست، ما هستيم  
  پر بیننده ترین مطالب
361 مردم ايران آيت‎الله را مي‎خواهند  
273 انقلاب اسلامي، يك حركت شبانه روزي است  
246 تا مبارزه هست، ما هستيم  
195 اول راهيم  
193 امروز؛ نوبت ماست  
  آرشيو دسته بندي محتواي مجله
ستون یک یادداشت سیاست
اقتصاد فرهنگ جامعه
هنر و ادبیات تاریخ گفتگو
  آمار سایت

امروز : 1138

ديروز : 2555

كاربران فعال : 64

  امتياز : 1  
تحليلي بر سياست‎ورزي ماكياوليستي انسان مدرن
يا براي من يا هيچ‎كس

ابوالفضل اقبالي


وقتي به دنياي مدرن و انسان‎هايي كه در اين دنيا زندگي مي‎كنند مي‎نگريم، در همه شئون زندگي مي‎توانيم فردگرايي و خودخواهي را مشاهده كنيم. انسان مدرن طبق آموزه‎هاي اعتقادي و عادات رفتاري خود و اطرافيانش، امري را فراتر از اميال و خواسته‎هايش براي تعيين و يا تأييد چيزي به رسميت نمي‎شناسد و اگر قرار باشد آرمان يا هدفي را براي خود ترسيم كند و يا رفتاري را از خود بروز دهد، همواره اين عقل حسابگر اوست كه تعيين‎كننده خواهد بود.
اين انسان مدرن وقتي در عالم سياست ورود پيدا مي‎كند، باز هم تعيين‎كنندگي و تصميم‎گيري را با خواسته‎ها و ترجيحات خود مي‎داند و چيزي فراتر از آن را، حتي اگر خواسته‎ها و ترجيحات ديگراني غير از خودش باشد، به رسميت نمي‎شناسد.
البته اين مسئله چندان هم دور از ذهن نيست وقتي كه ما بفهميم جايگاه سياست و قدرت در معادلات انسان مدرن چيست و كجاست؟ انسان مدرن تنها رسالت خود را رسيدن به تمنيات و علايق خويش مي‎داند و در اين راه از هر ابزاري سود مي‎جويد. لذا آن‎چيزي كه در ذهن او مقدس است، همانا تمايلات و خواسته‎هايش بوده و ابزار هر‎چه كه مي‎خواهد باشد، هيچ قداستي ندارد.
انسان مدرن در سياست‎ورزي خود بيش از همه مديون انديشمند و فيلسوف ايتاليايي قرن پانزدهم يعني «نيكولو ماكياولي» است كه رجوع به آرا و انديشه‎هاي وي به‎وضوح منطق سياسي دنياي امروز را شرح مي‎دهد. ماكياولي در كتاب «شهريار» خود عبارتي در باب صفات سياستمدار نمونه دارد كه مي‎گويد: «سئوال اين‎جاست كه آيا داشتن صفات خوب و پسنديده براي حاكمان بهتر است يا تظاهر به اين صفات؟ پاسخ اين است كه تظاهر به‎خوبي و صفات پسنديده بهتر از داشتن آن صفات است زيرا داشتن آن صفات مي‎تواند در مواردي خطر آفرين باشند.»(1) اين عبارت و عبارات مشابه ديگري كه در كتاب «شهريار» ماكياولي آمده، روشنگر چيستي و جايگاه سياست در انديشه انسان مدرن است.
اگرچه بسياري از انديشمندان بعد از ماكياولي، ديدگاه‎ها و نظرات او را در باب سياست نپسنديده و آن‎ها را تقويت‎كننده و حامي استبداد مي‎دانند، اما اين اختلاف‎نظر صرفا در نظرات و ذهنيت‎هاست و آن‎چه در عمل در سياست انسان مدرن پياده مي‎شود، همان انديشه‎ها و وصاياي ماكياولي است. به‎عبارت ديگر، شايد در ظاهر، نظام سياسي جوامع مدرن مبتني بر دموكراسي و احترام به حقوق مردم باشد اما در عمل تنها چيزي كه رعايت نمي‎شود همان حقوق و احترام مردم است.
حال قصد داريم ادامه اين بحث را با نگاهي به اتفاقات و مسايل سياسي جامعه خودمان در چند ماه اخير پي بگيريم.
انتخاباتي پيش روست.
«تفكر مدرن» در پي انتخاب شدن و به قدرت رسيدن است.
نظام سياسي مبتني بر مردم‎سالاري و تعيين‎كنندگي مردم است.
تنها راه حل ممكن و عقلاني كه به‎نظر مي‎رسد همانا عرضه خود به مردم است. مردم زيبايي‎ها و صفات پسنديده را دوست دارند. براي جلب آراي مردم مي‎بايست زيبا و پسنديده و مطلوب بود. ماكياولي به انسان مدرن آموخته است كه «تظاهر به صفات پسنديده بهتر از داشتن آن صفات است.»(2)
«آزادي»، «برابري»، «برادري»، «زنده باد مخالف»، «محبت و صميميت» و... زيبايي‎هايي هستند كه بايد يا به آن‎ها معتقد بود و يا به آن‎ها تظاهر كرد.
انتخابات برگزار مي‎شود و مردم نتيجه‎اي را رقم مي‎زنند كه مطلوب «تفكر مدرن» نيست. اما چه بايد كرد كه مردم اين كار را كرده‎اند؟
مردم؟!

