هفته نامه خبري تحليلي پنجره - بهمن اول - 30
شماره مجله 30
  پر امتیازترین مطالب
5 امروز؛ نوبت ماست  
4.9 انقلاب اسلامي، يك حركت شبانه روزي است  
4.8 اول راهيم  
4.5 هرمنوتيك عاشورا  
4.5 تا مبارزه هست، ما هستيم  
  پر بیننده ترین مطالب
361 مردم ايران آيت‎الله را مي‎خواهند  
273 انقلاب اسلامي، يك حركت شبانه روزي است  
246 تا مبارزه هست، ما هستيم  
195 اول راهيم  
193 امروز؛ نوبت ماست  
  آرشيو دسته بندي محتواي مجله
ستون یک یادداشت سیاست
اقتصاد فرهنگ جامعه
هنر و ادبیات تاریخ گفتگو
  آمار سایت

امروز : 1132

ديروز : 2555

كاربران فعال : 64

  امتياز : 12  
آيينه فرهنگ پرافتخار ايران اسلامي كدام است؟

محمد رضا زائري


زماني‎كه تلويزيون خودمان پخش مجموعه «حضرت يوسف(ع)» را آغاز كرد، آن را نمي‎ديدم. هم به‎خاطر اين‎كه مانند بعضي ايرانيان مسافر امكان دريافت شبكه‎هاي داخلي را فراهم نكرده بودم و هم به‎دليل اين‎كه نوعي پيش‎داوري نسبت به نويسنده و كارگردان اين مجموعه داشتم.
اعتراف مي‎كنم كه عملكرد و مواضع «فرج‎ا... سلحشور» رغبتي براي پيگيري و تماشاي آن در من ايجاد نمي‎كرد. اندكي كه گذشت، ديدم هجوم اوليه برخي سايت‎ها و وبلاگ‎ها به اين مجموعه فروكش كرد و آرام‎آرام اخباري پراكنده حاكي از استقبال گسترده مخاطبان از اين مجموعه خواندم.
در همان ايام حرف‎ها و اشارات دانش‎آموزان ايراني مقيم بيروت كه هفته‎اي يك‎بار مهمان جلسه قرآن‎شان مي‎شدم از «يوزارسيف» و «آنخماهو» و... و بي‎تابي‎شان، هر وقت برنامه‎هاي جلسه كمي طول مي‎كشيد، به من فهماند كه اين مجموعه ارزش ديدن دارد.
بعد كه شبكه «الكوثر» پخش آن را آغاز كرد، بازتاب‎هاي آن در بين مخاطبان خاص اين شبكه موفق آغاز شد و در ماه مبارك رمضان امسال با پخش آن از شبكه تلويزيوني المنار (در هر دو نسخه محلي و بين‎المللي) اين بازتاب‎ها اوج و گسترش فراوان يافت.
اندك‎اندك از كشيش‎هاي همدرس و همكار خود نكاتي درباره استقبال جامعه مسيحي مي‎شنيدم و در ميان مسلمانان اهل سنت واكنش‎هاي غيرمنتظره مي‎ديدم. (در فضاي شديدا متعصب لبنان تلاش يك خانم سني مذهب براي تهيه دي‎وي‎دي سريال كاملا شيعي عجيب است، فقط به‎خاطر اين‎كه بچه‎هايش اصرار دارند قسمت‎هايي را كه از دست داده‎اند، ببينند.)
در اين‎جا نخست يادداشتي از روزنامه مشهور و مهم «النهار» (بيست‎وششم سپتامبر) نقل مي‎كنم كه روزنامه‎اي مسيحي و وابسته به جريان ضدحزب‎ا... و مخالف ايران است تا پس از آن نكته‎اي را از خود و شما بازپرسم. نويسنده كه او نيز مسيحي است، عنوان مطلب خود را «افتخار توليدات ايران» گذاشته است و مي‎نويسد:
«تلويزيون المنار با پخش سريال «حضرت يوسف» به‎طور محسوس در رقابت تلويزيوني جلو افتاد و تعداد زيادي بيننده جلب كرد.
اين‎كار نمايشي تاريخي، عادي نيست؛ زيرا يك توليد ايراني دوبله شده به زبان عربي است كه عظمتش از انتظارات بسيار فراتر بود و سخيف بودن سريال‎هاي سوري و مصري و لبناني و خليجي را به همه نشان داد. ويژگي اين مجموعه جسارت در پرداختن به داستان زندگي حضرت يوسف به شكل واقعي و دور از تابو‎هاي ديني و تاريخي مربوط به تفسير اديان و مذاهب و طوايف است.
عجيب است كه چرا تاكنون هيچ‎يك از كشور‎هاي عربي به چنين توليدي اقدام نكرده‎اند. اين مجموعه گروه بزرگي از بازيگران حرفه‎اي را با خود دارد كه بينندگان را با كيفيت بازي‎شان غافلگير كرده‎اند.