كدام مردم؟
«ديگي كه براي من نجوشه، مي‎خوام سر سگ توش بجوشه.»
«تفكر مدرن» بنا به اعتقاد و عادات رفتاري خود حاضر به پذيرش راي و نظر مردم به‎عنوان ديگراني غير از خودش نخواهد بود.
نتيجه چه مي‎شود؟

انكار مردم...
مردم همان‎هايي هستند كه من مي‎گويم.
هركه غير از اين‎ها را هم مردم بداند دروغگو، كودتاچي، متقلب، مستبد، خائن و واجد صفات ديگري از اين قبيل خواهد بود.
ضمنا اين همه ماجرا نيست.
هركسي كه منكر «تفكر مدرن» و اعتقادات و پيروان آن باشد، مستوجب هتك حرمت و تكفير خواهد بود و هر كسي كه با اين رويه سازگاري داشته باشد، داراي شان و اعتبار بوده و بي‎احترامي به او عرش خدا را به لرزه خواهد انداخت!
اگر يك استاد دانشگاه كه تا ديروز شان و جايگاه علمي وي مورد وثوق و داراي اعتبار بود، پايبندي خود را به الزامات «تفكر مدرن» نشان نداده و پرسشي را از اين تفكر مطرح كند، ديگر نه تنها داراي اعتبار و شأن نبوده بلكه هنگام ورود به كلاس درس اگر مورد بي‎احترامي و هتك قرار گيرد هم جاي دارد و تكفير او از اهم واجبات است.
اما اگر ديگران اين كار را با پيروان «تفكر مدرن» آن هم نه با يك استاد و عالم بلكه با يك دانشجو يا يك فرد عادي انجام دهند، مي‎بايست همه رسانه‎ها اين كار را محكوم نمايند.
شعار «زنده باد مخالف» و يا «آزادي انديشه و بيان» تنها و تنها وقتي معنا داشته و قابل‎اجرا هستند كه پاي منافع «تفكر مدرن» در ميان باشد اما اگر قرار است اين شعارها براي منكرين «تفكر مدرن» مصداق پيدا كند، نه تنها قابل‎اعتنا نبوده بلكه بسيار هم مزخرف و بي‎معنا هستند!
آري تفكر مدرن به ما فهماند كه نگاهش به ارزش‎ها و اصول انساني صرفا به‎مثابه ابزاري است كه گاهي خودش براي منافع و سود بردن به آن‎ها تقدس مي‎بخشد، و در واقع هيچ الزامي به آن‎ها نداشته و به‎راحتي مي‎تواند آن‎ها را زير پا بگذارد! زيرا عميقا به اين اعتقاد دارد كه:
«ديگي كه براي من نجوشه، مي‎خوام سر سگ توش بجوشه.»
1/5 ستاره ها (1)


نام
نام خانوادگي
پست الكترونيكي
متن

ميراث متفكران ماندگار(پرونده شماره 31)
براي غزه(پرونده شماره 30)
مصيبت نامه(پرونده شماره 29)
بحران هاي بي پايان(پرونده شماره 28)
برداشتي بديع از حيات علامه طباطبايي(پرونده شماره27)
هشدارهاي سه گانه رهبري(پرونده شماره ٢٦)
پيوندها
پاتوق كتاب