اما آن‎چه حيرت‎انگيز است امكانات گسترده و لوكيشن‎هاي ويژه مانند اهرام مصر و لباس و تزيينات است در حالي‎كه اساس كار متن داستان بود كه باعث شد ما با شور و شوق همه قسمت‎ها را دنبال كنيم.
پيشگامان هنر‎هاي نمايشي در ايران حق دارند به اين مجموعه تلويزيوني افتخار كنند؛ زيرا آنان ثابت كرده‎اند كه زندگي انسان تنها به داستان‎هاي عشقي و خشونت و زنان زيبا نيست.»
ما كه خود مي‎دانيم توان و استعداد و ظرفيت هنري ايران اسلامي در عرضه پيام حكمت و معرفت و صلاح و سعادت بسيار فراتر از اين‎هاست، مي‎توانيم تصور كنيم وقتي اين مجموعه – با همه انتقاد‎هايي كه مي‎توان بدان داشت – اين‎گونه در مخاطبان متنوع خارجي تأثير دارد (در برخي كشور‎هاي اروپايي برخي مشتركين شبكه‎هاي خانگي از توزيع‎كنندگان كابلي خواسته بودند المنار را براي تماشاي اين سريال در مجموعه شبكه‎هاي خود قرار دهند) اگر براي نشان دادن ميراث سترگ و پرافتخار فكري و علمي و اسلامي تاريخ عظيم ايران برنامه‎ريزي و تلاش هدفمندي در ميان باشد، چه دستاورد‎هايي خواهد داشت.
چند روز پيش در يك جلسه با حضور يك استاد دانشگاه مصري و يك نويسنده مغربي و يك انديشمند لبناني سخن از مجموعه تلويزيوني «يوسف» به ميان آمد و آنان همه – جدا از بحث‎هاي تخصصي تاريخي و باستان‎شناسي و برخي ايراد‎ها و اخباري از جمله اين‎كه اهل سنت نه تنها در نمايش چهره انبيا بلكه حتي در نمايش ده تن صحابه خاص ممنوعند - از توجه و اهتمام جدي طبقات گوناگون مردم در كشور‎هاي مختلف مي‎گفتند و يكي از ايشان جمله‎اي از يك سياستمدار شرقي نقل كرد كه (نقل به مضمون): ايران دو مسئله بين‎المللي جدي دارد، انرژي هسته‎اي و سريال يوسف!
آن‎چه مي‎خواستم از خود و شما بازپرسم اين بود كه راستي آيينه فرهنگ عظيم ما در جهان امروز چيست؟ آيا كسي به تصوري كه از ايران و ايراني و تاريخ و فرهنگ ما در چشم و ذهن و باور مخاطب خارجي شكل گرفته و مي‎گيرد، توجه دارد؟ آيا جز اين است كه امنيت ملي و بين‎المللي ما و فضاي سياسي مربوط به آن بدين تصور وابسته است؟
وقتي بدين آساني مي‎شود با جهان حرف زد و وقتي سخن و پيام توسط مخاطبان متنوع و مختلف – و گاه كاملا مخالف – ديده و شنيده مي‎شود ديگر نمي‎توان دايم از استكبار جهاني و توطئه دشمن گفت، بلكه بايد به اندكي درنگ، كوتاهي‎ها و ناتواني‎ها و خطا‎ها و سوءتدبير‎ها را جست‎وجو كرد.
اگر تصوير «جمهوري اسلامي ايران» در نگاه ناظر خارجي و افكار عمومي و طبقات فرهنگي تصويري مثبت و همنشين دانش و خردورزي و محبت و مهرجويي و تحمل و مدارا باشد، ديگر تبليغات سوء و ترس‎آفريني آمريكا و اسراييل در مورد بمب اتمي ايران چندان اثر نمي‎كند.
ايران بزرگ را به دانشگاه‎هايش، به كتاب‎هايش، به دانشمندان و انديشه‎ورزانش، به هنر و فرهنگ ديرپايش بشناسند بسيار فرق مي‎كند تا اين‎كه آن را تنها با سپاه و ارتش و سلاح و انرژي هسته‎اي‎اش بشناسند.
اصرار و تأكيد به‎سزاي ما بر انرژي هسته‎اي البته نه حق بلكه وظيفه ملي است و جايگاه مقتدر و استوارمان را تثبيت مي‎كند و نبايد در آن كوچكترين سستي و ترديد به‎خود راه داد اما در همان حال بايد انديشيد كه ما را تنها بدان نشناسند.
تنها زماني بيگانگان مي‎توانند ميراث فرهنگي ما را به غارت برند .
هر روز نام و هويت يكي از مفاخر ملي‎مان را بربايند كه ما را به مدرك‎هاي جعلي، كوتاهي‎هاي علمي و ورق‎پاره دانستن مدرك تحصيلي بشناسند!
پارسي بودن خليج ما را زماني ديگران باور مي‎كنند كه از تاريخ چند هزار ساله‎مان مطلع باشند. اما وقتي تصويري كه خودمان به ايشان مي‎دهيم، تنها بر يك رويكرد سياسي متمركز نباشد.
مردم همه عالم با ما عناد و دشمني ندارند اما يك‎بار بايد از خود بپرسيم چقدر با اين مخاطبان سخن گفته‎ايم؟
صداقت و حسن نيت ما در دستيابي به انرژي صلح‎آميز هسته‎اي را وقتي ديگران مي‎پذيرند و بدان قانع مي‎شوند كه از ما تصويري امنيت‎آفرين و اطمينان‎بخش داشته باشند و حوزه فرهنگ و رسانه و شعر و هنر سنگيني بار آن رويكرد را قدري بگيرد.
در روزگاري كه دنيا به دهكده‎اي مجازي شباهت بيشتري مي‎يابد و ارتباط و تماس و گفت‎وگو ويژگي طبيعي چنين روزگاري است، چند تن از سخنگويان و نمايندگان فرهنگي ما به زباني جز فارسي نه مسلط، كه آشنايند؟
تا زماني‎كه استاد و نويسنده يا سخنران مشهور ايراني به لندن و بيروت مي‎آيد، اما نمي‎تواند دو كلمه با كسي سخن بگويد.
تا زماني‎كه نشريه خارجي ما در تهران و توسط كسي سردبيري مي‎شود كه يك‎بار هم از ايران خارج نشده است، تا زماني‎كه شبكه تلويزيوني خارجي ما را كسي مديريت مي‎كند كه خود زيان خارجي نمي‎داند و مترجم دارد و... روزگارمان همين است!
ما را براي سلامت در اين عرصه توفان‎خيز چاره‎اي جز اين نيست كه با دو چشم ببينيم و با دو بال پرواز كنيم.
هر يك از اين دو جانب كه كوتاه آيد و سست گردد و ناتوان شود، از مقصد دور مي‎افتيم.
تدبير سياسي و اقتدار نظامي از يك‎سو و تدبير فرهنگي و افتخار علمي از سوي ديگر و جز اين راهي نيست.
آمريكا اگر امروز در جهان فتنه‎انگيزي مي‎كند و آتش مي‎افروزد از آن است كه دانشگاهش در بيروت را صد و پنجاه سال پيش تأسيس كرده و فرانسه اگر در منطقه نقش دارد از آن است كه پرچم دانشگاهش را صد و چهل و پنج سال پيش در لبنان برافراشته... اما هنوز مدرسه راهنمايي و دبستان ايران در بيروت مجوز رسمي ندارد و بچه‎ها مجبورند در ساختماني نيمه ويرانه به تحصيل بپردازند.
ديروز در حاشيه كنفرانسي بين‎المللي كه دانشكده ما با موضوع پلوراليسم ديني برگزار كرده بود، يكي از اساتيد از من مي‎پرسيد: ايده گفت‎وگوي تمدن‎ها را اول بار رييس‎جمهور شما مطرح كرد، حيف نيست حالا كويت و قطر داعيه‎دار گفت‎وگوي اديان باشند؟ واقعا نمي‎دانستم چه پاسخي به اين استاد مسيحي خارجي بايد داد!
باري، سخن در آن بود كه اگر بخواهيم سخن و پيام ما شنيده مي‎شود و تصويري كه ارايه مي‎كنيم مي‎بينند، آن‎چه مهم است كيفيت و چگونگي اين تصوير و نوع ارايه اين پيام است. به ياد دارم سال‎ها پيش كه تلويزيون در موضوع كنفرانس برلين برخي ملاحظات را كنار گذاشت و فضا را شكست و تأثير فراوان آفريد، وحيد جليلي در روزنامه ابرار نوشت: (نقل به مضمون) اكنون بايد مديران صدا و سيما را بازخواست كرد به‎خاطر اين‎كه تازه معلوم شده اگر بخواهند مي‎توانند از اين ابزار قدرتمند بدين خوبي بهره بگيرند و نمي‎گيرند!
اينك نيز ضمن تقدير و تحسين تلاش ارزشمند مديران پيشين و فعلي صدا و سيما و دست‎اندركاران توليد مجموعه تلويزيوني يوسف عليه‎السلام جاي اين پرسش باقي است: وقتي چنين ظرفيت و امكان و عطش و نياز و استقبال بين‎المللي نسبت به كار‎هاي نه چندان بي‎عيب و ايراد ما وجود دارد، حيف نيست در پاسخ گفتن به اين تقاضا تعلل و سستي كنيم؟
4/5 ستاره ها (3)


نام
نام خانوادگي
پست الكترونيكي
متن

ميراث متفكران ماندگار(پرونده شماره 31)
براي غزه(پرونده شماره 30)
مصيبت نامه(پرونده شماره 29)
بحران هاي بي پايان(پرونده شماره 28)
برداشتي بديع از حيات علامه طباطبايي(پرونده شماره27)
هشدارهاي سه گانه رهبري(پرونده شماره ٢٦)
پيوندها
پاتوق كتاب